سخنرانی در همایش بزرگداشت روز شهدا

شهادت حضرت فاطمه برای حفظ راه پیامبر / امام حسین، سید شهیدان / حسین و عاشورا / حماسه آفرینی رزمندگان در دفاع مقدس با یاد / خاطره ای از شب عملیات خیبر / قدرت و ایمان رزمندگان به عشق پیامبر و خاندانش / روحیه گرفتن از خانواده شهدا / ایثار، تنها راه جاودانگی / شهدا عندربهم یرزقون / تداوم تعالی کار شهدا تا قیامت / طولانی شدن عمر شهدا تا قیامت / ارزش والای جهاد در راه خدا / فرشی از مادرشهید، بهترین هدیه دوران ریاست جمهوری / خاطره ای از عظمت و کرامت جانبازان / رواج تهمت و دروغ در جامعه / تنگ نظری برخی در ندیدن موفقیتهای ملت / هدف انقلاب، احیای اسلام و اخلاق / معنی واقعی انقلابی بودن / فحش نامه بودن برخی روزنامهها / درسها و پیامهای شهدا برای ما / پیام شهدا برای حفاظت از سایر مسلمین و حرمهای اهل بیت / پا به رکاب بودن همه ملت / تلاشی برای پرداخت معوقات خانواده های شهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین

اجعلتم سقایۀ الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله والیوم الآخر و جاهد فی سبیل الله لایستوون عندالله ان الله لایهدی القوم الظالمین.[1]الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون.[2]

السلام علیک یا مولاتنا یا فاطمه الزهرا

روز بسیار عزیز و بزرگی برای ما هست؛ روزی که به نام شهید و شهیدان است. شهیدی که درس ایثار و شهادت را از قرآن، اهل بیت عصمت، خاندان رسالت و فرهنگ ایستادگی و مقاومت سرزمینش آموخته است. شاید بعد از رحلت پیامبر عظیمالشأن اسلام اولین کسی که مسیر شهادت را برگزید و انتخاب کرد بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) بود. او نه برای حفظ فدک که برای حفظ راه پیامبر و مسیر هدایت و گفتن سخن حق و احیای راه حیات و سعادت ایستاد، مقاومت کرد و سختیها را به جان خرید و با اشک و آه و مظلومیتش ندا و صدایش را به گوش آن روز جهان اسلام و همة مسلمانان و آزادیخواهان در طول تاریخ رساند و اگر بخواهیم در میان همة شهیدان دوران پیامبر و بعد از ایشان و در طول تاریخ سید آن شهیدان را بیابیم، کسی جز فرزند برومند حضرت فاطمه (س) نیست که فردا روز شهادت زهرای اطهر است،سیمایش را به روی قدمهای مادر گذاشت و گفت کلمینی یا اماه انا ابنک الحسین، گفت: مادر با من حرف بزن، آخر من حسین تو هستم که به قدمهای تو افتاده ام و برای آخرین بار بر قدمهای تو بوسه میزنم.

این فرزند تربیتشدة این مادر و این خاندان شد سید الشهدای تاریخ که اگر حمزه عموی بزرگوار رسول خدا در احد سیدالشهدا شد، ابی عبدالله الحسین در طول تاریخ سرور همة شهیدان و آزادگان عالم شد و مگر فرزندان و عزیزان شما در جبهههای نبرد به جز با یاد و نام حسین ابن علی و به جز به یاد فرهنگ عاشورا و کربلا به جبهههای غرب، میانی، شمال و جنوب کشور رفتند و ایستادگی کردند، شبها را تا صبح در سنگرها پاسداری دادند، شب نبرد با زیارت عاشورا با دوستانشان وداع کردند و گاهی حنا بستند و هیچ کس حالت این شهیدان و این روحیة بلند را نمی تواند حس و لمس کند مگر آنکه در جبهه در شب عملیات در موقع خداحافظی این عزیزان را دیده باشد.

در عملیات خیبر که در همین ماه اسفند هم بود، بیست و چهار ساعت قبل از عملیات عدهای از بچه‌ها باید در قایقهای بسیار کوچک که موتور نداشت از لای نیزارها عبور کنند و ساعتها قبل از عملیات نزدیک دشمن برای اولین حمله پشت نیها قرار بگیرند.غروبی بود که این بچهها سوار قایقها می‌شدند، نزدیک هور رفته بودم، این بچهها با دوستانشان خداحافظی میکردند و سوار این قایقها میشدند و برای شهادت میرفتند، چون اینها خط مقدم و اولین گروهی بودند که به دشمن میزدند.

