سخنرانی در دیدار با علما، ایثارگران و برگزیدگان استان قزوین

قزوین شهر شهید ایثار گری یکی از ویزگی‌های استان قزوین/ دشواری‌های اخلاق مند بودن/ تقوا مقدمه‌ای برای فلاح/ تواضع شهید رجایی در همه احوال و مقامات/ ویزگی‌های اخلاقی و تشخیص شهید رجایی/ شهید بابایی عین شهید رجایی/ مسئولیت‌های مختلف در دفاع مقدس/ ریسک بالای خلبانان در دوران دفاع مقدس/ برخی ویزگی‌ها و خضایل شهید بابایی/ رفتن به خط مقدم و ساختن سنگر / قزوین شهر شهید تقسیم حقوق خود بین افراد مستمند برخی روستا ها/ آشنایی با شهید بابایی/ شهید بابایی، یکپارچه اخلاص به معنای واقعی/ ذکر خاطراتی از دوران دفاع مقدس و شهید بابایی/ اجازه پرواز از آیت الله هاشمی رفسنجانی با التماس بسیار/ شرکت در مراسم ماه محرم و ظرف شستن و چایی ریختن، در قبل از انقلاب / شهید ابوترابی، مانند شهیدان بابایی و رجایی/ جغرافیای وسیع قزوین/ جاذبه گردشگری قزوین/ تقسیم روحانیت مبارز تهران به مجمع روحانیون و روحانیت با اجازه امام/ ضرورت گم نکردن هدف علی رغم اختلاف نظر دو سلیقه ها/ سابقه رفاقت و ارادت به مقام معظم رهبری/ تاکید مقام معظم رهبری بر دوقطبی نبودن جامعه/ قزوین شهر شهید بی معنا بودن جامعه دوقطبی/ برنامه‌های نیویورک 14 ملاقات در 48 ساعت/ اقبال نمایندگان دیگر کشور‌ها برای ملاقات با رئس جمهور ایران/ عظمت ایرانی/ سابقه در عرضه بینالمللی برای متهم کردن ایران/ استادان ایران برجایگاه، مدعی نه متهم/ مذاکرات دقیق ظریف/ احتیاط‌ها، وسواس‌ها و دقت نظر‌های دولت در مذاکرات/ اضهار نظر برخی رهبران جنبش عدم تعهد در مورد مذاکرات ایران/ استفاده از علم و فناوری به عنوان ابزاری برای تفوق و سلطه طلبی/ امنیت ایران در منطقه نا امن/ کمک ایران به مردم عراق، فلسطین، سوریه، بحرین و لبنان/ ضرورت استفاده از فرصت ها/ توجه به مرز‌ها و خطوط قرمز، شیرین و لذت بخش کننده، رقابت ها/ تلاش دولت برای استفاده از ظرفیت قزوین/ لزوم تماس و ارتباط مسئولین با نخبگان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین

بسیار خوشحالم که خداوند به من و هیئت همراه این توفق را داد تا امروز و فردا میهمان مردم عزیز و دلاور استان قزوین باشیم. همة نکاتی که در اینجا گفته شد بجا بود و بسیاری از نکات هم حتماً فرصت نبوده که در این جمع مطرح شود؛ در جمع عالمان، بزرگان، اساتید، فرهیختگان، خانواده‌های عزیز ایثارگران، اعم از شهیدان، جانبازان عزیز و آزادگان در هفته دفاع مقدس، همان‌طور که اشاره شد، فرهیختگان این استان آن قدر فراوان‌اند که هر چه سالن‌ها و فضاها بزرگ‌تر شود، امکان گشایش آن همه متفکران و صاحب‌نظران نیست.
من نکته‌ای به ذهنم آمد و می‌خواهم این نکته‌ای که من استفاده کردم از مصاحبت با بزرگان و ایثارگران عزیز استان قزوین را به کل استان تعمیم بدهم. الحمدلله هم در این استان و هم در استان‌های دیگر عالمان و بزرگان و صاحب‌نظران فراوانی داریم. ایثارگری هم الحمدلله به عنوان یکی از ویژگی‌های این ملت بزرگ در طول تاریخ بوده و ما این ایثار را از پیامبر عظیم الشأن، ائمه هدی و به ویژه ابی عبدالله الحسین (ع) و فرهنگ عاشورا آموخته‌ایم.
