سخنرانی در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور

لغو شدن قطعنامه‌ها با تریبون و شعار / لغو حریم، خط قرمزها / قضیه غنی سازی در کره جنوبی / غنی سازی در لیبی / فرازونشیب‌های فروان مذاکره / آرامش بازار اقتصادی کشور، شاخص مورد توجه تیم مذاکره کننده / تبدیل مسئله هسته‌ای به یک مسئله ملی / لغو صد در صدی همه قطعنامه ها / فعالیت قانونی سایت نظنز / رسمیت یافتن فردو / تحریم / رشد 8درصدی اقتصاد / جذب و جلب سرمایه / ترسیم ناوگان ریلی و هوایی و جاده ای / انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان / کاهش قیمت نفت و تبعات آن / قانون معیار و میزان / اهمیت رای مردم / انتخابات اسفندماه / تلاش برای شور و امید / تلاش برای برگذاری یک انتخابات خوب و سالم / دموکراسی مستلزم حذب / حاکمیت اخلاق بر انتخابات / لزوم بی طرفی، عدم مداخله، اجرای مر قانون، امینت کامل از سوی وزارت کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد (ص) و آله الطاهرین و صحبه المنتجبینان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها[1]

ایام پرشکوهی را با پیروزی ملت عزیز ایران در پرونده پیچیده هسته‌ای و دستیابی به حقوق ملت بزرگ این سرزمین، بعد از فراز و نشیب دوازده ساله و بعد از مذاکرات نفس‎گیر سی ماهه، برای ملت بزرگ ایران مبارک باشد و ان‎شاءالله ما بتوانیم از فضای به وجود آمده حداکثر استفاده را بنماییم.

موفقیت ایران در پرونده هسته‌ای، بزرگ ترین موفقیت ایران و جهان در حال توسعه در برابر قدرهای بزرگ

اگر بگوییم موفقیت ملت ایران در این پرونده یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های نه تنها مردم ایران، بلکه جهان در حال توسعه در برابر قدرت‌های بزرگ بوده، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. ما تقریباً به همه اهداف اصلی‌مان بدون استثنا دست یافتیم. ما می‌خواستیم همه قطعنامه‌هایی که علیه مردم ایران تصویب شده، لغو شود. من خواهش می‌کنم به این نکته توجه کنید، نه تعلیق شود و نه تعویق شود، تمامی قطعنامه‌ها علیه ایران لغو شد.

من یکی دو بار در سخنرانی‌های استانی گفتم ما با تریبون و شعار نمی‌خواهیم قطعنامه‌ای را لغو کنیم و با شعار هم لغو نخواهد شد. ما در سازمان ملل و در شورای امنیت سازمان ملل و توسط همان اعضایی که این قطعنامه‌ها را تصویب کرده‌اند، با آراء همان‌ها این قطعنامه‌ها را لغو خواهیم کرد و همه قطعنامه‌های شورای حکام را که توسط اعضای شورای حکام در آژانس بین‌المللی هسته‌ای تصویب شده است توسط همان‌ها لغو خواهیم کرد.

لغو قطعنامه‌ها خط قرمز رئیس جمهور برای تیم مذاکره کننده این ادعا ادعای بزرگی بود. این حرف‌ها مال یک سال یا یک سال و نیم پیش در سخنرانی‌هاست. من اولین بار به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای گفتم خط قرمز من برای شما این است که «قطعنامه‌ها باید لغو شود.» این خط قرمز من است و بقیه مهم نیست. قطعنامه‌ها به عنوان اولین خط قرمز است. باید همه قطعنامه‌ها لغو شود و خط قرمز دوم تحریم است، همه تحریم‌ها باید برداشته شود.

