سخنرانی در همایش زنان، اعتدال و توسعه

زنان ایرانی در خط مقدم مبارزه در نهضت امام / اعتدال / افراط و تفریط در مورد حضور زنان در عرصه‌های انقلابی / محبث در مورد شنیدن صدای زنان در تظاهرت توسط نامحرمان / دنیای امروز، دنیایی ارتباطات / حضور زنان در نماز جماعت‌های حضرت امام در پاریس / گفتن اخبار توسط مجریان زن و مرد / شرکت زنان در انتخابات / تحصیل زنان و دختران در دبیرستان و دانشگاه / تاریخچه حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی غرب / حضور زنان در مسائل اقتصادی / مشارکت زن و مرد در فعالیت‌های ایلات و عشایر / حذف فاصله جنسیتی در زمینه آموزشی / حضور زنان در فناوری‌های نو و... / لزوم زنان در عرصه‌های مختلف / ضرورت باور کردن توامندی‌های زنان / خاطره‌های از توانمندی زنان وناباوری آن از سوی مردم / غیر ممکن بودن توسعه بدون محافظ 50 درصد از جمعیت کشور / تلاش دولت برای فراهم کردن زمینه‌های حضور زنان / لزوم تعادل بین علم و اقتصادو علم و سیاست / لزوم تبیین اعتدال / اعتدال یک گفتمان نه یک شعار / افراط و افراطیون، یکی از مشکلات جامعه / اندیشه و فکر، اساس اعتدال / اعتدال نه یک روش و منش، بلکه یک جنبش و مسیر تفکری / نگاه و رویکرد افراطی برخی به دنیا / انتخابات و لزوم هوشیاری / مفهوم تدبیر / انتخابات / لزوم حضور در عرصه انتخابات / ضرورت برنامه ریزی برای حضور سیاسی و مدیریتی زنان / رسالت سنگین زنان در جامعه / رد تفکرات خمینی و نیز تحجر زنان / مقام حضرت زهرا بیانگر لیاقت و استعداد زنان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب‌العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین. فستجاب لهم ربهم أنی لاأضیع عمل عامل منکم من ذکرأو انثی بعضکم من بعض[1]

ایام فجر میلاد انقلاب اسلامی سرزمین ماست. زنان و بانوان ما از روز اول نهضت اسلامی در صف مقدم این مبارزه و نهضت بوده‌اند. آن‌گاه که خیل اجتماعات مردم برای پیروزی نهضت اسلامی خیابان‌های کشور را زینت بخشیده بود، در همة آثار آن از فیلم‌ها و عکس‌ها به خوبی نمایان است که نقش زنان ما تا چه حد پررنگ و نقش‌آفرین بوده است. البته سخن از اعتدال است. همواره دو تفکر در جامعة ما نمود و نضج داشته است؛ هم تفکر افراط و هم تفکر تفریط. کسانی که می‌گفتند در مبارزه و نهضت زنان همه‌جا، به همه صورت و همه شکل و در هر مسیر و هرگونه خواستند، باید باشند و در طرف مقابل، کسانی که می‌گفتند حضور زنان در خیابان و شعار و صدای آنها مورد ایراد و اشکال است و گاهی آن را خلاف شرع و نامشروع می‌دانستند.

در پاریس در همان هفته‌های اولیه،که امام (ره) هفته‌های آخر تبعید خودشان را در سرزمین غرب می‌گذراندند، با چند سؤال از امام (ره) مواجه بودیم. یک سؤال از تهران بود. نام نمی‌برم. یکی از علمای بزرگ تلفن کرده بود که در اینجا مورد بحث است که زن‌ها هم به خیابان می‌آیند و با صدای بلند می‌گویند «نهضت ما حسینی است، رهبر ما خمینی است» و سایر شعارها. این زن‌ها که در خیابان شعار می‌دهند، صدایشان را نامحرم می‌شنود و این چطور می‌شود؟براساس صحبت آن عالمی که زنگ زده بود، فتوای بعضی بر این است که زن‌ها یا شرکت نکنند یا حداقل شعار ندهند. ممکن است الآن برای شما این سؤال کمی خنده‌آور باشد، اما این جزء تاریخ تحول حرکت زنان ما در جامعه است. من می‌خواهم به شما بگویم که شما تا به امروز راه سختی را پیموده‌اید و این راه، آسان نبوده است. پاسخ امام (ره) روشن بود. ایشان فرمود: زن‌ها می‌توانند هم به خیابان بیایند و هم شعار بدهند و این حرف‌ها چیست؟

