سخنرانی در مراسم افطار با استادان و پزشکان

پیشتازی علی(ع) در همه عرصه‌ها / مقاله مرجع، یکی از معیارهای علم و دانش/ ضرورت تبدیل علم به ثروت/ عدم ارجاع به 83 دهه از مقالات/ ضرورت تبدیل علم به ثروت/ علی(ع) استاد اخلاق، زندگی و عدالت/ دانشگاه علی(ع)/ لزوم تبیین واقعیت‌های جامعه / افتخار به تیم مذاکره کننده پس از مرور متن مذاکرات

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین

علی مع القرآن، والقرآن مع علی. شب شهادت مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (ع) است. فخر و افتخار همه ما این است که ان‌شاءالله شیعه و پیرو راه امیرالمؤمنین باشیم که او بزرگ‌ترین استاد، پزشک و درمانگر دردهای جامعه بشری بعد از رسول خداست.
ویژگی امیرالمؤمنین این بود که همه جا داوطلب و پیشتاز [علم] بودند و باید این ویژگی ایشان را بتوانیم در زندگی خودمان داشته باشیم، به ویژه شما که مسئولیت بسیار سنگین بار علم و سلامت را بر دوش دارید. ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد، برخی از افراد هستند که خدا آنها را دعوت می‌کند. ان‌الله اشتری من المؤمنین، آنها بعد از دعوت خدا پاسخ می‌دهند و در برابر خداوندی که به عنوان خریدار خودش را اعلام می‌کند مشتری می‌شوند. اما برخی از افراد خودشان داوطلب هستند و خودشان را فدا می‌کنند، من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله.
امیرالمؤمنین در تمام صحنه‌ها پیشتاز و داوطلب بود؛ در صحنة جهاد، اخلاق، کمک به مظلومان و هدایت جامعه این چنین بود. ما باید راه امیرالمؤمنین را انتخاب کنیم که او امام عدالت و اعتدال بود.
در این مقطع تاریخی بار مسئولیت سنگینی بر دوش همه ماست؛ دولت، مردم، دانشگاه‌ها، استادان، بزرگان، خادمان ملت و هر کسی که به هر نحوی خدمت می‌کند. وضعیت ما به گونه‌ای است که بیشتر باید کمر همت را برای خدمت به این کشور و جامعه ببندیم. اینجا فرصت این بحث نیست؛ در شبی که افتخار من و همراهانم در دولت این است که میزبان استادان، پزشکان و عزیزان باشیم. امشب که شب امیرالمؤمنین و قدر است افطار را در کنار شما بزرگان باشیم که بار سنگین تربیت فرزندان این مرز و بوم، علم، دانش و سلامت را بر دوش دارید.
امیرالمؤمنین امامی بود که به ما آموخت چگونه زندگی کنیم. پایان همه علم، دانش، تلاش‌ها، پزشکی و تخصص‌های مختلف، زندگی اخلاقی‌تر و انسانی‌تر است. ما می‌خواهیم سلامت جسم و جان را داشته باشیم. اگر پایان این چنین است و دنبال این هدف بزرگ هستیم پس بار ما سنگین‌تر از علم به مفهوم آموزش و پژوهش است. شاخص‌های دیگری را باید تدوین کنیم. الان فرصت این بحث نیست که بگوییم رشد علم چگونه است و جایگاه علمی ما در دنیا کجاست.
من بارها گفته‌ام و هنوز هم مخالفین نتوانسته‌اند من را قانع کنند، مقاله نمی‌تواند تنها معیار علم و دانش باشد. مقاله یکی از موارد است. ما مقاله را اضافه کنیم و به دانشگاه‌ها و استادان برای مقاله فشار بیاوریم می‌خواهند از نظر علمی پیشرفت کنند باید به مقاله متصل شوند و دانشجو هم همین‌طور. من این قسمت را قبول دارم، البته اگر مقاله‌ای که منتشر کردیم مورد ارجاع قرار بگیرد. شما اگر مقاله‌ای چاپ کنید مثل کتابی باشد که در قفسه خاک می‌خورد، آن مقاله برای من راهی است که امروز اگر استادیار هستم دانش‌یار و استاد شوم، ممکن است اینها برای من نشاط درست کند اما اگر مقاله مورد ارجاع نباشد آیا باز هم تولید علم است؟ ما در تولید علم جهانی حضور پیدا کرده‌ایم؟ مگر دانشگاه برای تولید مقاله و کتاب است؟ اینها به عنوان مقدمه و پله خوب است ولی اینها هدف نیستند.