اخلاق، تواضع، به تعبیر مردمی خاکی بودن، اخلاص، به فکر آخرت بودن و از خود گذشتن به معنای واقعی کلمه ویژگی آسانی نیست؛ گرچه همة ما می‌دانیم که پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ با انما گفت؛ اساس بعثت پیامبر و همة انبیا که از یک ریشه‌اند و یک هدف آمده‌اند، تکمیل و تتمیم فضیلت‌های اخلاقی است. اخلاقمند بودن کار ساده و آسانی نیست. کنترل غرائز و هواهای نفسانی کار ساده‌ای نیست. یکی از عمده‌ترین اهداف همة عبادات و مناسک و اجرای فرامین الهی و مذهبی این است که ما را قدرتمند کند. تقوا همان قدرت مهار است. اگر آدم توان مهار کردن پیدا کرد، می‌تواند جلوی هواهای نفسانی را مهار بزند؛ تقوا همان عنان گرفتن اسب سرکش هوای نفس است. خیلی از مناسکی هم که در قرآن مجید برای ما آمده، آخرش آمده لعلکم تتقون، پایان آن تقواست.
البته من اخیراً فرصت تحقیق و تفحص را از دست داده‌ام اما آن زمان که فرصت داشتم، این طور به ذهنم آمد که قرآن هدف بلند را فلاح
می‌داند. حتی تقوا هم مقدمه‌ای برای فلاح است. حالا بگذریم از اینکه معنی فلاح چیست؟ فلاح شکوفایی است. اگر توانستیم همة استعدادهای درونی را که خداوند به ما داده است، شکوفا کنیم، فلاح است، فلاح شکوفایی است. فلاحت هم که به معنی زراعت است باز از همین ریشه است، زمین و بذر را شکوفا و پرمحصول می‌کنیم.
پس اخلاق خیلی مهم است. من با مرحوم شهید رجایی، حالا قبل از انقلاب در فرصت‌های کمتر، اما بعد از انقلاب خیلی بیشتر ارتباط داشتم؛ گرچه دوران حیات ایشان بعد از انقلاب متأسفانه کوتاه بود. این مرد آن موقعی که سمتی نداشت، آن موقعی که در آموزش و پروش مسئولیت پیدا کرد، آن موقعی که نمایندة مجلس شورای اسلامی شد و ما در مجلس در خدمت ایشان بودیم، آن زمانی که نخست وزیر شد و آن مدت کوتاهی که رئیس جمهور شد، باور کنید هرچه مقامش بالاتر رفت، تواضعش همان اندازه بیشتر شد؛ ولا ترفعنی فی الناس درجه الا حططئنی عند نفسی مثلها؛ این دعای امام سجاد (ع) است؛ خدایا هر مقدار مقام من در جامعه بالا می‌رود، همان اندازه تواضعم بالا برود. خیلی مهم است که آدم دچار عجب و خودباختگی نشود، خودشیفته نشود. بداند که همه چیز از ناحیة خداست و هرچه هم هست در سایة ایثار و فداکاری بندگان خدا، عبادالله، است. خودش را هم یک سرباز کوچک و یک بنده کوچک خدا بداند، اگر به این نقطه برسیم، خیلی نقطة بالا و والایی است.
شهید رجایی از لحاظ اخلاق این چنین بود؛ یکپارچه تواضع، ادب و اخلاص بود. واقعاً خالصانه برای خدا و رضای خدا، در همة مراحل زندگی‌اش، عمل می‌کرد؛ آن مقداری که ما دیدیم و آشنا بودیم و دوستان دیگری که به ایشان نزدیک بودند، دیدند. این نکتة بسیار مهمی است. عین این ویژگی‌ها را من در شهید بابایی دیدم. ویژگی شهید بابایی این بود که یک خلبان شجاع بود. حالا ما خلبان شجاع زیاد داشتیم. در همان زمان جنگ خلبان شجاع زیاد داشتیم.
