دیدار با خانواده شهیدان مهدی و حسام عراقی

سابقه آشنایی با شهید عراقی/سخنرانی در مراسم ختم شهید عراقی/ترور حسنعلی منصور/شهید عراقی، یار روزهای تنهایی امام/ضربه خط نفاق به انقلاب، پس از پیروزی/ستون پنجم منافقین در خدمت صدام/خاطره‌ای از اجبار خلبان‌های عراقی برای بمباران شهرهای ایران/منافقین، جرثومه خباثت/تداوم راه انقلاب به برکت خون شهدا/مقام والای مجاهده در راه خدا/انس شهید عراقی با امام/شهدا، آموزگاران جامعه.

بسم الله الرحمن الرحیم
رئیس جمهور:
سلام علیکم. خوب هستید الحمدلله. خانم خیلی خوشحالیم که در ایام سالگرد شهید بسیار عزیز ما، شهید عراقی و فرزند بسیار عزیزش آقا حسام، که شما هم همسر شهید و هم مادر شهید هستید و مقام والایی دارید، خدمتتان رسیدیم.
سعادت ما از معاشرت با شهید عراقی خیلی زیاد نبود. البته ایشان را از آغاز انقلاب می‌شناختم. دوره بسیار طولانی که ایشان زندان کشیدند، بعد از آن در پاریس خدمتشان بودیم. ایشان مدتی در نوفل لوشاتو بودند که همراه امام (ره) هم برگشتند. آن اخلاق، متانت، سنگینی، فداکاری و ایثار ایشان واقعاً نمونه بود و شهادت ایشان برای ما خیلی سخت بود. من همان موقع در ختم ایشان سخنرانی کردم و نسبت به آن شهید بزرگوار قدمی ادای دین کردیم و امروز خیلی خوشحال هستیم که خدمت خانواده عزیز ایشان هستیم. خداوند ان‌شاءالله مقام ایشان را متعالی کند.
کسی که خالصانه از روزهای اول نهضت اسلامی کنار امام (ره) بودند و در آن ایام که امام (ره) خیلی غریب و تنها بود، وقتی که امام (ره) در سال 1343 از زندان آزاد شد، اینها در قم فعال بودند و آن مراسم بزرگی که در مدرسة فیضیه برگزار شد، خیلی ایثارگرانه همیشه کنار امام (ره) بودند و یار ایشان بودند. زمان تبعید و بعد از آن داستان حسنعلی منصور و کار بزرگی که آن زمان انجام شد؛ یعنی اولین ضربه اساسی که از لحاظ نظامی و امنیتی به رژیم شاه خورد، چون هیچ کس در ایران فکر نمی‌کرد که یک قدرت، روحیه و جمعی باشند که بتوانند نخست وزیر وقت را بزنند. او هم خیلی آدم بد دهنی بود و نسبت به امام (ره) خیلی توهین می‌کرد. در روزنامه ها و رادیو تلویزیون حرف‌های بدی از وی منتشر
می‌شد. خیلی آدم وقیحی بود و کشتن وی واقعاً به مردم امید و روحیه داد.
متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب، خطی که به ما خیلی ضربه زد خط نفاق بود، از سوی آنهایی که به ظاهر مدعی بودند مسلمان و انقلابی هستند؛ همان که قرآن همیشه ما را نسبت به نفاق و منافق هشدار داده که اینها از کفار هم بدتر و خبیث‌تر هستند. دیدیم که در دوران انقلاب و دفاع مقدس همیشه نفاق و خط نفاق به مردم و کشور و حتی آن عرق ملیت - حالا دین و ایمان به کنار - ضربه زده است.
من نکته‌ای بگویم، شاید شما نشنیده باشید. در زمان جنگ برخی از هواپیماهای عراقی شهرهای ما من جمله تهران را می‌زدند، خیلی از شهرها مورد حمله هواپیماهای عراقی قرار می‌گرفتند. تعداد زیادی از خلبان‌ها را که هواپیمایشان زده شد، اسیر کردیم. در عملیات والفجر هشت (عملیات فاو) هواپیماهای زیادی را از عراقی‌ها زدیم و 12 خلبان آنها اسیر شدند. در عملیات و مواقف دیگر هم اینها اسیر می‌شدند. در بازجویی از این خلبان‌ها از آنها می‌پرسیدند چرا آمدید شهر را زدید؟ می‌گفتند ما را مجبور کردند از طرف رژیم صدام. می‌گفتند مجبور شدید، چرا آمدید شهر را زدید، می‌توانستید این بمب را بیرون شهر در بیابان بیندازید، بگویید شهر را زدیم. یکی دو تا از آنها گفته بودند که چند تا از خلبان‌ها این کار را کردند و بمب را بیرون شهر انداختند، بلافاصله منافقین از داخل ایران به رژیم صدام خبر دادند خلبانی که فلان ساعت آمد برای فلان شهر،
بمب‌هایش را بیرون شهر انداخت و آن خلبان‌ها را اعدام کردند.
شما ببینید که یک چنین جرثومه خباثتی در تاریخ سراغ داریم؟ که آدمی بیاید به دشمنی که کشور ما را اشغال کرده و دارد مردم ما را