ما باید کاری کنیم که علم تبدیل به ثروت و قدرت شود وگرنه چه خاصیتی دارد. البته علم فی ذاته کمال است و همه هم قبول داریم. دانشگاه ما برای این نیست که عالمان بزرگواری را تربیت کند که منظم راه بروند، کتاب بخوانند، مطالعه کنند و خود را به عنوان عالم و استاد معرفی کنند. بلکه دانشگاه برای تربیت مدیر جامعه است و به عنوان کمک و حامی برای دولت و ادارة کشور است. اگر ما دانشگاه داشته باشیم ولی نتواند نیاز جامعه ما را رفع کند و برای ما کارآفرین باشد و اگر نتواند تولید علم به معنای واقعی بکند و آن علم در نهایت به ثروت و قدرت منتهی شود بر فرض کلاس و درسی هم هست [ولی بر پیشرفت جامعه تأثیری ندارد]. ان‌شاءالله ما در همه چیز هم پیرو امیرالمؤمنین هستیم و همیشه اعتدال بین اخلاق، آزادی، آموزش و پژوهش را هم رعایت می‌کنیم. گاهی این طرف می‌افتیم و همه دانشگاه ما آموزش می‌شود و گاهی هم آن طرف می‌افتیم و همه دانشگاه پژوهش می‌شود، در صورتی که این دو باید در کنار هم باشند و بین اینها اعتدال باشد.
حال نسبت به آن شاخصی که اشاره کردم در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم راجع به این شاخص‌های علمی بحث داشتیم که باید فکر کنیم و روی آن مطالعه کنیم و ببینیم که اگر ما صد مقاله چاپ کردیم و اصلاً به هشتاد مقاله ارجاع نشد، باز هم این مقاله علامت و شاخص تولید علم است؟
من اخیراً آماری را دیدم که در برخی از سال‌ها اصلاً به 83 درصد مقاله‌های ما ارجاع نشده است و اگر این آمار دقیق باشد به این معناست که تنها چاپ مقاله یا فلان پایگاه اعتباری که ما به آن تکیه می‌کنیم نمی‌تواند به تنهایی به عنوان پیشرفت علم و دانش باشد. ما که نمی‌خواهیم از این آمارها برای علم و دانش یارانه بگیریم. ما باید به صورت واقعی به جامعه، دانشگاه و مسئولین بگوییم که اگر کمبودی هست باید آن کمبود را رفع کنیم.
در اینکه ایرانی با استعداد است هیچ تردیدی نداریم و در اینکه کمبودهایی بوده و باید آنها رفع شود، جای هیچ تردیدی نیست و فکر می کنیم که در این مسئله هم تردید نداشته باشید که کیفیت ما پایین‌تر از کمیت ما بوده و این را هم باید جبران و حل کنیم. اما درعین حال امروز جامعه ما نیازمندی‌های بسیار فراوانی دارد و چشم امید جامعه ما به دانشگاه، استادان، مراکز تحقیقاتی و آموزشی است و شما باید در همه زمینه‌ها آنچه نیاز جامعه ماست [فراهم کنید].
ائمه هدی، امیرالمؤمنین و سایر ائمه بهترین درس برای زندگی ما و علم و دانش بوده‌اند. شما همه کتاب‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی و اخلاقی و همین‌طور چهار پنج صفحه نهج‌البلاغه را هم بخوانید و اینها را مقایسه کنید یا فقط همان نامه امام به مالک اشتر یا پیمان امام با مالک اشتر را بخوانید و آن را با همه کتاب‌های علوم سیاسی، اجتماعی و امنیتی مقایسه کنید می‌بینید که امیرالمؤمنین از لحاظ علم و دانش در چه جایگاهی بوده است. همان تعبیری که می‌گویند؛ جمعت فی صفاتک الاضداد؛ گاهی اوقات برخی از صفات به ظاهر ضد هم به نظر می‌رسد مثلاً اگر کسی خیلی شجاع باشد و در عین حال دل رحم باشد می‌گویند اینها با هم تضاد دارند و آیا می‌شود انسانی که این همه شجاع است و در میدان جنگ این‌گونه حضور پیدا می‌کند، بعد اشک او در برابر کودک یتیمی جاری شود. به این دلیل است که ما با اخلاق اسلامی فاصله گرفته‌ایم. در واقع این صفات، اضداد نیست و در کنار هم هستند و اینها باید در کنار هم قرار بگیرد و ما جامعه‌ای را می‌خواهیم که همه این صفات در کنار یکدیگر باشد.