سؤال دومی که همان‌جا مطرح بود این‌که امام (ره) در هفته‌های اولیه‌ای که آمد، کم‌کم هوا سرد شد و در همان حیاط زیر درخت سیب چادری زده شد و ایشان نماز جماعت هم ظهر و عصر و هم مغرب و عشاء را زیر چادر اقامه می‌کردند. هم زن‌ها و هم مردها، پسرها، دخترها و دانشجوها از کشورهای مختلف می‌آمدند. ایشان که به نماز می‌ایستادند، زن و مرد کنار هم می‌ایستادند. گاهی صف دوم خانم‌ها و صف سوم آقایان بودند و نصف صف زن و نصف مرد بودند. برخی از افراد که از ایران می‌آمدند، می‌گفتنداین چطور نمازی است. این نماز باطل است. این‌گونه که نمی‌شود نماز خواند. چرا چادری بین زن‌ها و مردها وجود ندارد؟ چرا زن‌ها پشت سر نمی‌ایستند؟ گاهی از امام (ره) سؤال می‌کردند و امام (ره) می‌گفت این نماز اشکالی ندارد. چون به فتوای امام (ره) اشکالی ندارد که زن جلوی مرد بایستد و صف جلو، زن و صف پشت سر، مرد باشد. برای خیلی افراد جای تعجب بود؛اگر فیلم نماز جماعت نوفل لوشاتو را داشته باشید که هست، می‌بینید که صف‌های نماز چگونه تشکیل شده است.

امام (ره) راه را باز کردند. انقلاب که پیروز شد، سال‌های اولیة انقلاب من هم به عنوان عضو و رئیس شورای سرپرستی صدا و سیما در سال‌های 59، 60، 61 و 62 از طرف مجلس شورای اسلامی در صدا و سیما بودم. یکی از سؤالات این بود و برخی به ما نامه می‌نوشتند که چرا اخبار این‌گونه گفته می‌شود؟ یک مرد و یک زن نشسته و بخشی از خبر را مرد و بخشی را زن می‌خواند. این چه کاری است؟ نمی‌شود این‌گونه کنار میزی روی یک صندلی خانم و روی صندلی دیگر آقا باشد. اینها را عده‌ای شبهه و اشکال می‌کردند و برخی بحث می‌کردند که آیا زن می‌تواند در انتخابات شرکت کند؟ زن هم رأی بدهد؟ می‌گفتند اگر زن بتواند رأی دهد، معنایش این است که به بیانی در ولایت، تولیت و ادارة جامعه نقش دارد. بنابر این زن‌ها می‌توانند پای صندوق آراء، رأی بدهند؟ این چیزهایی که الآن می‌گویم، چون حل شده، به نظر شما مسائل ساده و گاهی عجیب است. ما توانسته‌ایم از همة این مراحل عبور کنیم.

زمانی بود که برخی معتقد بودند رفتن دختری به دبیرستان هم با موازین اسلامی همخوانی ندارد تا چه برسد به دانشگاه رفتن و سر کلاس دانشگاه نشستن. خیلی حرف و حدیث بود. البته این روند که من می‌خواهم بگویم، ویژة ایران نیست، بلکه در تاریخ جهان این‌چنین است. شما می‌دانید که چند قرن پیش در دانشگاه‌های انگلیس ورود زن و دختر ممنوع بوده است. همین الآن هم شما به دانشگاه کمبریج و آکسفورد بروید، می‌بینید که روی برخی از درها نوشته که این ویژة آقایان است. روی سنگ‌نوشته‌ای که مربوط به قرن‌ها پیش است آمده که زن حق ورود به دانشگاه نداشت. در دهه‌های پیش، در قرن بیستم در بسیاری از کشورهای اروپایی زن‌ها حق رأی نداشته‌اند. شما می‌دانید در سوئیس که این همه انتخابات برگزار می‌شود و در هر بحث مهمی مردم پای صندوق انتخابات می‌آیند و رأی می‌دهند، تا سال 1974 زن حق رأی نداشته است و از سال 1974 زن حق رأی پیدا می‌کند. اساساً زنان جامعة ما برای ورود در مسائل آموزشی مشکلات فراوانی را گذرانده‌اند تا به اینجا برسند وبتوانند وارد دانشگاه‌ها بشوند و تحصیلات علم خود را تا هر کجا که می‌خواهند، انجام دهند.