می‌کشد، اعتراض کند که چرا این بمب به سر مردم نخورد. می‌خواهم بگویم همه خط نفاق در کل از فرقان گرفته تا منافقین همه در یک مسیر بودند.
فرزند شهید:
در این روزها هم کم نیستند.
رئیس جمهور:
بله، الان هم همین گونه است. البته خداوند ملت ما را یاری کرد و آن روز امام (ره) بزرگوار ما را چه در دوران نهضت و چه بعد از انقلاب یاری کرد و امروز هم یاری خداوند شامل حال مردم و رهبری نظام است و ان‌شاءالله این نظام و انقلاب راهش را به برکت خون شهدا و همه آنهایی که ایثار می‌کنند، ادامه خواهد داد.
خداوند بر اجر و مزد شما و بر صبر و استقامت شما و خانواده عزیزتان بیفزاید. مادر، شهید حسام چند ساله بودند؟
مادر شهید:
هجده سال
برادر شهید:
کنکور داده بود دانشگاه قبول شده بود.منتظر دانشگاه بود که باز شود.
مادر شهید:
انقلاب فرهنگی شد، تصمیم گرفت به پاریس برود که امام (ره) آمد. گفت دیگر نمی‌روم، زمانی می‌خواستم بروم پاریس که امام (ره) آنجا بود.
رئیس جمهور:
خداوند ان شاء الله مقام ایشان را متعالی کنند. پس شهید حسام 18 ساله بود.
مادر شهید:
بچه خاصی بود. 3 ساله بود تحویل من داد. 18 ساله بود تحویل گرفت.
رئیس جمهور:
وقتی که رفت زندان 3 سالش بود، عجب.
مادر شهید:
از من جدا نمی‌شد. مرتب با من بود. خیلی به پدرش علاقه داشت.
رئیس جمهور:
بله، آن سه سالگی و انسی که با پدر داشت، شهید عراقی حدود 13 سال در زندان بود؟ بله، واقعاً عمری است.
فرزند شهید:
کاری که حاج آقا در 48 سالگی کرد، حسام در 18 سالگی کرد.
مادر شهید:
سه تا پسر داشتیم، آن یکی را با خودش برد دو تا ماندند.
رئیس جمهور:
شما دختر هم داشتید؟
مادر شهید:
نه.
پسر شهید عراقی:
عروس‌های حاج خانم دخترهای ایشان هستند.
رئیس جمهور:
بله، همین طور است ولی حاج خانم خودش هم باید قبول کند. حاج خانم این گونه‌اند؟
مادر شهید:
نه خیر. عروس هیچ وقت دختر نمی‌شود.
رئیس جمهور:
خدا فرزندان عزیزتان و همه اعضای خانواده تان را برایتان ببخشاید.
مادر شهید:
ما راضی هستیم به رضای خدا، هرچه خدا بخواهد.
رئیس جمهور:
همین طور است. حالا محاسبات ما ظاهری است، اگر بخواهیم محاسبة واقعی را انجام بدهیم، چه مقامی بالاتر از اینکه آدم در راه خدا جهاد کند و در راه خدا عمری در زندان باشد؟ کار بسیار سختی است، بحث شش ماه و یکی دو سال نیست، سیزده سال، واقعاً یک عمر است، آن هم با آن اخلاص و متانت؛ یعنی اصلاً فکر نمی‌کردی شهید عراقی آدمی است که 13 سال زندان بوده باشد. آن روحیه و قدرت و عشقی که به امام (ره) داشت، واقعاً با همه وجود به امام (ره) عشق می‌ورزید.
همسر شهید:
فقط عاشق امام (ره) بود.
رئیس جمهور:
بله، همین طور است واقعاً احساس ما هم نسبت به شهید عراقی
این‌گونه است.
فرزند شهید:
به نظرم بهترین جملات را هم حضرت امام (ره) در مورد ایشان گفتند. هم برادر هم فرزند.
رئیس جمهور:
بله، چون خیلی با امام (ره) انس داشت و کنار ایشان بود. در پاریس هم همیشه کنار امام (ره) بود. آن چادری که زده بودند و امام (ره) برای نماز می‌آمد، باز کنار ایشان بود، مانند یک محافظ و مراقب و همیشه کنار امام بود.
همسر شهید:
علی رغم آن همه جمعیت محافظ و مراقب باز هم ایشان شب تا صبح پشت در اتاق امام (ره) ایستاده بود.
رئیس جمهور:
بله، ایشان چهرة خیلی ارزشمندی بودند. اینها معلم‌های واقعی جامعه ما هستند و به ما درس فداکاری و راه حق را یاد می‌دهند. خداوند
ان‌شاءالله مقام ایشان را متعالی بکند و بر اجر و صبر شما در دنیا و آخرت بیفزاید. ما ها هم ان‌شاءالله بتوانیم مسیر و راهی را که آنها در آن روزهای سخت ادامه دادند، ادامه دهیم. ان‌شاءالله بتوانیم در آن دنیا هم از شفاعت آنها برخوردار باشیم، چون شهدای ما می‌توانند هزاران نفر را شفاعت کنند. ان‌شاءالله می‌توانند و همه ما ها را شفاعت می‌کنند.
همسر شهید:
خدا کند! مطمئن باشم؟
رئیس جمهور:
حتماً می‌توانند و همه ما را شفاعت می‌کنند. خیلی از زیارتتان خوشحال شدیم. ان شاء الله مؤید باشید. خداحافظ شما.

92493
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.