در بقیه موضوعات می‌شد با فراز و نشیب بپذیریم؛ حالا سانتریفیوژ پنج هزار، شش هزار و یا ... باشد. من اشاره می‌کنم در یک مسئله مهم ملی و بین‌المللی اینها چیزهای مهمی نیست. ما باید به آن اهداف بلند و اصلی که سرنوشت ملت به آنها گره خورده، برسیم و آنها را باید حل و فصل کنیم. این کار، کار بزرگ و عظیمی بود. افرادی را نیاز داشت که در این کار تجربه کافی داشته باشند، زبان بین‌المللی را بفهمند، زبان حقوقی را بدانند، سابقه این امر را بدانند. شما می‌دانید که کشورهای مختلفی گرفتار مسئله هسته‌ای بودند. همین کره جنوبی را در شورای حکام آوردند. چند مرکز و آزمایشگاه غنی‌سازی کرده بود، در سال 82 به شورای حکام آوردند، کره جنوبی چه کرد؟ وزیر خارجه‌اش آمد در آژانس عذرخواهی کرد، آن مراکز آزمایشگاهی را تعطیل کردند، تمام افراد را دستگیر کردند و به دادگاه دادند و تمام آن وسایل را منهدم کردند، این کره جنوبی. حالا لیبی را نمی‌گویم که وقتی به آن کشور معترض شدند هرچه داشت بار کشتی کرد و به امریکا فرستاد. کار آسانی نبود که ما بگوییم غنی‌سازی را ادامه می‌دهیم، تحقیق و توسعه را ادامه می‌دهیم، مرکز غنی‌سازی زیر کوه را که از نظر آنها معنا و مفهوم خاصی دارد، تعطیل نخواهیم کرد، ماهیت آب سنگین رآکتور آب سنگین اراک می‌ماند و به صورت مدرن‌تر تکمیل می‌شود. مواد هسته‌ای که انبار شدنش خطرناک است ما حاضریم در یک بازار بین‌المللی با یک کشور پیشرفته مبادله کنیم؛ نه از بین ببریم، مبادله کنیم.

من دو سال پیش هم در سازمان ملل این را گفتم؛ زمانی ما توافق را انجام می‌دهیم که تمامی تحریم‌های اقتصادی بالمرّه لغو شود، که وزرای خارجه 1+5 در نیویورک به وزیر خارجه ما گفته بودند: فلانی، حرفی زده که شدنی نیست. مگر می‌شود همه تحریم‌ها در یک روز برداشته شود؟ این اصلاً شدنی نیست.

ما امروز کجا هستیم؟ بعد از سی ماه مذاکره با سختی‌های فراوان، با تصمیمات بسیار سخت و مسئولیت‌های سنگینی که در بسیاری از موارد من شخصاً به عهده گرفتم و ساعت‌هایی تا قطع کامل مذاکره رفتیم. در این مدت من حداقل سه بار دستور قطع کامل مذاکره را دادم، گفتم اگر نمی‌پذیرند جلسه را ترک کرده و مذاکره را برای همیشه قطع کنید. تصمیم قطع مذاکره هم سخت بود. تصمیم ادامه مذاکره هم سخت بود.

آنچه من می‌فهمم دعای مردم، لطف خداوند، عنایات ولی‌الله اعظم، حمایت مردم و هدایت مقام معظم رهبری پایه‌های اصلی موفقیت و پیروزی ما بود. البته خیلی چیزهای دیگری دست به دست هم داد تا این ماشین موفقیت در مسیر پیروزی نهایی قرار بگیرد. حالا ماشینی که حرکت می‌کند شما نمی‌توانید بگویید که همه چیزش به اندازه هم ارزش دارد. اما یکی از آنها اگر نباشد ماشین حرکت نمی‌کند. یک تایر هم اگر نباشد حرکت نمی‌کند. لاستیک شما اگر باد هم نداشته باشد ادامه پیدا نمی‌کند. در هوای برفی و بارانی اگر برف پاک کن شما کار نکند، نمی‌توانید ادامه بدهید. در شب ظلمانی چراغ ماشین شما اگر کار نکند نمی‌توانید راه بروید. به هرحال همه باید دست به دست هم بدهند و همه چیز با هم باشد. اگر در این سی ماه به خاطر فشارهایی که به ما آوردند آرامش بازار اقتصادی‌مان به هم می‌خورد، حتماً موفق نمی‌شدیم.