در مسائل اقتصادی گرچه زن‌ها حضور داشتند، اما در بسیاری از موارد یا اغلب موارد به عنوان نیروی کار دست دوم بودند به این معنا که تحت فرمان مرد بودند. در تمام ایلات و عشایر از الآن تا قدیم این‌طور بوده که معمولاً کارها را خانم‌ها انجام می‌دهند. همة لبنیاتی که به بازار می‌آید، محصول کار خانم‌هاست. در کشاورزی، باغداری، هنرهای دستی، بافت فرش و گلیم در بسیاری از نقاط کشور ما زن‌ها نقش اساسی دارند، اما همواره درآمد در بخش اقتصادی در اختیار مرد بود و مرد آن‌مقدار که می‌خواست در اختیار زنان قرار می‌داد. پس حضور اقتصادی داشتند، اما اینکه چقدر بهرة اقتصادی از کار و تلاش خودشان ببرند، در بسیاری از موارد دستشان باز نبود.

در دنیای امروز و در جامعة ما در زمینة آموزش فکر کنم فاصلة جنسیتی تقریباً وجود ندارد. در دبستان، دبیرستان و دانشگاه دختران و بانوان ما در کنار مردان و پسران حضور دارند و گاهی هم در برخی رشته‌ها جمعیت آنها از جمعیت مردان بیشتر است؛ حتی توانسته اند به مقامات بالای علمی دست پیدا کنند. امروز زنان ما بحمدالله در بسیاری از زمینه‌ها نقش بسیار ارزشمندی به عنوان معلم، دبیر، استاد، محقق و پژوهشگر دارند. در بخش بهداشت و درمان هم حضور خانم‌ها بسیار چشمگیر و فعال است و در این زمینه‌ها یا شکاف‌ها و فاصله‌های جنسیتی یا نیست یا بسیار کم است. در بخش اقتصاد هم روز به روز نقش زنان پررنگ‌تر می‌شود. گرچه هنوز بی‌عدالتی و فاصله‌هایی وجود دارد، اما امکان رفع این فاصله‌ها هست و با تحول در فناوری‌های نو روز به روز نقش خانم‌ها بیشتر می‌شود.

امروز در فناوری‌های نو می‌بینید که خانم‌ها حضور دارند و در‌ای تی و‌ای سی تی، نانو، بیوتکنولوژی و خیلی از علوم می‌بینیم که خانم‌ها حضور و نقش بسیار فعالی دارند و گاهی نقش آنها از مردها هم در برخی از زمینه‌ها بیشتر است. این مشکل را زن‌ها قدم به قدم دارند رفع می‌کنند.

البته همه‌جا باید خود خانم‌ها پیشقدم شوند. اینکه فکر کنیم خانم‌ها بنشینند و با ارائة مقاله، نقد یا انتقادی مشکلات خانم‌ها و بی‌عدالتی نسبت به آنها رفع شود، امکان‌پذیر نیست. زن‌ها باید حضور پیدا کنند، فعال شوند، سخن بگویند، نقد کنند و نقش خودشان را به رخ جامعه بکشانند. تا خانم‌ها نیایند و در کاری حضور پیدا نکنند و نقش آنها روشن نشود،مشکل حل نمی شود؛ حالادر هنر، آموزش، بخش اقتصاد و دیگر زمینه‌ها؛ زن‌ها باید حضور پیدا کنند.

