هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل راهبردها و بسترهای مدیریت استعداد در آموزش عالی ایران به روش آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های سراسری شهر تهران تشکیل دادند که در مرحله کیفی با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند تعداد 15 نفر و در مرحله کمی تعداد 122 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند‌. برای تحلیل داده‌های کیفی از تکنیک تحلیل موضوعی (تم) و به‌ منظور تحلیل داده‌های کمی از مدل معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان داد مقوله‌های جو سازمانی (منزلت اجتماعی و حرفه‌ای، مدیریت مشارکتی‌)، تسهیلات سازمانی (فیزیکی، انسانی) و ساختار پویا (استقرار شایسته‌سالاری، روابط سازمانی مناسب) از بسترهای مورد نیاز و مقوله‌های توسعه آموزش(فرصت‌های مطالعاتی کافی، آموزش اعضای هیئت علمی)، تمرکززدایی (‌آزادسازی نقد علمی، تفویض اختیار، حمایت مادی و معنوی)، طرح‌ مدیریت استعداد (پرورش مدیران دانشگاه، آینده‌نگری) از راهبردهای مورد نیاز برای اجرای مدیریت استعداد هستند. نتایج یافته‌های دیگر پژوهش نشان داد که عوامل ساختار پویا، تسهیلات سازمانی، جو سازمانی تاثیر معنی‌داری بر راهبردهای مدیریت استعداد دارد. بنابراین عملکرد دانشگاه‌ها را می‌توان با شکوفایی استعدادهای اعضای هیأت علمی در زمینه آموزش، پژوهش و فناوری و فراهم کردن فرصت‌هایی برای توسعه و رشد آنها بهبود بخشید. بر این اساس تهیه یک طرح جامع مدیریت استعداد اعضای هیأت علمی در نظام آموزش عالی‌، تسهیل زیرساخت‌های مطالعاتی و پژوهشی کشور، ساماندهی فرصت‌های مطالعاتی و بورس تحصیلی خارج از کشور از جمله پیشنهادات سیاستی این پژوهش است.
هدف مقاله استخراج پیشرا‌ن‌های مهم توسعه صادرات، تدوین سناریوها و ارائه راهبردهای مهم برای توسعه صادرات بخش کشاورزی است. اطلاعات مورد نیاز در قالب پرسشنامه دلفی و از نظر متخصصین و کارشناسان استخراج و پیشران‌های مؤثر بر توسعه صادرات شناسایی شد. این راهبردها می‌تواند در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری راهنمای مدیران کشور باشد. برای این منظور از روش تحلیل ماتریس اثرات متقاطع استفاده شد. از بین پیشران‌های مهم پنج پیشران مهمترین بودند: تقویت ساختاری و محتوایی در‌ حوزه بازاریابی، بسته‌بندی بر اساس سلایق بازار، تولید محصولات با کیفیت صادرات محور، برقراری روابط تجاری قوی با کشورها، تشکیل اتحادیه صنفی صادرکنندگان. با استفاده از پیشران‌های شناسایی‌شده فضای سناریو تدوین شد و سه سناریو که احتمال وقوع بیشتری داشتند شناسایی و تدوین شد و از بین آنها سناریوی دوم با 44 درصد به عنوان محتمل‌ترین سناریو انتخاب شد و سپس در قالب هر سناریو راهبردهایی مانند روش‌های بسته‌بندی مطابق با سلیقه مصرف‌کننده، متنوع‌کردن محصولات، تولید محصولات مناسب از لحاظ کیفی مطابق خواست بازار هدف، افزایش تجارت خارجی به عنوان موارد مهم توسعه اقتصادی و منبع ارزآوری در هر کشور در نظر گرفته شد.