شاخصی که مذاکره‌کننده‌ها مرتب نگاه می‌کردند، شاخص آرامش بازار اقتصادی کشور بود. این کار، کار بزرگی بود. اگر خدای ناکرده در کشور ما ناامنی می‌شد حتماً ما موفق نمی‌شدیم. اگر بلایی که سر عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه و کشورهای دیگر و یمن آمد، خدای ناکرده در اینجا هم یک صدم و یک هزارم آنها ناامنی بود ما موفق نمی‌شدیم.

اگر مردم در صحنه نبودند، بیست و دوم بهمن خلوت می‌شد (این از بعد سیاسی)و از بعد معنوی اگر حضور مردم در روز عاشورا خلوت می‌شد، یا در سطح خیلی پایین‎تر، حضور مسئولین بزرگ در استان‌ها با استقبال مردم مواجه نمی‌شد باز هم ما موفق نمی‌شدیم. اینهایی را که من می‌گویم نه تحلیل بلکه اطلاعات است.

در مذاکرات 1+5 در یکی از سفرهای استانی که در همان ایام رفته بودم، یکی از آنها گفت: من در تلویزیون استقبال مردم را دیدم و می‌فهمم دولت مورد حمایت مردم است. همه چیز دست به دست هم داد. همه استان‌ها شریک بودند. همه مردم ایران شریک بودند. زن و مرد، پیر و جوان، روستایی و شهری همه شریک بودند. یک کار بزرگ ملی، همه با هم. البته آن کسی که در صف مقدم و میدان مقدم اقدام می‌کند، خیلی مهم است که چه حسی داشته باشد و چگونه حمایت شود، هرچند بعضی‌ها برخی نکات را مراعات نکردند، ما هم می‌گذریم و نیازی نیست به آنهابرگردیم. نمی‌شود در مسابقه ما کنار میدان مسابقه باشیم، وسط مسابقه به جای شعار برای تیم ایران کسی از میان همه داد بزند و بگوید فلان نکته ایراد دارد. رنگ لباس‎ها خوب نیست. وقتی که فرد در میدان مسابقه است کسی داد بزند و بگوید رنگ لباس شما کمی پررنگ‌تر یا کم‌رنگ‌تر بود بهتر بود. ولی باید گذشت. در یک کار بزرگ باید سعۀ صدر مسئولین کشور زیاد باشد، اگر سعه صدر کم باشد ما دچار مشکل می‌شویم.

بحمدالله همه قطعنامه‌ها لغو شد، نه نود و نه درصد، صددرصد لغو شد. بحمدالله پروندۀ گذشته دوازده ساله هسته‌ای (همان PMD) بسته شد و تمام شد و در قعطنامه‎ای که شورای حکام گذراند گفت گذشتة پرونده ایران تمام شد، ما دیگر سئوالی نداریم، ما هستیم و آینده، این مسئله برای کسی که همه زوایای مسائل حقوقی و فنی را بداند خیلی مهم است.

امروز نطنز فعال است اما با دیروز متفاوت است. دیروز که نطنز کار می‌کرد – از دید آنها – می‌گفتند کار شما برخلاف قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است. از دید آنها ایران متخلّف بود. از دید آنها فعالیت نطنز غیرقانونی بود. از دید آنها غنی‌سازی‌ای که انجام می‌گرفت برخلاف مقررات بود. امروز حتی از دید آنها - از دید ما که همیشه قانونی بوده، از دید ما که آن قعطنامه‌ها را نپذیرفته بودیم - هم این فعالیت قانونی است.