چون نزدیک هفته دفاع مقدس هستیم و به تازگی از آن عبور کردیم، این نکته را بگویم. من مسئولیت‌هایی در دوران دفاع مقدس داشتم. مدتی رئیس ستاد قرارگاه خاتم الانبیاء بودم، مدت زیادی فرمانده پدافند هوایی بودم. معاون فرمانده جنگ بودم و سمت‌ها و مسئولیت‌هایی که کمابیش در دوران دفاع مقدس داشتم. می‌خواستیم مأموریت‌های هوایی را به خلبان‌ها ابلاغ کنیم. زمانی که مأموریت، رفتن به بغداد بود، عملیات هوایی ریسک بندی می‌شد. مثلاً ریسک این عملیات هوایی 50 درصد است؛ ریسک آن عملیات 70 درصد است. در عملیات هوایی بغداد ریسک 95-93 درصد بود؛ یعنی خلبان و هواپیمایی که می‌رفت احتمال بازگشتش بسیار اندک بود. این به معنی شهادت داوطلبانه بود و لذا ما عده‌ای خلبان را جمع
می‌کردیم، از آنها می‌پرسیدیم می‌گفتیم چه کسی برای رفتن به بغداد و مأموریت بغداد داوطلب است؟ من چند نوبت این کار را کردم، تعدادی از خلبان‌ها را برای مأموریت بغداد جمع کردم، ما وقتی می‌گفتیم چه کسی داوطلب است؟ همه دست بلند می‌کردند، نه اینکه فقط دست بلند
می‌کردند، اصرار می‌کردند، بعضی‌ها التماس می‌کردند، می‌گفتند این مأموریت را به من بدهید. خیلی مهم است؛ من می‌دیدم وقتی خلبانی به یک مأموریت سنگین می‌رفت، زن و بچه‌اش چه وضعی داشتند تا ایشان برگردد. یک هواپیما که از پایگاه بلند می‌شد. تا وقتی که می‌نشست این خانواده چه حالتی داشت و وقتی خلبان دیر می‌کرد، گاهی وقت‌ها تأخیرهایی به دلایلی پیش می‌آمد، چه وضعی پیدا می‌کردند. طبیعت همة انسان‌هاست.
من می‌خواهم بگویم ما خلبان فداکار و شجاع هم در نیروی هوایی و هم در هوانیروز زیاد داشتیم. در هوانیروز هم خلبان‌های شجاع و فداکاری داشتیم. اما شهید بابایی از جنس دیگری بود. یک وقتی در جبهه می‌دیدیم - خودمان در جمع عباس می‌گفتیم - عباس نیست. می-گفتیم عباس کجاست که پیدایش نیست، معمولاً هم لباس بسیجی به تن داشت، لباس خلبانی را وقتی می‌خواست پرواز کند و مأموریت برود می‌پوشید. پیدایش که می‌کردی می‌دیدی رفته به خط مقدم و در آنجا یک سرباز یا بسیجی می‌خواسته سنگر درست کند، ایشان رفته کمک کند تا سنگر بسازد. این یک واقعیت است نه اینکه بخواهم مثال بزنم.
ایشان وقتی پرواز می‌کرد یک روستای خراب را از بالا می‌دید، می-آمد روی زمین دنبال می‌کرد که این روستا کجا بوده؟ باور می‌کنید که از حقوقی که می‌گرفت نصفش را می‌برد در آن روستا به چند مستمند می-داد و برمی‌گشت. خودش هم می‌رفت این کار را می‌کرد. من آدمی به این اخلاص در عمرم کم دیدم.
من با شهید بابایی از روزهای اول پیروزی انقلاب که در اصفهان خلبان بود، در همان اوایل سال 58، آشنا بودم. قبل از جنگ به دفعات همدیگر را می‌دیدیم، بعد از جنگ فراوان؛ چه آن زمان که ایشان فرمانده پایگاه اصفهان بود، چه آن موقعی که در نیروی هوایی سمت‌های مختلف داشت. من از ایشان خیلی زیاد خاطره دارم. عین شهید رجایی که در خلوص و اخلاص فوق‌العاده کمتر مثل او می‌دید، شهید عباس بابایی هم یکپارچه اخلاص بود. واقعاً مؤمن به معنای واقعی کلمه بود. آدمی که باور‌کرده بود.