با آن حالت، روحیه، صفا و ایمان، واقعاً این قدرت را خداوند چگونه در انسان خلق میکند و میآفریند و آیا جز عشق به فاطمه اطهر و فرزند برومندش حسین ابن علی و ایمان به خدا، رسول، قیامت و خاندان رسالت چیز دیگری وجود دارد که این قدرت را در وجود انسانی بیافریند؟ و چقدر یک فرد میتواند بزرگ شود، رشد کند و عظمت پیدا کند؟ این کار بزرگ و قدرت بزرگ را شما خانوادهها آفریدند؛ شما مردان، زنان، مادران، پدران، برادران، خواهران و همسران توانستید در خانه اینها را تربیت کنید. الآن که گاهی توفیق پیدا میکنم به خانة این شهدا میروم واقعاً بالاترین روحیه را انسان میگیرد. دنیایی از معنویت در خانة این خانوادههای عزیز هست. بعد از سالها،سال 1359 – 1360 شهید شده و سی و چند سال گذشته، با همان روحیه، نشاط و افتخار سه چهار شهید و جانباز داده، خم به ابرو نمی آورد و با افتخار حرف میزند و میفهمد چه راهی را انتخاب کرده و میداند فرزندش بهترین راه را برگزیده و جاودانه شده است.

هیچ راهی برای جاودانگی جز ایثار وجود ندارد. همه چیز از جمله مال و قدرت دنیا و هر چیزی در این دنیاست فانی است؛ کل من علیها فان، هیچ چیزی نمی ماند. فقط خداست و اگر کسی خودش را در راه خدا فدا کرد جاودانه میماند؛ البته در مفهوم شهادت نکاتی است که بزرگان میدانند، من که نمی‌فهمم. ما به ظاهر فکر میکنیم که شهید جان به جانآفرین تسلیم کرده و بدن او را زیر خاک دفن میکنیم. اما خداوند میگوید شما اشتباه میکنید، این نمرده، مرگی وجود ندارد. همه عند ربهم یرزقون هستند، همة آنهایی که از دنیا میروند و همة مؤمنین متنعم به نعمت خدا هستند. اما شهید چیز دیگری است. آخرت نتیجة کار این دنیاست. آخرت چیزی نیست جز ثمر کاری که ما در این دنیا انجام میدهیم. فرمود: الدنیا مزرعه الآخره، آن محصولی که در آخرت به دست میآوریم برای این دنیاست. دوران این دنیا محدود است. هرچه میخواهد باشد، 60-70 سال یا کمتر و بیشتر. دوران، دوران محدودی است. بنابراین اثری که در قیامت و دنیای بعد از مرگ است برای دورة این دنیا و کار این دنیا است؛ حال 60 – 70 سال یا بیشتر. تنها گروهی که کار دنیایی و تعالی آنها تا قیامت متوقف نمی شود شهدا هستند. کار شهدا متوقف نمی شود و این بالاترین مقامی است که خداوند قرار داده است. کارِ همه موقع مرگ متوقف میشود و دیگر آن دنیا، دنیای حساب و اجر و خدای ناکرده دنیای مجازات است. آن کسی که زنده میماند[شهید است].

شهید یعنی کسی که عمرش از 70 سال به میلیونها سال تبدیل میشود. نمی‌دانیم زمان قیامت چه موقع است، تا هر موقع که قیامت میشود. ما که نمی دانیم دوران برزخ چقدر است. هر چقدر که هست عمر شهید همان مقدار طولانی میشود و لذا قرآن میگوید: و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات، نگویید مرده و از دنیا رفته، از دنیا نرفته و زنده است و ادامة حیات میدهد. استفادة من از آیة شریفة قرآن این است که مقام شهید و شهدا لحظه به لحظه بالا میرود و تا قیامت متوقف نمی شود و این مقام و جایگاه را خداوند به کسانی داده که عزیزترین سرمایة خودشان را در راه خدا دادهاند و ما در این دنیا نعمتهایی که خداوند به ما داده دیگر از جان خودمان بالاتر که چیزی نداریم؛ کسی که حیات و جانش را برای خدا و در راه او تقدیم کرده از آن لحظهای که تصمیم میگیرد و حرکت میکند. ما در این دنیا کار خوب زیاد داریم. تعمیر مسجدالحرام کار ارزشمندی است. آب دادن به تشنگان و حاجیان تشنه و سقایت آنها کار ارزشمندی است، ولی اینها را نمی شود با ایثار و فداکاری مقایسه کرد،لایستؤون عندالله، اینها مساوی نیستند. کنار هم قرار ندهیم. ایمان و جهاد در راه خدا را با کارهای معمولی مقایسه نکنید. همة کارهای خیر، خیر است و ثواب دارد؛ اما در مورد ایمان و جهاد میگوید: الذین آمنوا و جاهدوا فی سبیل الله با موالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون.