امروز حاضر هستند مواد غنی‌سازی شده ما را رسماً بخرند، آب سنگین ما در بازار بین‌المللی به فروش برسد و آژانس از لحاظ فنی و امنیتی حمایت کند؛ نوع آن فرق می‌کند. می‌خواهم مثالی بزنم البته خیلی مثال رسایی نیست، کسی در زمینی که از لحاظ قانونی (حالا مقررات بین‌المللی از دید آنها قانون است) نه سند مالکیت و نه مجوز دارد، خانه‌ای ساخته است. بعد به آن زمین سند مالکیت داده شود، برای ساختمان مجوز داده شود و شما بگویی اینکه همان خانه‌ای است که من در آن نشسته بودم، فرقی نکرده. این خانه بود، اکنون هم هست، این زمین مال من بود، هنوز هم هست. بله، آن زمین مال شما بود ولی کسی به رسمیت نمی‌شناخت، هیچ‌کس نمی‌آمد از شما بخرد. اگر بازار می‌بردی ارزشی نداشت، شما نمی‌توانستی یک گرم هم مواد غنی‌سازی را در دنیا ارائه کنید و بفروشید. ما از روز اول پیروزی انقلاب تا امروز نتوانستیم یک گرم کیک زرد وارد کنیم، به هر دری که زدیم و هر کاری که کردیم یک گرم کیک زرد وارد کشور نشد. یک مرتبه دویست و بیست تن کیک زرد، آن هم کیک زردی که قبلاً به این کیفیت نداشته‎ایم، وارد کردیم. این کیک زرد مال روسیه است و کیک زرد قبل از انقلاب متعلق به آفریقای جنوبی بود. اینها خیلی با هم متفاوت است.ما وارد تجارت جهانی شدیم. آنها می‌گفتند فردو باید بسته شود و خلاف مقررات است، بدون اطلاع آژانس ساخته شده است. امروز فردو به رسمیت شناخته شده است، از دید جهانی و حقوقی خیلی مهم است.

از همه اینها که بگذریم و عبور کنیم مسئله تحریم است. یک وقت باید انسان فرصت کند و تاریخ آن را بگوید. وقتی ما در جلسات با مسئولین می‌گفتیم بعد از توافق همه تحریم‎ها برداشته می‌شود، گاهی می‌شد که من می‌بایست به تنهایی حرف می‌زدم و دفاع می‌کردم، همه می‌گفتند نه آقا! چه می‌گویید؟ تحریم‎ها کجا برداشته می‌شود؟ مگر می‌شود؟ مگر شدنی است؟ یک مقدار هم حق بود، به هرحال طرف مقابل ما هم کسانی بودند که با ما تخاصم و دشمنی داشتند، لااقل رفاقتی با ما نداشتند، لااقل در این کار بزرگ کنار ما نبودند. البته باور کردن سخت است. همین الان هم یکی از مسئولین از من می‌پرسید: برداشتن تحریم خواب است یا بیداری؟ قضیه چیست؟ زیرا بعضی‌ها هنوز سختشان است باور کند. به نظر من حق هم دارند؛ همه تحریم‎ها، نه فقط تحریم بانک‌ها، یعنی هر چیزی که مربوط به هسته‌ای بوده. حالا ممکن است شعبه‌ای از یک بانک هم به دلیل دیگری هنوز در تحریم باشد اما ربطی به هسته‌ای نداشته، تمام بانک‌ها که در رابطه با انرژی هسته‌ای تحریم شده‎اند تحریم‌شان برداشته شد. الان بانک‌های ما در حال تماس و تبادل هستند. همین دیروز تعدادی پول از این بانک به آن بانک، از آن بانک به بانک دیگر در کشورهای مختلف جابه جا کردیم. بانک مرکزی در همه جا حسابش را فعال می‌کند. شعبات بانک‌ها در خارج از کشور فعال شده‎اند. تحریم همه بانک‌ها، بیمه، کشتیرانی و تحریم کل نفت برداشته شد. ما بلافاصله از صبح روز یکشنبه فروش بالای یک میلیون بشکه نفت را شروع کردیم. تا یک میلیون بشکه که قبل از این هم از دید آنها مجاز بود.