ما در ایام جنگ شب‌ها و روزها به دلایل مختلف زیاد در قرارگاه‌ها با هم بودیم. وقتی امام (ره) سخنرانی می‌کرد و از تلویزیون پخش می-شد، ایشان می‌آمد کنار تلویزیون دست روی زانوهایش می‌گذاشت، دو زانو می‌نشست و گوش می‌کرد. به ایشان می‌گفتم عباس از همین‌جا هم
می‌شود گوش کرد می‌گفت نه ایشان امام (ره) است که دارد صحبت
می‌کند، احترام ایشان بر ما واجب است؛ دو زانو و مؤدب می‌نشست. ویژگی‌های خاص خودش را داشت. ایامی بود که ما پرواز را برای ایشان ممنوع کرده بودیم. من از طرف فرماندهی جنگ به ایشان ابلاغ کردم که شما حق پرواز نداری. رها نمی‌کرد، شب و روز پیش من، پیش حضرت آقای هاشمی رفسنجانی که آن زمان فرماندهی جنگ را بر عهده داشتند آنقدر گفت و التماس کرد که بعد از هفته‌ها توانست این اجازه را بگیرد که در موارد ضروری، آن هم با هماهنگی من پرواز کند، اصلاً ایشان بال درآورده بود و داشت پرواز می‌کرد.
ایشان خلبان اف 14 بود، قبل از انقلاب، در ماه محرم با لباس معمولی به مسجد می‌رفت و در روضة امام حسین (ع) ظرف می‌شست، چایی
می‌ریخت. اصلاً کسی باور نمی‌کرد که خلبانی آمده و این کارها را می-کند. گاهی اوقات بعضی‌ها متواضع هستند اما انجام دادن بعضی کارها سختشان است؛ برود ظرف بشوید و آن را تمیز کند! برود جارو کند! شهید بابایی از آنهایی بود که برای انجام وظیفه مرز نمی‌شناخت. این خیلی مهم است.
در قبا داشتند مسجد می‌ساختند. مسلمان‌ها خشت و گل می‌آوردند دیدند پیغمبر اسلام هم خشت را گذاشته روی سینه‌اش و می‌آورد، حمزه و دیگران آمدند که یا رسول الله شما چرا؟ پیغمبر فرمود: این عبادت خداست، برای اجرش این کار را می‌کنم. شهید بابایی هم دارای این ویژگی اخلاص بود.
شبیه این دو نفر را من در شهید ابوترابی دیدم؛ آن آزاده‌ای که به حق باید گفت سرور آزادگان بود؛ واقعاً در دوران اسارت برای همه آزادگان مایة افتخار بود؛ چه در دوره‌ای که من قبل از اسارت ایشان را می-شناختم، و چه بعد از اسارت زمانی که برگشت و نماینده مجلس بود. این آدم هم آدمی متواضع، خاکی و مخلص بود.
من می‌خواهم این را تعمیم بدهم چون ما هر یک از دوستان عزیز را از دیار قزوین دیدیم، از سیاسی گرفته، از میدان جنگ گرفته، از روحانی گرفته، همه این گونه بودند، این نشان می‌دهد که این سرزمین [خاص است.] این اخلاق از کجا نشئت می‌گیرد؟ از پدرها و مادرها، از اجداد، از تربیت؟! این طوری که یک مرتبه نمی‌آید. البته این قزوین که فقط قزوین امروز نبوده، قزوین سرزمین بزرگی بوده است. همین دریای خزر هم که گاهی دریای مازندران گفته می‌شود، در تاریخ‌های قدیم بحر قزوین است. اصلاً این قزوین جایی بوده که از همین تهران شروع می-شده تا شمال، تا کنار دریای خزر، قزوین یک سرزمین بزرگ و معروف در تاریخ بوده است. [تشویق حضار]
یک دوره‌ای هم اینجا به عنوان مرکز سیاسی ایران و پایتخت بوده است. آثار تاریخی که در این استان وجود دارد و یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری است نشان می‌دهد که مردان بزرگ و خانواده‌های اصیل در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند.