در میان منابع انسانی، توجه به مسائل جمعیتی به ویژه ساختار سنی جمعیت از اهمیت ویژه ای در مسیر رشد و توسعه اقتصادی جوامع برخوردار است. اگر برنامه‎ ریزی لازم برای مواجهه با تغییرات ساختار سنی جمعیت در هر کشوری صورت گرفته باشد، می‌تواند موجبات رفاه آن کشور را فراهم سازد، اما اگر این تغییرات به ‌یک‌باره و بدون برنامه ریزی اتفاق بیافتد، می‌تواند آسیب جدی بر اقتصاد کشورها وارد سازد. هدف اصلی مطالعه حاضر، بررسی تأثیر پیری جمعیت بر تورم در دو گروه منتخب از کشورهای درحال‌توسعه و توسعه یافته طی دوره زمانی 2000 تا 2018 با استفاده از روش داده‌های تابلویی است. نتایج تجربی تحقیق نشان می‌دهد که پیری جمعیت در هر دو گروه از کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته، تأثیر منفی و معناداری بر نرخ تورم داشته است. همچنین رشد نقدینگی و رشد تولید، به ترتیب دارای تأثیر مثبت و منفی بر تورم در هر دو گروه از کشورها بوده، که این موضوع با انتظارات تئوریکی مطابقت دارد. از سوی دیگر، نتایج حاکی از آن است که افزایش امید به زندگی در هر دو گروه از کشورها، تأثیر منفی و معناداری بر تورم در دوره مورد مطالعه داشته است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل ورزش از منظر قانون گذاری در دوره ششم تا دهم مجلس شورای اسلامی بین سال های 1380 الی 1399 است که در سطح توصیفی-تحلیلی به روش کیفی انجام گرفته است. داده‌های به شکل ثانویه و به روش کتابخانه‌ای-اسنادی گردآوری شده است. نتایج نشان داد از 17 مورد لوایح و طرح های ارائه شده، 7 فقره به شکل قانون اعمال شده است (41درصد) و از این تعداد 4 مورد مرتبط به لوایح هایی بوده است که از طرف قوه مجریه پیشنهاد شده است. بیشتر قوانین ورزشی و پیشنهادهای مصوب نشده، مرتبط به اصلاح قوانین و تغییر ساختار در ورزش بوده است و بر اساس سیاستگذاری آلموند و همکاران(2008) تمرکز لوایح و طرح های ورزشی مرتبط به حیطه‌های توزیعی و تنظیمی با اهداف، حمایت از سازمان ورزشی، کارایی و اثربخشی، روابط خارجی، توجه به ورزش قهرمانی و توسعه اماکن ورزشی است و این در حالی است که حیطه نمادین و استخراجی مواردی را در این ادوار به خود اختصاص نداده است و در قسمت پایانی پژوهش از منظر تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف دو مورد از مهم ترین مذاکرات ورزشی یعنی: طرح اختصاص درصدی از درآمد حاصل از پخش مسابقات ورزشی توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به فدراسیون های ورزشی و طرح تبدیل سازمان تربیت بدنی و جوانان به وزارت ورزش و جوانان در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی و از این رهگذر، پیوند میان متن و جامعه بازنمایی شده است.
طبق پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته، اوج تقاضای برق در ایران طی 10 سال آینده دست کم به بیش از 100 هزار مگاوات خواهد رسید، این درحالیست که طبق آخرین آمار، در حال حاضر به دلیل عدم توسعه کافی ظرفیت نیروگاهی، حداکثر تقاضای قابلِ‌ تأمینِ بار الکتریکی کمتر از 60 هزار مگاوات است. ضعف در شیوه‌های تأمین مالی پروژه‌های توسعه نیروگاهی اصلی‌ترین عامل این مسئله عنوان می‌شود. در مطالعۀ حاضر، ضمن بررسی شیوه کنونی تأمین مالی توسعه ظرفیت نیروگاهی و واکاوی معایب و چالش‌های آن، ابزارها و روش‌های رایجِ تأمین مالی پروژه‌های حوزه تولید برق در جهان مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به شرایط اقتصادی کشور، نهادِ/نهادهای تأمین‌کننده منابع مالی و نیازمندی‌ها و اهداف صنعت برق کشور، استفاده از روش‌ تأمین مالی جمعی، در قالب صندوق توسعه تولید و بهره‌وری انرژی جهت اجرای پروژه‌های مرتبط با این دو حوزه در ایران پیشنهاد شده است. نتایج نشان داد که مدل ارائه‌شده در این مقاله ضمن حفظ درآمد حاصل از دارایی‌های سرمایه‌ای در صنعت برق و حذف خروج پول از آن، منجر به کاهش اثرپذیری پروژه‌های توسعه نیروگاهی از جهش‌های ارزی و در نتیجه کاهش هزینه‌های تأمین برق برای مشترکین نهایی خواهد شد. مبتنی بر نتایج حاصل شده، تغییر رویکرد از مدل تأمین مالی فعلی به سمت مدل تأمین مالی جمعی با رویکرد تفکیک هزینه‌های سرمایه‌ای از هزینه‌های عملیاتی و حفظ منابع مالی حاصل از درآمدهای سرمایه‌ای پروژه‌های نیروگاهی در این صنعت به عنوان یکی از سیاست‌های اصلی صنعت برق پیشنهاد می‌شود.
