دیدار با جانباز سرافراز مهدی سنایی آشتیانی

دوران دفاع مقدس، دوران مظلومیت کشور و ملت ایران/ ملت ایران، بیمه ایثار ایثارگران/ اصل دفاع و جهاد و ایثار برای حفاظت مسلمانان/ دفاع مقدس، دفاعی ناگزیر و شرافتمندانه/ شملچه، همه آتش،‌ همه خون/ عملیات‌های کربلای چهار و پنج/ مسئولیت‌ها و سختی‌های خانواده‌های جانبازان

بسم الله الرحمن الرحیم

رئیس جمهور:
سلام علیکم.
جانباز:
سلام علیکم. خوش آمدید.
رئیس جمهور:
احوال شما چطور است؟ خوبید الحمدلله؟
جانباز:
قربان شما. خیلی ممنون. زحمت کشیدید.
رئیس جمهور:
خانم، احوال شما؟ حال شما چطور است؟ خب آقای سنایی، خوب هستید الحمدلله؟
جانباز:
شکر، الحمدلله، قربان شما.
رئیس جمهور:
ان شاء الله موفق باشید. خدا حفظتان کند. کجا مجروح شدید؟
جانباز:
شلمچه. کربلای پنج.
رئیس جمهور:
چه شد؟ ترکش به شما اصابت کرد؟
جانباز:
بله، ترکش به سرم خورد و نصف بدنم کار نمی‌کند.
رئیس جمهور:
ترکش خمپاره؟
جانباز:
بله.
رئیس جمهور:
سمت راست بدن کار نمی‌کند. در پا هم همین‌طور مشکل دارید؟ دستتان هم مشکل دارد؟
جانباز:
بله، تمام سمت راستم مشکل دارد.
رئیس جمهور:
ان شاء الله خداوند از شما قبول کند. کار بسیار مهمی هم شما و همه جانبازهای ما و همه خانواده‌های شهدا و ایثارگران انجام دادند. روزهای مظلومیت کشور و ملت ما بود. همه دنیا آماده شده بودند برای شکست ایران و الحمدلله همه رزمندگان و ایثارگران ما و امثال شماها به میدان رفتید و به ندای امام(ره) پاسخ دادید. کار بزرگی انجام گرفت و ملت ما با ایثار ایثارگران برای همیشه بیمه شد. امروز دیگرهمه دشمنان ما
می‌فهمند که اگر قصد تجاوز و چشم طمع به کشور ما داشته باشند، ملت ما ملت مقاومی است، می‌ایستد و از حق، شرافت و عزت خودش دفاع می‌کند و این مهم و اصل است.
خداوند اصل دفاع، جهاد و ایثار را برای حفاظت از کیان مسلمانان و زندگی آنها گذاشته و اگر این دفاع نباشد هر روز به ما هجمه می‌شود و هر روز کشوری به ما طمع می‌کند. حال اینکه به ظاهر همسایه ما بود و به ما حمله کرد و کشوری بود که مسلمان بودند. هرچند حکومتش در مسیر کفر بود ولی جوان‌های عراقی را هم اغفال کردند و به جبهه آوردند و دردسر بزرگی برای خودشان و ما درست کردند و ما راهی نداشتیم جز دفاع شرافتمندانه و الحمدلله جوان‌های ما آن روز با کمال شهامت به میدان رفتند. مثلاً شما سال 1365 مجروح شدید با اینکه دیدید در سال 1364 چقدر شهید و جانباز داشتیم؛ یعنی می‌دانستید که وقتی به جبهه می‌روید ممکن است پایان کارش جانبازی، شهادت یا اسارت باشد. هرکس
می‌رفت احتمال اینکه از میدان عملیات برگردد کم بود؛ آن هم عملیات کربلای پنجی که واقعاً همه شلمچه آتش بود.
عملیات در یک جبهه محدود بود و دشمن هم همه توانش را به کار بست، چرا که بعد از کربلای چهار بود و دشمن هم آمادگی‌اش را داشت. عملیات خیلی سنگین و سختی بود، البته رزمندگان ما به خوبی مقاومت کردند، کار بزرگی کردند. کربلای چهار عملیاتی بود که با مشکلات مواجه شد و نتوانست ادامه پیدا کند و با فاصله کمی هم کربلای پنج طراحی و عملیاتی شد. الحمدلله کربلای پنج، کربلای چهار را جبران کرد و بعد از پیروزی سال 1364 ما در فاو بود. فاو پیروزی خوبی بود و بعد هم در سال 1365 در شلمچه موفقیت خوبی بود.
خداوند به احسن وجهش از شما قبول کند. ان شاء الله به شما اجر و مزد، عزت بیشتر در دنیا و سلامتی بدهد. تحمل، صبر و استقامتی که تا حالا داشتید باز هم خداوند صبر و استقامت را به خود شما، خانواده محترم و فرزندان عزیزتان بدهد.
دو فرزند دارید؟
جانباز:
بله، علی آقا و نرگس خانم.
رئیس جمهور:
علی آقا، شما لابد به دبیرستان می‌روید؟
فرزند جانباز:
دبیرستان تمام شده است.
رئیس جمهور:
پس آماده [رفتن به] دانشگاه هستید. نرگس خانم چه؟
فرزند جانباز:
من هم مدرسه روشنگر شاهد می‌روم.
رئیس جمهور:
ان شاء الله موفق باشند، بچه‌های خلف و صالح شما باشند. راه شما را ادامه دهند که راه حق، درست و مقاومت است. معمولاً خانواده همه جانبازان عزیز ما هم برای باری که بر دوش آنهاست در اجر و ثوابشان شریک هستند. خداوند از خانواده شما هم قبول کند ان شاء الله.
[اعطای هدایا]
آقای سنایی شما امر و فرمایشی ندارید. قربان شما، خدا شما را حفظ کند ان شاء الله. اگر امری دارید بفرمایید. خانم، ان شاء الله موفق باشید. خداوند از شما قبول کند؛ خداحافظ.

92374
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.