حالا من می‌خواهم از این نکات بهره‌ای بگیریم. امروز هم در جامعة قزوین اینکه حزب و جناح باشد اینها طبیعی است. در همة جوامع این حزب، آن حزب و سلیقه‌های مختلف وجود دارد، هیچ اشکالی ندارد. به هر حال دو نفر هستند و دو سلیقه دارند. حتی امام(ره) اجازه دادند که روحانیت مبارز تهران دو قسمت شود که پذیرش آن زمانی برای ما هم خیلی سخت بود؛ مجمع روحانیون و روحانیت؛ اما امام(ره) فرمود شما جمعی هستید که دو سلیقه دارید بروید دو تا جمعیت داشته باشید. پیداست که اختلاف سلیقه، اختلاف تشکیلات و مجمع‌های مختلف اشکالی ندارد؛ اما خیلی مهم است که هدف‌های اصلی را گم نکنیم. باید خودمان را عضو یک خانواده بدانیم. اگر بنا شد عضو دو خانواده تلقی کنیم این آغاز انحطاط ما خواهد بود. خدای ناکرده رقابت‌های حزبی تبدیل به کینه و کینه توزی و منازعه می‌شود.
اختلاف اگر اختلاف فکری باشد اشکال ندارد؛ اما نزاع و تنازع، تفرقه، جدائی، شکاف و قطب بندی چیزی نیست که مطلوب باشد؛ یک وقتی خدای نکرده جامعة ما به دو قطب تبدیل نشود.
در محضر مقام رهبری حداقل طبق روال توفیق دارم هفتگی خدمت ایشان می‌رسم و ساعاتی در محضر ایشان هستیم و بحث‌های متنوعی
می‌شود؛ البته رفاقت ما یا ارادت من به ایشان متعلق به حال نیست؛ 8-47 سال است. از سال 47 ما رفت و آمد داشتیم. من هر وقت مشهد می-رفتم به خانه ایشان می‌رفتم؛ در تهران هم خدمت ایشان می‌رسیدیم. حالا از این طرف ارادت، از آن طرف هم لطف سابقه طولانی دارد که نزدیک به 50 سال است. همیشه بحث‌های متنوع و مختلفی داشتیم و ایشان همیشه تأکید می‌کردند که جامعة ما نباید دو قطبی شود، و به من می-گفتند در دولت و دستگاه اجرایی مراقبت کن.
جامعه دوقطبی اصلاً معنا ندارد. ما یک جمع هستیم؛ ما همه ایرانی هستیم؛ ما همه مسلمانیم. چقدر اسم اسلام قشنگ و زیباست و چقدر اسم ایران زیبا و قشنگ است. دو چتر بزرگ داریم و زیر آن چتر بزرگ زندگی می‌کنیم. حالا برای خودمان بساطی هم درست کرده‌ایم. هر کدام هم برای خودمان گلیمی انداخته‌ایم. به بالای سرمان نگاه کنیم. چتری که دارد ما را حفاظت می‌کند، اگر آن چتر از دست برود، چیزی نمی‌ماند. اگر بنا باشد ما بگوییم این چتر باشد و ما می‌خواهیم این خیمه را از در وسط ببریم و تقسیم کنیم، این نمی‌شود. ما یک محور و قطب داریم. ما در این نظام یک رهبری داریم. ما یک قانون اساسی داریم. ما یک قانون و یک دولت داریم. همه ما افتخارمان این است که در این مملکت عاشق خاندان رسالت هستیم. پیرو اهل بیت عصمت و طهارت هستیم. ما به عاشورای خودمان افتخار می‌کنیم. مگر وقتی در عاشورا و روضه شرکت می‌کنیم، موقع ورود حساب می‌کنیم که این جناح این طرف برود و آن جناح آن طرف برود؟ همه با هم می‌نشینیم. در نماز جماعت که شرکت می‌کنیم مگر نگاه می‌کنیم که در کدام صف بنشینیم؟ همه با هم می‌نشینیم و کنار هم هستیم.