شهیدان قدرت بزرگ کشور و سرمایة اجتماعی ما هستند؛ شهیدان اول به کشور، نظام و امامشان اعتماد کردند. انسان نمی‌تواند در برابر عظمت این مادر عزیز و بزرگوار با چه جمله و کلامی [تشکر کند]. این قدر اینها بزرگوار هستند و مقامشان بالا است. این روحیه است که آن شهید را ساخته. عزت الله کرمعلی را این مادر ساخته. گلبانو توانسته آن فرزند را تربیت کند و این گلبانو با دستهای پربرکتش مینشیند و همة وصیتنامة فرزندش را روی یک فرش جاودانه میکند و امروز به اینجا میآورد و این افتخار برای من است که بهترین هدیه را در دوران ریاست جمهوری خودم از دست این مادر گرفتم و من این هدیه را به موزة شهدا تقدیم میکنم که آنجا به یادگار بماند و همة آنهایی که به این موزه میآیند بدانند که خانوادههای شهدای ما چه کسانی هستند و مادران شهید دارای چه روحیة بلندی هستند.

من هیچ وقت از یاد نمی‌برم یکی از این ایامی که به منزل یکی از خانوادههای شهدا و جانبازان رفتم، به خانة جانبازی رفتم که دو دست و دو پا و یک چشم هم نداشت. به من گفت فلانی حالا که به خانة من آمدی من از شما چیزی میخواهم. باید به من قول بدهی، گفتم بفرمایید. گفت: من از شما میخواهم به معلولین عادی کشور بیشتر کمک کنید و سر بزنید. پیش ما میآیند و ما چون در جبهه و جنگ دست و پا را از دست دادهایم به ما میرسند، اما آن بچهای که دست و پایش ناقص است و کمتر به او میرسند، درخواست من این است که به آنها برسید.

واقعاً انسان در برابر عظمت اینها دچار حیرت میشود که اینها چه مقامی دارند و چقدر ایثارگرند و فداکارند. پیامش این بود که من برای زندگی خودم به جبهه نرفتهام، بلکه برای کشور، وطن، ملت و دین خودم رفتهام و الآن هم میگویم به معلولین این کشور و وضع زندگیشان که توأم با سختی و مشکلات است، برسید.

درس زندگی را باید از اینها یاد بگیریم. ما با اینها خیلی فاصله داریم. شما ببینید در جامعة ما چه خبر است. چرا به هم تهمت میزنیم و دروغ میگوییم؟ چرا به هم توهین می‌کنیم؟ چرا فضای برادری و وحدت در جامعه به وجود نمی‌آوریم؟ چرا به فکر خودمان هستیم؟ چرا به فکر حزب و جناح خودمان هستیم؟ چرا به فکر کشور و عظمت این ملت نیستیم؟ چرا برای راحتی این مردم تلاش نمی‌کنیم؟ برای اینکه این دولت در این زمان توانسته کار بزرگی را آن هم نه خودش، ملت انجام بدهند ، چقدر تنگنظری! نمی تواند ببیند! آدم عظمت ملت را نتواند ببیند! عظمت و رفاه این مردم را نتواند ببیند! این حزب و آن حزب، این جناح و آن جناح پیروز شود، اینها همه برادران ما هستند. این جناح با آن جناح یا این حزب با آن حزب چه فرقی میکنند؟ همة ما عضو یک ملت هستیم. میخواهیم چه کار کنیم؟ من پیروز یا شما پیروز. انشاءالله همة هدف این است که به مجلس و خبرگان یا هر جای دیگر برویم و به این مردم خدمت کنیم.

درس را از خانوادههای شهدا یاد بگیریم. ایثار و فداکاری برای ملت را از خانوادههای شهدا یاد بگیریم. برای چه انقلاب کردیم و جنگیدیم؟اصلاً همة اینها برای چه بود؟ انقلاب اسلامی، بیست و دو بهمن و هفده شهریور برای چه بود؟ مقصود از پیروزی انقلاب چه بود؟ جز اینکه میخواهیم در جامعهمان نور هدایت اسلام را ببینیم، چیز دیگری که نمی‌خواهیم. انقلاب برای چه بود؟ انقلاب برای اخلاق، برادری، وحدت ملی، ادب و خلق نکو بود. والا بنده بگویم انقلابی هستم، انقلابی یعنی چه؟ یعنی مطیع خداوند بودن.به پیغمبر در مورد اصل اسلام فرمود: الاسلام ان نسلم قلبک لله عزوجل و ان یسلم المسلمون من یدک و لسانک. گفت یا رسول الله اسلام چیست؟ گفت اسلام این است که قلب و روح تو تسلیم خدا باشد و مردم هم از دست و زبان تو در امان باشند. بعضیها که میخواهند لب باز کنند عدهای میترسند که چه میخواهد بگوید. نکند میخواهد به من یا بغلی یا به طایفه و خانوادة من توهین کند. بعضی از روزنامهها فحشنامه است. از همان اول با ترس و لرز این روزنامه را میخوانیم که کجا به ما فحش دادهاند یا تهمت زدهاند. این اسلام و جامعة اسلامی است؟ اسلام یعنی قلب تسلیم خدا باشد که این بیان پیامبر است. اسلام آن است که مردم از دست و زبان ما راحت و در امنیت و سلام باشند.

