سخنرانی در دیدار با منتخبین، علما و ایثارگران استان البرز

پاداش خداوند بالاتر از مزدکار/ اجر و مزد بی حساب صابران/ اجر بی حساب امام حسین (ع)/ هدف امام حسین برای اصلاح امور جامعه/ عشق جاودان همه به امام حسین، یارانش خدا به او/ خواست خداوند برای جاودانه ساختن اربعین/ عشق اقوام و مذاهب مختلف به امام حسین/ عشق مردم شبه قاره هند به امام حسین/ سخن گاندی درباره امام حسین/ تلاش برای کسب اجر بی‌حساب از خداوند/ خواست خداوند برای تفاوت‌ها و تکثرها/ خواست خداوند برای برتری برخی بر برخی دیگر/ صرف فرصت‌ها برای دعواهای بی‌ارزش/ بی‌توجهی به دستورات رهبری در سند چشم‌انداز / هدف‌گذاری رشد و تورم در سند چشم‌انداز/ تأکید بر تعامل سازنده در سند چشم‌انداز/ عدم اطلاع برخی رسانه‌ها از تأکید رهبری بر تعامل سازنده در سند چشم‌انداز/ رشد منفی کشور در سال‌های گذشته/ نیاز به سرمایه برای آبادانی کشور/ نیاز به 200 میلیارد دلار سرمایه در بخش نفت و گاز/ ضرورت بهره‌برداری سریع از منابع مشترک/ افزایش تولید نفت و گاز کشور/ اهمیت استفاده از فناوری‌های روز برای بهره‌برداری بهینه از منابع نفتی کشور/ نیاز مبرم صنعت نفت به فناوری پیشرفته/ خاطره‌ای از بمباران تهران در سال‌های جنگ/ تلاش‌های شبانه روزی برای مقابله با هواپیماهای میگ عراقی/ ساقط کردن هواپیماهای میگ عراق با کمک فناوری خارجی/ تعصب برخی به عدم استفاده از علم و دانش خارجی/ اتکا به قدرت خود و استفاده از علم و دانش دیگران/ حق بزرگ آیت‌الله هاشمی بر گردن صنعت هسته‌ای کشور/ استفاده از راه میان‌بر در تولید سانتریفیوژ/ ورود اولین سانتریفیوژ به کشور در سال 67/ ضرورت ورود فناوری برای بهره‌برداری از منابع مشترک نفتی/ شرط ایران برای خرید هواپیمایی ایرباس/ ساخت برخی قطعات هواپیمای ایرباس در ایران/ تلاش برای آبادانی استان، موجب پاداش بی‌حساب/ صبر مورد نظر خداوند و اجر بی پایان آن/ استفاده از نظریات فرهیختگان استان برای حل مشکلات/ بحث خروج زندان‌ها از کرج/ تلاش برای تبدیل باغ سیب به پارک/

بسم الله الرحمن الرحیمن
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین
انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب
حسین منی و اما من حسین احب الله من احب حسینا .

بسیار خوشحالم از اینکه در این ایام موفق شدم به حضور مردم فهیم و بزرگوار استان البرز و شهرستان کرج برسیم تا بتوانیم از نظرات شما و همچنین مشکلات و انتظارات این استان بیشتر آگاه بشویم و ان‌شاءالله در حد توان و امکانمان بتوانیم برای این استان بسیار مهم و استراتژیک برای کشور قدمی برداریم.
من ‌می‌خواهم سخنم را از این نکته شروع کنم که معمولاً مزد یک کار به اندازه آن کار و یا در شرایطی کمی بیشتر از مقدار تلاش و کار انسان است. البته خداوند هیچ عملی را به اندازه آن عمل مزد نمی‌دهد، همیشه بالاتر می‌دهد، باحسن ما کانوا یعملون .
همیشه مزد خداوند خیلی برتر و بالاتر از مقدار عملی است که بشر در پیشگاه خداوند انجام می‌دهد.‌ اما گاهی اوقات آدم فکر می‌کند وقتی خداوند ‌می‌گوید اجر و مزد صابران بدون حساب است، یعنی خداوند چقدر مزد و اجر می‌دهد؟ خداوند چطور تلافی می‌کند؟من آیه شریفه اجر هم بغیر الحساب را در عشق مردم نسبت به امام حسین (ع) ‌می‌بینیم. امام حسین (ع) چه کرد؟ او هرآنچه داشت، عزیزترین افرادش و بهترین سرمایه‌هایش را در راه آرمان و اهدافش داد، که خود فرمود: و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی و اخی .