من دلم می‌خواهد بر این نکته تأکید کنم. چون همیشه نزدیک انتخابات که می‌شویم رقابت اشکال ندارد و طبیعی است، هر کسی هم تلاش برای مطلوب خودش می‌کند؛ این هم اشکال ندارد؛ اما یادمان نرود که سال 95، سال اقتصاد مقاومتی است. فراموش نکنیم سال اقدام و عمل است؛ سال رونق اقتصادی است؛ همه ما باید تلاش و کوشش کنیم، کشور را باید به حرکت در بیاوریم. خدا گواه است من نمی‌خواهم کلمه-ای بگویم که شما احساس کنید می‌خواهم خودنمایی کنم یا از دولتم. تعریف کنم. اصلاً
این‌طور نیست.
خدا شاهد است در ایران در جمع غیر متعهدها که 122 کشور هستند، در جمع سازمان ملل متحد که همة کشورهای دنیا حضور دارند، ایران جایگاه خاصی را دارد، امروز عظمت خاصی دارد، شک نکنید که عظمت امروز ایران به حول و قوة الهی از سال‌های قبل بیشتر است. [تشویق حضار]
می‌دانید که معمولاً سران کشورها برای ملاقات‌هایشان از 3-2 ماه قبل برنامه‌ریزی می‌کنند، همه این‌طورند. امسال من به دلایلی تا یکی دو هفته قبل از سفرم تصمیم به سفر نداشتم، در مجموع به این تصمیم رسیدم. چون خود اجلاس غیرمتعهدها هم وضع معلومی نداشت، وقتی روشن شد که اجلاس غیرمتعهدها هست، آن زمان گفتم در کنارش به سازمان ملل هم می‌روم، والا در ابتدا تصمیم نداشتم بروم. دو هفته مانده به مجمع عمومی سازمان ملل به دوستانمان اعلام کردیم که به سازمان ملل
می‌آییم. معنی ندارد که در آن فرصت یک هفته‌ای رهبران کشورها درخواست و تقاضای ملاقات کنند. من کلا 48 ساعت در نیویورک بودم؛ یعنی عصر سه شنبه وارد شدم و عصر پنجشنبه خارج شدم؛ این همه درخواست ملاقات بود که من 14 ملاقات در آن 48 ساعت انجام دادم. چون وقت‌ها به گونه‌ای بود که نمی‌شد تنظیم کرد. هیچ کشوری در دنیا نبود که دلش نخواهد با رئیس جمهور ایران؛ یعنی نمایندة ملت ایران ملاقات کند. [تشویق حضار] تمام کشورها، تمام سران اروپا، امریکا، افریقا، آسیا؛ این نشان می‌دهد این ملت، ملت بزرگی است. این نشان
می‌دهد که ایران با عظمت است. [تشویق حضار]
این کشور با این عظمت که ما داریم به ملت‌مان، به رهبرمان، به انقلاب‌مان، به دین و آیین خودمان افتخار می‌کنیم. به سرزمین و ایران عزیزمان [افتخار می‌کنیم.]
من می‌خواهم به صراحت خدمت شما بگویم، همیشه در سال‌های قبل، گاهی مسابقه بود برای اینکه ایران را متهم کنند، مسابقه بود که علیه ایران صحبت کنند. مسابقه بود که تهمت بزنند، حرف‌های ناروا و واهی بزنند. امسال مسابقه در این بود که چور با ایران همکاری کنند، چطور با ایران روابط اقتصادی برقرار کنند. [تشویق حضار].