لازمه تحلیل صحیح از فرآیند خط‌مشی‌گذاری، داشتن شناخت و فهم جامع از ابزارهای خط‌مشی است. سؤال اصلی و مهم پژوهش حاضر این است که ابعاد و مختصات ابزارهای خط‌مشی به‌عنوان یک حوزه مطالعاتی جدید چیست؟ برای پاسخ به سؤال مذکور تلاش می‌شود با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند ادبیات تصویر کلان از ابعاد و مختصات مطالعات ابزارشناسی در علم خط‌مشی عمومی ارائه شود. با بهره‌گیری از روش مرور نظام‌مند ابتدا 526 اثر علمی خارجی شناسایی شدند و با انجام غربالگری آثار علمی طی چند مرحله 38 اثر علمی برای تحلیل انتخاب شدند. در مرحله تحلیل یافته‌ها با بهره‌گیری از روش ترکیب مضمونی، 108 مفهوم شناسایی شدند و ذیل 27 مقوله دسته‌بندی شدند و در نهایت ذیل شش محور کلان مفهوم‌شناسی ابزارهای خط‌مشی، جایگاه ابزارهای در مطالعات خط‌مشی عمومی، گونه‌شناسی ابزارهای خط‌مشی، ویژگی‌های ابزارهای خط‌مشی، عوامل مؤثر بر ابزارهای خط‌مشی و حوزه‌های نوین و آینده مطالعات ابزارهای خط‌مشی قرار گرفتند. جهت آینده مطالعات حوزه ابزارها خط‌مشی برای تأثیرگذاری بیشتر ابزارها باتوجه‌به درک ماهیت پیچیده رفتار انسان از طریق علوم رفتاری و بازاریابی اجتماعی و تمرکز بر مطالعات آزمایشگاهی و تجربی و هوشمندسازی و دیجیتالی شدن ابزارها برای بهینه‌سازی ابزارهای خط‌مشی است. اصلاح نگاه تک ابزاری در نهادهای تصمیم‌گیر، طراحی پیوست ابزاری برای سیاست‌ها، قوانین و برنامه‌ها، ابزارسازی برای ارتقای مشارکت‌های مردمی و بخش سوم و هوشمندسازی ابزارها باتوجه‌به اقتضائات نظام سیاستگذاری ملی از جمله توصیه‌های سیاستی بر اساس مطالعات ابزار خط‌مشی برای ارتقای نظام حکمرانی و خط‌مشی‌گذاری کشور است.
این پژوهش به دنبال استخراج و اولویت‌بندی راهبردهای دستیابی به مرجعیت علمی در ایران بر مبنای اسناد بالادستی کشور است.این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی - تحلیلی است. با روش سندکاوی به بررسی محتوای اسناد مرتبط با علم و فناوری، راهبردها و اقدامات مشترک برای دستیابی به مرجعیت استخراج و تعامل و ارتباطات آنها با پرسشنامه از متخصصان این حوزه نظرسنجی انجام و به‌منظور تحلیل یافته‌ها نیز از رویکرد «مدل‌سازی ساختاری تفسیری» بهره گرفته شد.براساس بررسی‌های صورت گرفته برخی راهبردها به‌شدت متأثر از پیشبرد سایر اقدامات هستند به‌نحوی‌که خروجی و پیامد توجه به سایر راهبردها، دستاوردهای زیر را در پی خواهد داشت ازجمله: «اصلاح برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقاء کمی و کیفی مراکز و فعالیت‌های پژوهشی» و «توسعه و تقویت شبکه‌های ارتباطات ملی و فراملی میان دانشگاه‌ها، مراکز علمی، دانشمندان و پژوهشگران و بنگاه‌های توسعه فناوری و نوآوری». تمرکز دقیق بر برخی راهبردها مانند «ارتقاء سطح مطلوب تولید علم» و «ارتقای بهره‌وری منابع انسانی مؤسسات علمی و پژوهشی» زمینه‌ساز دستیابی به جایگاه مطلوب در حوزه علم و فناوری در مقیاس بین‌المللی خواهد بود.