در همین مکان جلسه‌ای برای بیوتکنولوژی بود، شخصی از افراد فعال و استادان بیوتکنولوژی که امروز صادرکنندة این محصول به دنیاست، خانمی است که همین‌جا هم سخنرانی کرد. بنابراین خانم‌ها خودشان باید بیایند. عذر می‌خواهم این جمله را می‌گویم، ما مردها گاهی در برخی مسائل دیرباور هستیم و از جمله راجع به توانمندی خانم‌های عزیز و گرامی. مردهای جامعة ما باید با چشم این توانمندی را ببینند. من وقتی در دانشگاه تهران در دهة چهل دانشجو بودم، در کلاس ما یکی دو نفر خانم باهوش و بااستعداد بودند و معمولاً هم نمره‌های بالایی داشتند. من در حوزه در قم درس خوانده بودم و آن موقع در حوزه اصلاً رسم نبود که طلبه در میان خانم‌ها حضور داشته باشد. آن زمان در حوزة علمیه تفکیک جنسیتی به طور کامل بود. برای خود من قابل باور نبود که در درسی همکلاسی من که دخترخانم است، از من نمرة بیشتری داشته باشد. من در کلاس دانشگاه در مقام عمل باور کردم. دیدم که این نیست؛ یعنی فرقی بین مرد و زن وجود ندارد و بعد من همین را در مجلس شورای اسلامی بعد از انقلاب به چشم دیدم که خانم‌هایی به عنوان نماینده در مجلس شورای اسلامی فعال بودند و بدون اغراق و مبالغه اگر بهتر از نمایندة مرد کار نمی‌کردند، نقش آنها کمتر نبود.

پس ما باید با چشم ببینیم و باید زن‌ها حضور پیدا کنند و این حضور را باور کنیم. باید بدانیم خانم‌ها توانمند هستند و در علم و دانش، هنر و اقتصاد زن‌ها همانند مردها و در بعضی از رشته‌ها بهتر می‌توانند نقش خودشان را ایفا کنند. ما امروز دنبال رشد و توسعه هستیم. مگر امکان‌پذیر است کشوری بخواهد در مسیر توسعه قرار بگیرد و پنجاه درصد جمعیت آن کشور در مسیر توسعه حضور نداشته باشد؟ ما می‌خواهیم رشد کنیم،

ارزش افزوده را بالا ببریم و در تولید علم، کالا و خدمات زنان ما همانند مردها می‌توانند حضور پیدا کنند و نقش خودشان را ایفا کنند. این ظرفیت، قدرت، استعداد و پتانسیلی که در خانم‌ها وجود دارد،ما به عنوان دولت و خدمتگزاران شما باید زمینه را فراهم کنیم تا شما در مسیر تعالی هر کجا که لازم است، حضور پیدا کنید، فعالیت کنید و کار و توان خودتان را به نمایش بگذارید و قدم به قدم این فاصله بین مرد و زن و این عدم تناسب به تناسب و اعتدال دست یابد.

باید بین علم و اقتصاد و علم و سیاست تناسب و تعادل باشد. این نمی‌شود که خانم‌ها در علم و دانش دوشادوش مردها پیش بیایند، اما وقتی به اقتصاد می‌رسد، آن‌قدر موانع پیش پای آنها باشد که نتوانند همانند مردها فعال باشند، یا اگر هم فعال شدند ارزش کار آنها کمتر محاسبه شود و این غیر قابل قبول است؛ مخصوصاً در بخش مدیریت جامعه. حالا خانم‌ها در بخش علم و بهداشت تقریباً از موانع در حال عبور کردن هستند و به نظر من، عبورکرده‌اند. امروز فاصله‌ها خیلی اندک است.

آمارهای بین‌المللی هم همین را می‌گوید. در زمینة اقتصاد هنوز فاصله داریم. این فاصله را باید جبران کنیم. در این سمینارهایی که برگزار می‌شود، یکی از هدف‌ها این است که راهکارهای عملی کار را هم تبیین کنید. در این سمینارها باید اعتدال تبیین شود.

اعتدال شعار انتخاباتی نیست و یک گفتمان است. امروز یکی از مشکلات ما در جامعه، افراط و افراطیون هستند. افراط و خشونت بلای جان جامعه و منطقة ماست. امروز چرا در منطقة ما این همه کشتار و درگیری هست و متأسفانه این همه سر بریده می‌شود؟ به خاطر خشونت. این خشونت از فکر آغاز شده است. افراط از مشت و چماق آغاز نمی‌شود، بلکه از مغز آغاز می‌شود. برخی اندیشه و فکر افراطی دارند و متأسفانه گاهی به نام دین، افراطی می‌اندیشند و دین را افراطی تبیین می‌کنند. اساس اعتدال از اندیشه و فکر آغاز می‌شود. اعتدال تنها روش نیست، بلکه یک بینش است. اعتدال تنها یک منش نیست، بلکه مسیر تفکری است. اعتدال یک شعار نیست، بلکه گفتمان است. ما باید گفتمان اعتدال را زنده کنیم. بخش بزرگی از مشکلاتی که امروز در جهان داریم، از افراط است. البته تفریط هم مثل افراط بد است.