امام حسین(ع) ‌می‌گوید همه تلاش و کوشش من و قیام و جهاد من برای اصلاح امور جامعه بوده است، ‌می‌خواستم مشکلات جامعه و کمبودهای جامعه را جبران کنم. جلوی انحرافات جامعه را بگیرم. آرمان امام حسین (ع) همین بود؛ امر به معروف و نهی از منکر، استقرار نیکی‌ها و خوبی‌ها و زدودن بدی‌ها و مفاسد از جامعه، پیروی از راه پیامبر و مولا امیرالمؤمنین (ع) و امام مجتبی (ع). این بیان ابی عبدالله الحسین (ع) است.
خداوند چقدر به امام حسین (ع) اجر داد؟ خداوند چقدر به امام حسین (ع) پاداش داد؟ شما نگاه کنید عشق امام حسین (ع) در مردم چکار می‌کند؟ این همه از واقعه کربلا و عاشورا گذشته است، از آن روزی که بازماندگان حادثه کربلا، خانواده‌های عزیز شهیدان کربلا که آنها را به عنوان اسیران از این کوی و برزن به آن کوی و برزن ‌می‌بردند، وقتی به آن صحنه جهاد و ایثار و فداکاری برگشتند و بر خاک عزیزانشان افتادند، نمی‌دانم آن منظره و آن اربعین با تاریخ، فرشتگان آسمان و عنایت حق چه کرد که خداوند خواست اربعین امام حسین (ع) جاودانه بشود. من نمی‌دانم در دل زینب آن لحظه‌ای که روی قبر ابا عبدالله الحسین (ع) افتاد چه بود؟ بچه‌های کوچک وقتی روز اربعین روی قبر امام حسین (ع) افتادند چه گفتند؟ به کربلا چه گفتند؟ به آن زمین چه گفتند؟ من نمی‌دانم وقتی امواج آب رودخانه فرات را دیدند یاد چه منظره‌هایی از روز عاشورا افتادند. همین قدر ‌می‌دانم که این حادثه آن‌قدر عظیم بوده که خداوند خواسته است اربعین امام حسین (ع) جاودانه بشود. وقتی آدم در مرزهای جنوب کشور، مهران، چزابه و شلمچه ‌می‌بیند که با پای برهنه زن و مرد، کوچک و بزرگ در حرکت‌اند. من در شلمچه اقوام مختلف و قومیت‌های مختلف را از کشورهای مختلف دیدم که از مرز شلمچه به سمت کربلا و زیارت امام حسین (ع) ‌می‌روند.
معنی "اجرهم بغیر الحساب" برای ما روشن نیست. چه کسی ‌می‌تواند عشق امام حسین (ع) را حساب کند. مردم چقدر در روز عاشورا به یاد امام حسین (ع) هستند؟ چند میلیون نفر؟ چند صد میلیون نفر؟ من قبلاً فکر ‌می‌کردم امام حسین (ع) و روز عاشورا فقط مربوط به شیعیان و مسلمانان است. تا اینکه یک سال ایام عاشورا هندوستان بودم، دیدم که تمام شبه قاره هند روز عاشورا تعطیل است. تمامی هند، پاکستان، هندوستان و بنگلادش تعطیل هستند. روز عاشورا در تقویم شان به عنوان "عاشورا دی" تعطیل رسمی است. در تمامی هندوستان دیدم که پرچم سیاه است. هندوها همه برای امام حسین (ع) عزاداری می‌کنند‌ و احترام می‌گذارند‌. حرف گاندی در خیابان‌ها نصب شده است که "من راه ایستادگی و انقلاب و مقاومت را از حسین بن علی (ع) آموختم."
اجر هم بغیر حساب بی پایان است. حالا این نمونه اعلا و اتم و کاملش است. به اعتقاد من لااقل یکی از نمونه‌های تمام و کامل برای این آیه شریفه ابا عبدالله الحسین و اصحاب امام حسین (ع) و تاریخ عاشورا و کربلاست که از همین دنیا ‌می‌فهمیم در آن دنیا چه خبر است. در همین دنیا ‌می‌فهمیم که جایگاه امام حسین (ع) در آن جهان چگونه است.