شهیدان ما راه دین، ایثار و فداکاری به ما آموختند و به ما آموختند که از کشور، اخلاق و دینمان حفاظت کنیم و در کنار رهبری و مسئولین باشیم. شهدا به ما آموختند که وحدت و یگانگی داشته باشیم و ایران، ایران پرافتخار در منطقه و جهان باشد. پیام شهدا برای ما این بود. در وصیتنامههای آنها هم نگاه کنید همین است. از اسلام، دین، کشور و امامشان حرف میزنند.

همة ما هدف واحدی را دنبال میکنیم و باید دنبال کنیم. شهدا به ما گفتهاند اگر در کنار شما مسلمان دیگری در خطر نابودی بود و حرم امیرالمؤمنین و ابی عبدالله الحسین و عسگریین و زینب کبری در خطر بود از حرم آنها حفاظت کنید. من اوایلی که داعش در عراق شروع به فعالیت کرده بود در سخنرانی عمومی گفتم حرم اهل بیت خط قرمز ماست و تحمل نخواهیم کرد. بحث عراق، ایران، سوریه و این کشور و آن کشور نیست. اگر تروریستها بخواهند به حرم اهل بیت ما تجاوز کنند کسی تحمل نمی کند. آیا کسی تحمل میکند به حرم ابی عبدالله الحسین (ع)، مولای ما امیرالمؤمنین، حضرت زینب کبری (س) اهانت شود؟ما ایستادگی میکنیم. جوانهای شما نشان دادهاند که از ایران و سرزمین و اسلامشان و حرم اهل بیت هر کجا باشد دفاع میکنند.

ما افتخار میکنیم به جوانهای عزیز و خانوادههای بزرگوار و عزیزمان که هر کجا در هر مقطعی برای دفاع از اسلام و خاندان رسالت لازم باشد بچههای آنها و خودشان پا به رکاب هستند. همة ملت ما پا به رکاب است. ما شوخی نمی کنیم و تعارف نداریم، تابع دین هستیم و از رهبری و خاندان رسالت و خط آنها حمایت میکنیم و دنبال وحدت و اتحاد و ساختن ایران اسلامی هستیم. هرکس که به این مملکت و قدرت ملی ما خدمت کند در برابرش سر فرود میآوریم. در سیاست خارجی اگر خدمت کردهاند و باعث عظمت این کشور بودهاند در برابرشان سر فرود میآوریم. در سرمایة اجتماعی و انتخابات با ایجاد صفهای طولانی برای انتخابات و عظمت ملت، در برابر آنها سر فرود میآوریم.

البته همان طور که برادر عزیزم جناب آقای شهیدی گفتند در این دولت همة تلاش ما این بوده که در حد توانمان در برابر خانوادههای عزیز ایثارگر شرمنده نباشیم و در حد توانمان از ابتدا که شروع کردیم با اینکه وضع ما هم در سال اول و هم در سال جاری سخت بود، اما همیشه تأکید من به آقای شهیدی این بود که بدهی خودمان را نسبت به شما [تمام کنیم]. البته بدهی ما نسبت به شما هیچ وقت تمام نمی شود. ما تا آخر عمر بدهکار خانوادههای شهدا و وامدار شما هستیم. ولی آنچه قانون تهیه کرده و قرار بوده ما پرداخت کنیم الحمدلله توانستیم قدم اول را برداریم؛ قانونی را که خاک میخورد و سالها مانده بود، اجرایی و عملیاتی کردهایم که گزارش دادهاند 80 درصد این قانون اجرا شده و انشاءالله بقیة آن هم اجرایی و عملیاتی میشود.

ما میدانیم شما برای خدا ایثار کردید. اما ما هم در برابر شما وظیفهای داریم و هرچه توان داشته باشیم با افتخار نسبت به آن وظیفه انشاءالله کوتاهی نخواهیم کرد. همه دست به دست هم میدهیم و همة آرزوی ما این است که راه شهیدان عزیزمان را ادامه بدهیم؛ انشاءالله به حول و قوة الهی.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[1]سوره توبه، آیه 19.

[2]سوره بقره، آیه 218.

92343
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.