نگاه برخی نسبت به دنیا نگاه افراطی است. بله، انسان نباید به همه، به غریبه‌ها اعتماد کند و نباید با آن طرف میز که صحبت می‌کند، اعتماد صد در صد کند. هر چیزی اعتدالی دارد.اینکه بگوید صد در صد نمی شود با خارجی حرف زد و هیچ مشکلی را پای میز مذاکره نمی‌شود حل کرد، پس چه کار کنیم؟ فقط جنگ؟ بعضی‌ها فقط راه افراط را بلد هستند و راه دیگری را بلد نیستند.

امروز که در آستانة انتخابات هستیم، باید حواسمان جمع باشد. در این روزها نامه، پیام و تلفن زیاد دارم. بعضی از دوستان حضوری می‌آیند و می‌گویند چرا این‌جور یا آن‌جور نشد؟ چرا شما کاری نمی‌کنید؟ من همة مشکلات را می‌دانم و می‌فهمم که آنچه خیلی‌ها می‌خواستند امروز مطلوب آنها در پیش چشم‌های آنها نیست، اما ما هدف بلندی داریم.

تدبیر همین است. تدبیر یعنی پایان کار را نگاه کنیم. تدبیر یعنی عاقبت‌اندیشی و عاقبت کار را ببینیم که چه می‌شود. بله می‌شود بلندتر هم حرف زد، اعلامیه هم داد و به مردم هم گفت چنین و چنان، اما آخرش چه؟ هدف مهم است و نباید هدف را گم کنیم.

البته من هرکجا مشکلی را دیدم، سکوت نکردم و هیچ مشکلی هم برای بیان مسئله از نظر خودم نداشتم. من می‌دانم چقدر باید هزینه پرداخت بکنم. هزینه‌ای را که مربوط به شخص من است، پرداخت می‌کنم، اما خیلی مهم است که ما پایان کار را ببینیم. می‌شود با تدبیر، صبر و حوصله، اما با یک بسیج عمومی پای صندوق آراء حضور پیدا کنیم.

من حس می‌کنم در برخی از امور و روندها اگر درست نیندیشیم، ممکن است جامعه ما را مأیوس کند و امید جامعه را کم کند و بعد باعث شود عده‌ای بگویند پس چرا پای صندوق رأی برویم. بین چه کسی و چه کسی را انتخاب کنیم. گاهی اوقات انتخاب سخت می‌شود و آن چیزی که شما می‌خواهید، نیست. حال من تشبیه می‌کنم به اینکه وارد مغازه‌ای می‌شوی، می‌بینی هرچه قفسه‌ها را می‌گردی، آنچه می‌خواهی پیدا نمی‌کنی و انسان خیلی ناراحت می‌شود که چرا این قفسه‌ها متنوع نیست تا آنچه را که می‌خواهد بخرد، اما فرزند شما نیاز به لباس دارد و اگر شما این لباسی را که حتی برای شما ایده‌آل نیست، نخرید، فرزند شما سرما می‌خورد. شما بین آن حالتی که فرزند عزیزتان دچار مشکل شود - انتخابات فرزند شما را دچار مشکل می‌کند - اگر حضور پیدا نکنید و آیندة جامعه و فرزندان جامعة ما را دچار مشکل می‌کند، به ناچار بین آنهایی که در مغازه است، یکی را انتخاب می‌کنید، ولو دلچسب شما هم نباشد؛ ولی این کار لازم است و شما انجام می‌دهید.

ما در هر شرایطی باید هفتم اسفند پای صندوق انتخابات برویم و انتخابگری را وظیفه و مسئولیت بزرگ خودمان می‌دانیم و می‌دانیم که اگر برویم، نفعی را به دست می‌آوریم، ولو کامل نباشد و اگر نرویم، قطعاً ضرر می‌کنیم و بین نفع کم و ضرر حتمی ما نفع کم را انتخاب می‌کنیم. عین این رسالت و وظیفه بر دوش خانم‌های ماست و الحمدلله در انقلاب و دفاع مقدس پای صندوق آراء، حضور در تظاهرات 22 بهمن و امثال آنها همه‌جا خانم‌های ما حضور فعال، چشمگیر و مؤثر در تمام صحنه‌ها داشته‌اند و هفت اسفند هم ان‌شاءالله چنین خواهد بود.