در مجموع کار بسیار بزرگ و عظیمی انجام گرفت و این کار بزرگ و عظیم را باید پاس بداریم و قدردانی کنیم. اگر کسی شکر نکند نعمت می‌رود، این را بدانید. نعمت را باید شکر کرد. این نعمت که متعلق به فرد نیست، این نعمت که متعلق به دولت نیست، این نعمت که متعلق به حزب و جناح نیست. این نعمت از جانب خدا برای این مردم عزیز و مظلوم است. چرا قدردانی نشود؟ چرا کم جلوه دهیم؟ فقط کم فروشی که حرام نیست، کم جلوه دادن نعمت هم حرام است. درست بگویید.

این کار عظیم و بزرگی که انجام گرفته بهره‎برداری از این فضا به عهده شما و ملت و همه است. امروز فضا باز شده است. تا دیروز اگر به کارآفرینی می‌گفتی بیا سرمایه‌گذاری کن می‌گفت چطوری؟ حساب بانکی‌ام را چه کنم؟ اگر اینجا آمدم و سرمایه‌گذاری کردم پولم را چگونه منتقل کنم؟ اگر خواستم وام بگیرم بانک‌های دنیا به من وام نمی‌دهند. الان دیگر این معضلات برداشته شده است، امروز راه باز شده تا شما همه کارآفرینان را دعوت کنید و به صحنه بیاورید. ما برنامه پنجم داریم، برنامه پنج ساله ششم داریم. برنامة پنجم هم در حال اتمام است. در این برنامه ششم به ما گفته شده رشد باید هشت درصد باشد. سیاست‌های کلی ابلاغی این است که رشد هشت درصد باشد. ما هرچه در دولت و سازمان مدیریت محاسبه کردیم اگر رشد بخواهد هشت درصد بشود، سالانه حداقل چیزی حدود پنجاه میلیارد دلار سرمایه خارجی بایدبه سرمایه داخلی اضافه شود والّا نمی‌شود به رشد هشت درصد رسید و ما باید به این رشد برسیم. این حرف درست است و اگر به رشد هشت درصد نرسیم، به اشتغال نمی‌رسیم. بحث اشتغال مسئله مهمی است. ما در سال باید یک میلیون شغل درست کنیم و بتوانیم این روند را حفظ کنیم. این همه نیروی کاری که هر سال وارد می‌شود.

در این راه، برای استفاده از فضای برجام، فرمانداران، استانداران مسئولین، کارآفرینان و بخش‌های اقتصادی همه باید دست به دست هم بدهیم. اول سرمایه داخلی خودمان را بیاوریم، سرمایه ایرانی‌ها را جذب کنیم، سرمایه دیگران را جذب کنیم. الحمدالله امروز فضا برای جذب سرمایه خوب است. باید قدم به قدم جلو برویم. ما مشکلات فراوانی داریم. لوکوموتیوهای ما فرسوده است، ناوگان ریلی ما فرسوده است، ناوگان جاده‌ای ما فرسوده است، ناوگان هوایی ما فرسوده است. باید نوسازی شود، باید به محیط زیست برسیم.