بسیاری از سران کشورهای اروپایی که من با آنها ملاقات داشتم، خودشان و قبل از اینکه من بخواهم در این زمینه حرفی بزنم، می‌گفتند که مسائل شما بعد از برجام حل شده است، اقتصاد و روابط شما حل شده است، یک مسئله باقی مانده و آن هم بانک‌های بزرگ است که می-ترسند بیایند و با ایران همکاری کنند. خود آنها می‌گفتند که ما باید این را حل کنیم. باید به امریکا فشار بیاوریم. دیگر بحث این نیست که علیه ایران صحبت شود. بحث این است که علیه امریکا و علیه بدعهدی آنها حرف زده شود. این افتخاری بزرگ برای این ملت بزرگ نیست که قبلاً ما را روی صندلی اتهام نشانده بودند و هرکسی می‌آمد یک حرفی می-زد، با ربط و معمولاً بی ربط. امروز ما روی صندلی مدعی نشسته‌ایم، ما ادعا می‌کنیم و ما طلبکاریم.
البته به قول آنها که می‌گویند شما بد قلق هستید، به قول خودمان ما خیلی دقیق هستیم. بخواهیم چیزی را امضا کنیم خیلی طول می‌کشد. 40-30 ماه طول می‌کشد. شبانه روز باید بر سر کلمه به کلمه بحث کنیم. اما اگر ایران بعد از دقت‌های فراوان و حساب لازم یک قرارداد و تعهدی را قبول و امضا کرد، ایران در طول تاریخ عهدشکن نبوده و نخواهد بود. اعتماد به ملت و به دولت ایران خیلی مهم است.
بله، دولت سخت امضا می‌کند، دولت برای قبول یک مسئله‌ای وسواس دارد. حق ماست که وسواس داشته‌باشیم. به خاطر سوابق تاریخی دیگران حق ماست. خود مقام معظم رهبری هم در این امور معمولاً با دقت و وسواس وارد می‌شود. حق ماست، حق این ملت است؛ اما با همة وسواس‌ها، با همة احتیاط‌ها، با دقت و نظر فراوان، اگر چیزی را پذیرفتیم و گفتیم قبول داریم، دیگر قبول داریم و این خیلی مهم است.
دنیا امرزو این را احساس کرده و فهمیده است که ملت بزرگ ایران، ملتی است که به عهدش راعی است؛ وعهدهم راعون . ملت ایران ملتی است که خلف وعده و تعهد نمی‌کند. و برای من خیلی جالب بود که چند نفر از رهبران جنبش عدم تعهد در ملاقات با من گفتند که شما در زمینة هسته‌ای از حق ما هم دفاع کردید، که من در صحبت صبح هم به آن اشاره کردم. گفتند شما از حق ما هم دفاع کردید. چون آنها می-خواستند نگذارند کشورهای کوچک یا به اصطلاح خودشان کشورهای در حال توسعه هسته‌ای شوند و بگویند اینها مخصوص ماست. آنها درست به عکس ما مسلمان‌ها هستند. ما زکات علم را در این می‌دانیم که در اختیار دیگران قرار بدهیم. آنها می‌خواهند از علم و دانش و فناوری به عنوان یک ابزار برای تفوق و سلطه طلبی غلط می‌خواهند استفاده بکنند. می‌خواهند همة این ابزار و اهرم‌ها فقط در دست خودشان باشد. این خیلی مهم است که کشورهای دیگر می‌گویند که ایران در مرزی بوده که از حقوق ملت‌های دیگر به خوبی دفاع کرده است.
ما امروز در شرایطی هستیم که از این فضا و فرصت باید استفاده بکنیم. ملت بزرگ، با استعداد، عالم، ایثارگر، ملتی که در صحنه‌های مختلف مثل دفاع مقدس پیروز شده، در صحنه‌های مختلف به پیروزی رسیده است. و امروز امنیتی که امام جمعه محترم به این نکته اشاره کردند، امنیتی که ما امروز داریم، خیلی مهم است. در این منطقه آشفته هرکشوری که در مخمصه قرار می‌گیرد، وقتی ندای مظلومیتش بلند می-شو، من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم، یک مظلوم اگر در دنیا داد زد و گفت مسلمان‌ها به داد من برسید، من مظلومم، به حق من دارد ظلم می‌شود، ما باید پاسخ بدهیم. پیغمبر می‌فرماید اگر پاسخ ندهیم مسلمان نیستیم. عراق اگر فریاد می‌زند، سوریه اگر فریاد می‌زند، فلسطین اگر فریاد می‌زند، لبنان اگر فریاد می‌زند. یمن اگر فریاد می‌زند، بحرین اگر فریاد می‌زند، هر کجا، هر مظلومی که فریاد می‌زند و می‌گوید مسلمانها، حالا که می‌دانند گوش‌های دیگر بدهکار نیست، صریح می‌گویند: ایران، چون
می‌دانند بقیه می‌ترسند که به صحنه نمی‌آیند.