من ‌می‌خواهم از این نکته اربعین استفاده کنم که ما هم ‌می‌توانیم کاری کنیم و اقدامی انجام بدهیم که اجر ما "بغیر حساب" باشد. خداوند که اکرم الاکرمین است که ارحم الراحمین است و برایش کاری ندارد. ما باید این لیاقت راپیدا کنیم، والا فیض خداوند که بی انتهاست. در این مقطع تاریخی باید برای کشور و ملت و منطقه‌مان و دنیای اسلام چکار کنیم؟ خداوند شاهد است وقتی من در شلمچه به این جمعیت نگاه ‌می‌کردم، گفتم خدایا این اربعینی که امروز به عنوان عظمت اهل بیت و شیعیان شده است، روزی اربعین عظمت اسلام، وحدت اسلام و همه مسلمانان بشود.
دشمنان خیلی با فکر و روح و راه ما بازی کردند، نگذاشتند که متحد باشیم، نگذاشتند کنار هم و با هم باشیم. سلیقه‌های مختلف اشکالی ندارد، اینکه عیبی ندارد. خداوند خواسته است که سلیقه‌ها مختلف باشد، شکل‌ها مختلف باشد، زبان‌ها مختلف باشد، خداوند رقابت سالم را خواسته است، این خواست حق است، والا همه یک نوع آفریده می‌شدیم؛ چهره، قیافه، استعداد و زندگی ما متفاوت است.
خداوند خواسته است که بعضی‌ها را بر بعضی دیگر تفصیل بدهد، جای تردید نیست. اما باید از فرصت‌ها استفاده کنیم. باید از شرایط کشور استفاده کنیم. ما مشکلات بزرگی داریم. در عین حال ملتی بزرگ‌تر از مشکلات و جوان‌های با استعداد غیور داریم. بی جهت فرصت‌هایمان را صرف دعواهای بی ارزش نکنیم. دعواهای بی ارزش وقت ما را تلف می‌کند، فرصت ما را تلف می‌کند. یک شاقول در زندگی و کشورمان درست کنیم، یک معیار درست کنیم و بر مبنای آن بسنجیم ببینیم حرکت ما درست است، دقیق است، غلط است، کمی اشتباه است یا همه آن درست است.
چرا به هر استانی که ‌می‌رویم با دنیایی از مشکلات روبه رو ‌می‌شویم؟ اینجا که البرز است. اینجا که وسط کشور و کنار مرکز کشور است، قاعدتاً باید مشکلات کمتری داشته باشد، سرزمینی است که بخش بزرگی از آب آشامیدنی مردم تهران را تأمین می‌کند، بخشی از مواد غذایی کشور را تأمین می‌کند، صنعت کشور را تأمین می‌کند، سرزمین جاذبه‌هاست، بزرگان و شخصیت‌های والا و این همه دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دارد. آن وقت ببینید ما هنوز هم چقدر مشکلات داریم.
چرا باید ایران عزیزمان با این همه استعداد مشکلات داشته باشد؟ مگر رهبر معظم انقلاب در چشم‌انداز بیست ساله نفرمودند که ظرف بیست سال از تمام کشورهای منطقه از لحاظ فناوری علمی و اقتصادی باید جلو بیفتیم؟ مگر قرار ما این نبود؟ چه زمانی؟ده سال پیش، قرار ما این شد. رهبر معظم انقلاب از سال 84 چشم‌انداز بیست ساله را ابلاغ کردند و بنا شد همگی آن را اجرا کنیم و کشور اجرا کند. وقتی ابلاغ ‌می‌کردند جلسه مفصلی در محضر ایشان تشکیل شده بود، ایشان فرمودند هیچ سیاست کلی بعد از قانون اساسی بالاتر از این سیاست نیست. فرمودند بالاترین سیاست بعد از قانون اساسی چشم‌انداز بیست ساله است. چشم‌انداز بیست ساله به ما چه گفت؟ گفت در رشد اقتصادی از کشورهای منطقه یعنی غرب آسیا جلو بیفتیم.در مسئله تورم، تورم پایین‌‌تر داشته باشیم. در رشد علمی و فناوری جلو بیفتیم. در تجارت بتوانیم دست پیش‌‌تری داشته باشیم. مگرقرار ما این نبود که در منطقه اول بشویم؟
مگر یک جمله سیاست چشم‌اندار بیست ساله تعامل سازنده با جهان نبود؟ این جزو سیاست چشم‌انداز است. جزو سیاست کلی است که رهبری معظم انقلاب ابلاغ کرده است. من دیدم یکی از آقایان در یکی از رسانه‌ها به موضوع تعامل سازنده با جهان ایراد گرفته است. فکر کرده بود این مسئله ابلاغ بنده است. تعامل سازنده با جهان در چشم‌انداز بیست ساله آمده است. ما یازده سال از چشم‌انداز عبور کردیم، الان کجا هستیم؟ رشد اقتصادی ما در منطقه چقدر است؟ همین کشورهای شمالی خودمان که از تاریخ استقلال آنها زمان زیادی نمی‌گذرد، سال‌های 1990 و1991 استقلال پیدا کردند، رشد اقتصادی بسیاری از این کشورهای تازه استقلال یافته در سال‌های گذشته بین 7 تا 8 درصد بوده است.