اجازه بدهید از همین جا وارد انتخابات بشویم. همه دغدغه‌های ما این است که یک میزان‌الحراره بگذاریم و ببینیم که این آقا التزامش به اسلام و قانون اساسی چه مقدار است؟ بسیار خوب، ولی میزان‌الحراره‌ها هم درست کار نمی‌کنند.کسی که می‌خواهد برود و نماینده مجلس شورای اسلامی بشود، البته که اگر مسلمان است باید به اسلام، اگر یهودی است به دین خودش، اگر ارمنی است به دین خودش و اگر زرتشتی است به دین خودش متعهد باشد. البته که باید به قانون اساسی التزام داشته باشد. التزام به ولایت داشته باشد. اینها جزء بدیهیات است، اما همین؟ آیا تمام دعواها این است؟ پس محیط زیست چه شد؟ صنعت، توسعه کشور و بیکاری چه شد؟ رکود کجا رفت؟ آیا همه مشکل ما همین است؟ یعنی امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه وقتی می‌خواست حاکمی را بگمارد فقط دقت می‌کرد که او اهل نماز شب هست یا نیست؟ یا اول وقت در مسجد هست یا نیست؟ یا زکات را چگونه داده است ؟ فقط همین بود؟ فقط صداقت بود؟ فقط ایمان بود؟ یا کارآمدی هم بود؟ کار بلدی هم بود؟ توان اداره هم بود؟ مدیریت هم بود؟ فهم جامعه هم بود؟ شما بهتر از قنبر چه کسی را کنار امیرالمؤمنین دارید؟ قنبر پاک، متدین و مخلص بود، چرا امیرالمؤمنین این قنبر را فرماندار و استاندار نکرد؟ چرا این کار را نکرد؟ یک فرد قوی و سیاستمداری را فرستاد. حال اگر در جایی هم ایراد داشت آقا امیرالمؤمنین به او عتاب می‌کرد. نامه می‌نوشت، به او می‌گفت چرا این کار را کردی. حتی امیرالمؤمنین برای حل مشکلات پیچیده برخی از استان‌ها افرادی را انتخاب کرد که انسان گاهی اوقات تعجب می‌کند. البته به خاطر اینکه انسان به تمام زوایا آشنا نیست تعجب می‌کند والّا کار امیرالمؤمنین معلوم است که درست است.

امیرالمؤمنین دید در فارس شلوغ است و کسی نمی‌تواند اداره کند فرد سیاستمداری را که از لحاظ سیاست فرد پخته‌ای بود و در بقیه موارد هم تاحدی قابل قبول بود استاندار فارس نمود. زیاد بن ابیه استاندار فارس شد. او پدر همین عبیدالله بن زیاد بود. حالا او امیرالمؤمنین است با آن عظمت، مقام، شجاعت و کیاست، ما کجا و او کجا؟ ما باید خاک پایش را توتیای چشم‎مان کنیم.

در انتخابات چرا به مردم آدرس غلط می‌دهیم؟ چرا فقط دو اصل را چسبیده‌ایم، بقیه چه؟ اینها می‌خواهند بروند مجلس چه کار کنند؟ ما باید بهترین‌ها را به مجلس بفرستیم، در این شرایط منطقه، در این سیاست پیچیده جهانی، در این دولتی که امروز با معضلات عجیب و غریب مواجه شده است. شما می‌دانید کشورهایی که با نفت اداره می‌شوند امروز چه وضعی دارند. شما بهتر از من می‌دانید. نگاه کنید به این کشورها ببینید وضع‌شان و ارزش پول ملی‎شان به کجا افتاده است؟ از همین کشورهای نفت‎خیز کشوری داریم که تورم آن از دویست درصد به سیصد درصد رسیده است. کار بزرگی در حال انجام است و همه در حال تلاش هستند. در این شرایط فشار قیمت پایین نفت، در این شرایطی که امروز موضوع اشتغال برای ما اصل است افراد شایسته را به مجلس بفرستیم. بله همان‌طور که رهبری فرموده‌اند «مرّ قانون» اما نه «مرّ سلیقه.»

در قانون اساسی آمده که یهودی‌ها باید نماینده داشته باشند، مگر ما چقدر پیرو دین موسی سلام الله علیه در ایران داریم؟ چند هزار نفر هستند؟ مگر چقدر است که باید یک نماینده داشته باشند. البته خیلی خوب است. چقدر زرتشتی داریم؟ او هم باید یک نماینده داشته باشد. مگر ما چقدر آشوری و ارمنی داریم؟ آنها هم باید نماینده داشته باشند؟