خانواده غربی از دهه 1950 دگرگونی‌هایی جدی را تجربه کرده است که امروزه تحت عنوان «دومین گذار جمعیتی» شناخته می‌شوند. یکی از مهمترین تبیین‌های ارائه شده درخصوص این تغییرات، نظریه تغییرات ارزشی توسط لستهیگ و دیگران می‌باشد که در آن بر تغییرات از ارزش‌های مادی‌گرایانه به ارزش‌های پسامادی‌گرایانه به عنوان عامل اصلی آنچه کاهش خانواده تلقی می‌شود، و استمرار این روندها با گسترش این مجموعه ارزشی، تاکید شده است. اما براساس شواهد جدیدتر مبنی بر متوقف شدن روند کاهش خانواده و حتی معکوس شدن این روندها یعنی اقبال مجدد به تشکیل خانواده و فرزندآوری در اروپای نوردیک که در پذیرش ارزش‌های پسامادیگرایانه پیشرو می‌باشند، تبیین‌های بدیلی همچون نظریه‌های «انقلاب جنسیتی» و «تعادل برابرگرای جنسیتی»، با تاکید بر شرایط ساختاری و نهادی ارائه شده‌اند. تحلیل ثانویه داده‌های موج پنجم مطالعه ارزش‌های اروپایی، نشان می‌دهد روندهای موجود بیشتر با این نظریه‌ها همخوانی دارند. براساس مرور مطالعات صورت گرفته، عامل اصلی معکوس شدن روندها در اروپای نوردیک، تطبیق مناسبات درون خانواده و سیاست‌های عمومی با تغییرات صورت گرفته در نقش‌های جنسیتی و جهت‌گیری سیاست‌های اجتماعی در جهت حمایت و تطبیق خانواده با شرایط ساختاری و اقتصادی جدید است که در این مقاله از آن تحت عنوان «سیاست‌های حمایتی-انطباقی خانواده» نام برده شده است.
تاکنون برنامه‌های توسعه از مناظر گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد کمی و کیفی به بررسی این برنامه‌ها از منظر عدالت بین‌نسلی در بخش انرژی (با تاکید بر صنعت نفت و گاز) ‌پرداخته است. در این پژوهش پس از مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های تخصصی، شاخص‌هایی برای تحقق عدالت بین‌نسلی در بخش انرژی طراحی گردید و توسط متخصصان این حوزه اعتبارسنجی شد و نهایتا این شاخص‌ها با استفاده از روش تاپسیس (Topsis) رتبه‌بندی گردید. پس از آن در قالب گروه‌ کانونی به مطالعه دقیق برنامه‌های توسعه و احصای بندهایی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به عدالت بین‌نسلی در بخش انرژی با تاکید بر نفت و گاز اشاره داشته‌اند اقدام شده است. اعتبارسنجی مجدد بندها و تطبیق آنها با اولویت‌های بدست آمده مرحله دیگری از این پژوهش است.نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که برنامه­های توسعه از منظر عدالت بین‌نسلی در بخش انرژی در طول برنامه اول تا ششم با رویکردها و اولویت‌های متفاوتی به موضوع پرداخته‌‌اند و البته برنامه‌های متأخر، جامعیت بیشتری داشته‌اند، مهم‌ترین تفاوت در این سیر، اهمیت یافتن توجه به شیوه هزینه درآمدهای حاصل از منابع نفتی در برنامه‌های پایانی بوده است. این مقاله در پایان نیز براساس شاخص‌های احصایی و رتبه‌بندی نخبگانی، پیشنهاداتی برای برنامه هفتم توسعه از منظر عدالت بین‌نسلی، ارائه می‌دهد.
در دنیای امروز، موضوع مشارکت با بخش خصوصی از سوی دولت ها به عنوان راهکاری در جهت تامین نیازهای عمومی، مطرح است. این مشارکت در حیطه‌های مختلفی از جمله حفاظت و بهره‌برداری متناسب از بناهای تاریخی مورد پیگیری قرار گرفت. در کشور ما نیز طرح مشارکت عمومی- خصوصی در زمینه بناهای تاریخی در سال‌های اخیر- با توجه به طیف گسترده و پراکنده ی بناهای تاریخی در کشور- مورد توجه بوده است. یکی از بناهای مورد مشارکت قرار گرفته به عنوان یک نمونه موفق، سرای عامری‌ها می‌باشد. از اینرو، مطالعه تلاشی در جهت شناسایی مفاهیم مترتب بر موضوع مشارکت عمومی- خصوصی در زمینه بناهای تاریخی- به صورت خاص سرای عامری‌ها- به شمار می‌رود. برای نیل به این مهم، از روش مطالعه موردی بهره گرفته شد. گردآوری داده‌ها به منظور تعمیق بیشتر با به کارگیری ابزارهای داده‌ای گسترده نظیر انجام مصاحبه، مشاهده و یادداشت‌برداری و بررسی اسناد، صورت پذیرفت. خروجی به دست آمده از منابع متعدد داده‌ها به صورت متن های پیاده‌سازی شده در نرم افزار Maxqda10 مورد تحلیل قرار گرفتند. در این میان، مفاهیم متعددی در ذیل مقوله‌های ساز و کار مشارکت، ویژگی‌های بنا، ذینفعان، اهداف، وظایف هر بخش، منافع هر بخش، عوامل تکنولوژیکی- ارتباطی، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل قانونی- حقوقی، عوامل مالی- اقتصادی، عوامل محیطی و عوامل سیاسی- دولتی، شناسایی شدند.