پس ما امروز شرایط ویژه‌ای داریم. باید از فرصت، باید از این شرایط، در این سال اقدام و عمل و در اقتصاد مقاومتی به خوبی استفاده کنیم. کنار همدیگر باشیم. اشکال ندارد که برای مذهب خودمان دفاع و استدلال بکنیم؛ اما دفاع از مذهب به معنی دعوا نیست و یا اینکه در برابر مذهب دیگر اسلامی ایجاد تنازع کنیم، نه آن برادر مسلمان ماست، اهل سنت است و برادر ماست؛ اما ما مذهب خودمان را قبول داریم. در دعواهای جناحی که دیگر آن دین و اعتقاد و مذهب است که برای ما خیلی مهم است. اگر دعواهای جناحی هم با هم داریم، در اصل انقلاب، در اصل نظام اسلامی، در اصل ایران عزیز و منافع ملی که دیگر با هم بحث نداریم، همه در کنار هم هستیم. اگر به مرزها و آن خط قرمزهایی که برای ما وجود دارد، توجه کنیم، رقابت‌ها شیرین می‌شود.
اینجا سرزمین قزوین و استان قزوین، استان بسیار مهم در چهارراه مواصلاتی کشور است و همه تلاش ما این است که از این ظرفیت استفاده کنیم. شما فرهیختگان حتماً به استان خودتان آشناتر هستید، با مشکلات و به راه حل‌ها آشناترید. من در همه استان‌ها به استاندار و مسئولین اجرایی سفارش می‌کنم، می‌گویم با نخبگان در تماس باشید، با آنها جلسه داشته باشید، آنها در بیان و رفع مشکلات و راه حل‌ها اهل مطلع هستند، صاحب‌نظر هستند، می‌توانند به ما کمک کنند.
همه ما باید برای فرزندانمان و برای آیندگان خودمان تلاش کنیم. حال ما یک طوری گذراندیم و می‌گذرانیم. شغل بچه‌های ما مهم است. شغل جوان‌های ما مهم است. آینده کشور مهم است. عظمت ما مهم است، عظمت انقلاب مهم است. نظام اسلامی مهم است. ما همه در برابر خون شهیدان خودمان مدیون هستیم؛ در برابر آن جانبازان عزیزی که گاهی موفق می‌شوم به خدمتشان شرفیاب می‌شوم و واقعاً آدم شرمنده می‌شود. ما کجا و کار ما کجا و صبر آنها و مقاومت و ایستادگی آنها و اخلاق و چهرة بشاش آنها کجا؟ این عزیزان و این سرمایه‌های بزرگ معنوی در داخل کشور ما، آن خانواده‌های عزیز شهیدان، آن آزادگان عزیز ما، این انقلاب بزرگ، این همه فداکاری و ایثار، علما، بزرگان؛ خداوند ان شاءالله به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم برای عظمت ایران خودمان، برای عظمت کشورمان، برای سربلندی کشورمان و برای رونق اقتصادی این استان بسیار مهم اقدام کنیم که از لحاظ صنعتی، گردشگری، کشاورزی، علمی، دانشگاهی، حوزوی و ایثار و فداکاری بسیار حائز اهمیت است؛ مجموعاً 10 هزار ایثارگر در این استان، نزدیک به حدود2800 تا 3000 شهید، آن همه جانباز و بیش از 600 نفر آزاده؛ اینها همه افتخارات ما هستند. سرمایه‌های معنوی و مادی ما هستند. ان شاء الله به خوبی از این سرمایه‌ها استفاده بکنیم و بتوانیم برای رضای خداوند تلاش بکنیم. خداوند به همه توفیق بدهد و خدا به همة خادمان این مردم اجر و مزد بیشتر عنایت کند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

92400
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.