اینکه کاملاً درست و خوب است. حالا اگر جمعیت یک جناح در این کشور، ده هزار، بیست هزار و سی هزار نفر هستند، [چه؟]جناحی در این کشور هست که هفت میلیون، ده میلیون جمعیت دارد. ما می‎خواهیم قانون اساسی را این‌گونه تفسیر کنیم؟ ما می‎خواهیم قانون اساسی را این‌گونه اجرا کنیم؟ اسم آن خانه ملت است، نه خانه یک جناح. خانه ملت، بگذاریم آئینه ملت باشد. البته در میان همه جناح‌ها و همه احزاب مردم باید تلاش کنند بهترین را انتخاب کنند. مجریان و نظار هم باید دقت کنند. چارچوب قانون باید مراعات شود. معیار قانون است این را بدانیم؛ این یک. بدانیم اداره کشور از آن ملت ایران است. صاحب این کشور مردم هستند. ولی نعمت ما مردم هستند. هیچ مقامی بدون رأی مستقیم یا غیرمستقیم مردم مشروع نخواهد بود. همه نیاز به رأی مردم دارند. اگر این است و همه قبول داریم، متن قانون اساسی است، کار بسیار بزرگی پیش رو داریم.

بزرگ‌ترین کار سیاست داخلی دولت یازدهم در هفتم اسفند امسال است که کارکرد سیاسی این دولت روشن می‌شود.دو انتخابات بسیار عظیم و بزرگ در هفتم اسفند داریم. مجلس خبرگان رهبری از یک دیدگاه بسیار مهم است، مجلس شورای اسلامی از یک دیدگاه دیگر بسیار مهم است و فکر می‌کنم اولین بار است که این دو انتخابات با هم برگزار می‌شود. البته قبلاً دو انتخابات همزمان داشته‌ایم ولی اینکه انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری که دو مجلس بسیار مهم هستند در یک روز انجام بگیرد برای اولین بار است که عمل می‌شود. انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم با هم برگزار می‌شود و همه دست به دست هم بدهیم.

من امروز اصلاً نمی‌خواهم حرف تلخ بزنم، همه دست به دست هم بدهیم و نگذاریم مردم ناامید بشوند. همه تلاش کنیم برای شور و امید؛ آن نکته‌ای که رهبری فرمودند: همه بیایند پای صندوق و رأی بدهند. اگر کسی هم از نظام گله دارد، اگر کسی با نظام مسئله‎‎ای دارد، این مسئله ملی است، متعلق به کشور است. همه پای صندوق آرا بیایند. حالا چگونه همه پای صندوق آرا بیایند؟ ما باید قبل از آن امید و شور و رقابت ایجاد کنیم. اگر یک جناح هست و جناح دیگر نیست پس دیگر انتخابات نمی‌خواهند. همان‌ها هم تشریف ببرند به مجلس.ان‌شاءالله وزارت کشور، دولت، شورای محترم نگهبان، همه دست به دست هم بدهیم، امید و رقابت باشد، به همه حق بدهیم، کشور از آن همه است، مجلس آینده از آن همه است؛ همه جناح‌ها.

البته ما به عنوان دولت اعتدال در عمل که کاملاً باید بی‌طرف باشیم ولی دلمان می‌خواهد معتدلین به مجلس بروند. این آرزوی ماست ولی در عین حال ما که نه قانوناً حق مداخله داریم نه عرفاً حق مداخله داریم. باید تلاش کنیم یک انتخابات خوب و سالم برگزار شود. از نظر ما این جناح و آن جناح یا جناح دیگر [فرقی ندارد.] البته من نمی‌دانم چند جناح داریم چون همه به ما می‌گویند یکی کم گفتی! به هر حال همه جناح‌ها بتوانند نمایندگان خودشان را به مجلس بفرستند.