امیرالمؤمنین امشب فرمود: یا بنی عبدالمطلب لاالفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضاً تقولون: قتل امیرالمؤمنین الا لا تقتلن بی الا قاتلی؛ اخلاق، عدالت، اعتدال را باید از امیرالمؤمنین بیاموزیم. اگر در جامعه ما چنین چیزی اتفاق می‌افتاد و شخصی از جمع یا حزب و گروهی امام جامعه ما را شهید می‌کرد؛ به فرض در زمان امام راحل (ره) اگر کسی امام را شهید می‌کرد – با آن حزب چگونه برخورد می‌کردیم؟ همه اخلاق، عظمت و انسانیت امیرالمؤمنین اینجاست که فرمود: فرزندان عبدالمطلب مبادا بعد از شهادت من شمشیر در جامعه بچرخانید و خون‌ریزی را آغاز کنید و بگویید عبدالرحمن بن ملجم عضو خوارج است و کل خوارج را باید از دم شمشیر بگذارانیم، چون اینها بزرگ ترین شخصیت اسلام، علی ابن ابیطالب را به شهادت رساندند. فرمود: الا لا تقتلن بی الا قاتلی، در برابر اینکه من کشته می‌شوم فقط یک نفر باید قصاص شود و آن قاتل من است. انظروا اذا انامت من ضرتبه هذه فاضربوه ضربتاً بضربه، گفت قاتل من یک ضربت به من زده و شما هم حق ندارید بیشتر از یک ضربت به او بزنید و اگر زنده بمانم او را عفو می‌کنم. تازه این قاتل که اسیر بود هر موقع برای ایشان غذا می‌آوردند می‌گفت برای عبدالرحمن ابن ملجم هم که اسیر شماست غذا برده‌اید؟
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
امیرالمؤمنین استاد اخلاق، زندگی و عدالت ماست. مگر می‌شود کسی در آخرین لحظة زندگی‌اش که فاصله‌ای با شهادت، رحلت و پرواز روحش ندارد، آخرین جمله‌اش سفارش برای قاتل خودش باشد! «ولا تمثلوا بالرجل، فانی سمعت رسول الله (ص)»؛ فرمود مبادا بعد از کشتن قاتل من او را مثله کنید و اعضای بدن او را قطع کنید. پیغمبر فرمود حق ندارید با سگ‌ هار هم این کار را بکنید. این دانشگاه امیرالمؤمنین، دانشگاه نهج‌البلاغه، دانشگاه اعتدال و دانشگاهی است که نه سیاست را کنار می‌گذارد و نه غرق در سیاست می‌شود و دانشگاهی است که نه اخلاق را کنار می‌گذارد و نه به بهانه اخلاق مانع آزادی می‌شود و مسیری است که امیرالمؤمنین برای ما تعیین کرده و همه آرزوی ما این است که مسیر امیرالمؤمنین را طی کنیم و شما استادان بزرگوار با بیان، تدریس و قلم خودتان حقایق را برای مردم باز کنید. دوران احساسات کافی است. در هر انقلابی احساسات فراوان است، اما 36-37 سال از انقلاب گذشته، باید واقعیت‌ها را بیان کنیم. جامعه ما بداند واقعیت چیست و تعامل با دنیا و با خود و دیگران چیست؛ مدارا کردن، فضای گفتگوی آزاد را به وجود آوردن، روبروی هم نایستادن و فضای عادلانه را به وجود آوردن، درس‌هایی است که باید از امیرالمؤمنین (ع) بیاموزیم.
ان‌شاءالله شب قدر شب پربرکتی برای همه ما باشد و دست انابه به سوی حق دراز کنیم و از خداوند سعادت خانواده، خودمان، جامعه، کشور و امت‌مان را بخواهیم و ان‌شاءالله موفقیت ما در تمام صحنه‌ها باشد و از جمله در صحنه مذاکرات بسیار سختی که این روزها بردوش مذاکره‌کنندگان عزیز ماست که آنها هم تربیت شده دانشگاه هستند و امروز از همان توان دانشگاهی خودشان استفاده می‌کنند و ان‌شاءالله اگر این مذاکرات به پایان مطلوب رسید، شما خواهید دید که فرزندان دلاور شما در این مصاف در برابر قدرت‌های بزرگ جهان چگونه سخن گفته‌اند.
خدا را گواه می‌گیرم، به شب امیرالمؤمنین که هر وقت من متن مذاکرات را روز به روز و لحظه به لحظه دنبال می‌کنم به سهم خودم مغرورم و افتخار می‌کنم که فرزندان شجاع و دلاور این سرزمین به خوبی از حقوق و عزت مردم تا این لحظه دفاع کرده‌اند و ان‌شاءالله تا پایان هم دفاع می‌کنند و خیر و ثمرات پربرکت آن برای ملت عزیز و بزرگوار ما باشد که این ملت عاشق اهل بیت و مولا امیرالمؤمنین (ع) هستند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

92214
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.