جمله‌ای را می‌خواهم تکمیل کنم؛ من یادم نرفته که گفتم شما خانم‌ها هم در آموزش، بهداشت و حتی در اقتصاد حرکت‌های خوبی کردید، اما در توانمندسازی سیاسی و حضور سیاسی و مدیریت هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم که باید خانم‌های ما برسند. برای این کار باید برنامه‌ریزی کنیم و همه باید دست به دست هم بدهیم. در کشور هر کجا خانم‌هایی مسئولیت دارند و فرماندار هستند، خیلی خوب کار می‌کنند و مسئولیت را به خوبی احساس می‌کنند و رسالتشان را انجام می‌دهند. خانم‌هایی که معاون استاندار و وزیر هستند یا رئیس سازمان‌ها هستند و خانمی که اخیراً و برای اولین بار بعد از انقلاب در سفارت به عنوان سفیر انتخاب شد و خانم‌هایی که امروز در دولت هستند و انجام وظیفه می‌کنند، من نمی‌خواهم تعارف کنم یا سخنی به اغراق بگویم، بینی و بین الله ما تفاوتی بین مردان و زنان ندیدیم.

می‌گویند خانم‎‌‌ها باید وظیفة مادری را انجام دهند. اهلاً و سهلاً، وظیفه فقط مادری است، وظیفة پدری چه می‌شود! می‌دانیم که در جامعة ما زنان در خانه رسالت سنگینی را دارند. همة ما می‌دانیم مادری و تربیت فرزند چقدر مهم است، ولی نسبت به تربیت فرزندان تمام وظیفه بر دوش مادر است و پدر وظیفه ندارد؟ پدر هم وظیفه دارد. چطور پدر می‌تواند بیرون کار کند و وظیفة پدری را هم انجام دهد، اما خانم نمی تواند بیرون کار کند، وظیفة مادری را انجام دهد؟ ما تفکرات فمینیستی را قبول نداریم، اما تحجر را هم نمی‌پذیریم. برخی نمی‌دانم بر چه مبانی‌ای چنین می‌گویند؛ ما هرچه کتاب قدیمی‌ها را خواندیم چیزی پیدا نکردیم. مگر پشت جلد چیزی بوده و ما ندیده باشیم. ما هر چه فقه، اصول، تفسیر، سیرة ائمه و ... را خواندیم، ندیده‌ایم که گفته باشند زن باید در خانه برای همیشه حصر بماند. حال اگر شما کتابی از قدیم خوانده‌اید، برای ما بیاورید، ببینیم این مسائل را کجا نوشته؟

این جمله را می‌گویم، هرچند گفتن آن سخت است. بعضی‌ها مثل اینکه مقام فاطمه زهرا (س) را هم به زور می‌خواهند بپذیرند. آن مقام و عظمتی که آن بانوی بزرگ داشته. خود زندگی فاطمه زهرا (س) به ما نشان می‌دهد که زن‌ها لیاقت و استعداد هر مقامی را دارند. در این همایش، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی تلاش کنیم اعتدال را به عنوان گفتمان و همة ابعاد آن را به خوبی تبیین کنیم و تلاش کنیم توسعه را به عنوان آرزوی ملت ایران تبیین کنیم و بگوییم زنان چه نقشی در جامعة ما و در توسعه باید داشته باشند. اگر نگذاریم بانوان ما از فرصت‌هایی که خداوند و جامعه برای آنها مقرر کرده، استفاده کنند، بدانید ظلم بزرگی به زنان و ایران آینده کرده‌ایم. وعدة همة ما هفت اسفند پای صندوق انتخابات برای انتخاب بهترین‌ها برای اینکه حقوق زنان تثبیت شود و پرچم توسعة ایران در سراسر جهان به اهتزاز در بیاید.

شاد، موفق و پیروز باشید

[1]. سورة آل عمران، آیه 195.

92297
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.