یک کلمه بگویم و عرضم را تمام کنم. احراز واقعی از آن ملت ایران است. این ملت بزرگ است که پای صندوق می‌آید و آن‎که را بهتر است و به تعبیر معروف اصلح است، برمی‌گزیند و انتخاب می‌کند. البته همه جای دنیا سیستم‌های نظارتی و فیلترهایی دارند. حال باید فکری بشود. فیلتر آنها بیشتر خود احزاب است. دو، سه یا چهار حزب بزرگ دارند و خودشان برای حیثیت و آبروی خودشان بهترین فیلترها را می‌گذارند برای اینکه بتوانند در رقابت پیروز شوند بهترین آدم‌ها را (کسی که اشتهار دارد، کارآمد و صالح است)معرفی می‌کنند‌. البته سبک قانون اساسی ما این نیست؛ یعنی اصلاً قانون اساسی ما اداره کشور را به سمت حزب به آن معنا نبرده است. حالا ممکن است در آینده روی چنین مواردی فکر و بررسی کنیم. در دنیا معروف است که دموکراسی بدون حزب نمی‌تواند خیلی قوی باشد. همه باید تلاش کنیم که بهترین شیوه‌ها را برگزینیم اما حالا امروز این قانون اساسی ماست. قانون اساسی ما می‌گوید دولت مجری انتخابات است. وزارت کشور مجری انتخابات است. قانون اساسی ما می‌گوید ناظر بر انتخابات شورای محترم نگهبان است. او نظارت کند و این اجرا کند. باید خیلی دقت شود. گاهی این مرزها به هم نزدیک و گاهی مخلوط می‌شود. بهترین راه امروز هنوز هم – ان‌شاءالله امیدواریم تا هفتم اسفند هم کشیده شود - گفتگو، رایزنی، مذاکره و مشورت است. و من هم از وزیر کشور هم از وزیر اطلاعات خواسته‎ام که اولاً با شورای محترم نگهبان همکاری کامل کنند، از یک یا دو ماه پیش تأکید کرده‌ام و همین امروز هم می‌خواهم رایزنی‌های خودشان را به طور مستمر ادامه دهند و البته از طرف من معاون اول هم رایزنی خود را با شورای محترم نگهبان شروع کرده است.

امیدواریم همانند همیشه با خردورزی، اعتماد به حق، ایمان به خدا [عمل شود.] چون بنا نیست ما دین خودمان را برای دنیای دیگری بفروشیم. حال کسی دیگر، آقا یا خانمی می‌خواهند نماینده مجلس بشود ما به خاطر او خدای ناکرده دین خود را بفروشیم، مصالح کشور را بفروشیم. هیچ کس به دنبال این نیست. ما دلمان می‌خواهد در این انتخابات اخلاق حاکم باشد. خیلی مهم است برای نابودی دیگری نرویم، برای حذف دیگری نرویم، آبروی دیگری را نبریم برای اینکه خودمان پیروز شویم. نمی‌ارزد، نه دنیایش می‌ارزد و نه با اخلاق اسلام سازگار است، نه با قانون اساسی سازگار است. هر کسی صلاحیت‌های خودش را بیان کند. برای تخریب دیگران نرود. دولت به طور قانونی و طبیعی نه طرفدار حزب خاصی است، نه طرفدار جناح خاصی است و نه طرفدار کاندیدای خاصی است. تلاش دولت اجرای قانون و قانون اساسی موضوعه است و من هم به جدّ از همه استانداران، فرمانداران، همه مسئولین انتخاباتی، وزیر محترم کشور و همه دولت می‌خواهم که این یک آزمایش الهی است، بی‌طرفی، عدم مداخله، اجرای مرّ قانون، امنیت کامل، نمایش یک رقابت سالم – ان‌شاءالله که رقابت سالم هست منتها باید این را خوب هم نمایش بدهیم - و همان‌طور که رهبری فرمودند ان‎شاءالله یک انتخابات بسیار پرشور و بانشاط با صف‌های طولانی پای صندوق آرا برگزار کنیم.

ان‌شاءالله خداوند به ملت ما توفیق دهد که بهترین‌ها برای مجلس شورای اسلامی برگزیده شوند که بیشترین خدمت را ان‌شاءالله به مردم بکنند و در برابر احکام و مقررات اسلامی آنچه که شایسته است برای اجرا و عمل دقیق به آن به انجام برسانند و ان‌شاءالله موفق باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[1]. سورة نساء، آیة 58.

92295
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.