رشد اقصادی ما چقدر بوده است؟ در پایان سال 91 رشد اقتصادی ما 8/6- بوده است؛ یعنی تقریباً 7 واحد درصد منفی بوده است. ای کاش صفر بودیم. چرا این طور شده است؟ تورم ما چه بوده است؟ وضع رونق اقتصادی ما چه بوده است؟ وضع سرمایه‌گذاری در این کشور چه بوده است؟ جذب سرمایه چه مقدار بود؟
من این نکته را در محضر شما بگویم برای اینکه این کشور را آباد کنیم، یکی از نیازهای اصلی برای آبادانی سرمایه است. تمام سرمایه کشور، دولتی و خصوصی را که جمع کنیم باز کم است.‌ آن سرمایه ای که برای رشد این کشور نیاز است، ما فقط در نفت و گاز بیش از 200 میلیارد دلار سرمایه ‌می‌خواهیم. ما که شوخی نداریم، ما که نمی‌خواهیم با ذهن مردم بازی کنیم، ما که نمی‌خواهیم با زندگی مردم بازی کنیم.
ما در بخش انرژی و نفت و گاز دویست میلیارد دلار سرمایه ‌می‌خواهیم. یعنی چه؟ من توضیح ‌می‌دهم. بدین معنا که ما یک منبع مشترک نفت با عراق در غرب کارون داریم. عراق شرکت‌های خارجی را از شل و بی پی و.‌.. آورده است و از تمام این منبع استفاده می‌کند. از این طرف هم ما باید استفاده کنیم. روزی که دولت را تحویل گرفتیم تولید ما در منطقه غرب کارون - البته قبل از آن 65 هزار بشکه بود که کاهش پیدا کرده بود – 45 هزار بشکه شده بود.‌ می‌دانید ما باید چقدر نفت برداشت کنیم؟ باید بالای یک میلیون بشکه برداشت کنیم. در اینجا باید یک میلیون و چهل هزار بشکه نفت برداشت کنیم. ما برنمی‌داریم، طرف مقابل بر‌می‌دارد. این منبع مشترک در حال خالی شدن است. باید چکار کنیم؟ سرمایه چه کسی باید بیاید؟
من دو روز پیش رفتم و فاز اول این بخش‌ها در آزادگان و یادآوران افتتاح شد و امروز الحمدالله 300 هزار بشکه در روز نفت تولید ‌می‌کنیم. با تلاش‌های این سه ساله از 45 هزار بشکه به 300 هزار بشکه رسیدیم. برای فاز بعدی آن 18 میلیارد دلار سرمایه ‌می‌خواهیم. من این مثال را ‌می‌زنم برای اینکه روشن شود که کشور یعنی چه و چطور باید اداره شود؟ با شعر و شعار کشور اداره نمی‌شود.
از همین مثال یک نکته دیگر هم عرض کنم. منبع بزرگی در این منطقه است، یکی از منابع بسیار بزرگ این منطقه که الان داریم از آن نفت برداشت ‌می‌کنیم. ‌می‌دانید که منطقه غرب کارون در طرف ایران حدود 67 میلیارد بشکه نفت دارد. البته نفتی که در زمین است، اما اینکه چقدر ازآن را ‌می‌توان استحصال کرد بحث دیگری است. بزرگ‌ترین منبعی که اینجا دارد در همین منطقه است. الان داریم نفت آن را استخراج ‌می‌کنیم، یعنی شرکت‌های ایرانی هستند، یک شرکت چینی هم در کنار ما هست و 5 درصد برداشت ‌می‌کنیم؛ یعنی ضریب بازیافت ما 5 درصد است؛ یعنی اگر با این شیوه نفت استخراج کنیم 5 درصد برداشت می‌شود و 95 درصد از بین ‌می‌رود. حالا ‌می‌خواهیم 5 درصد را 6 درصد و 7 درصد کنیم. اگر 5 درصد 6 درصد بشود یعنی 33 میلیارد دلار بر درآمد ما افزوده می‌شود. شما 67 میلیارد را 5 درصد حساب کنید، بعد که 6 درصد بشود ببینید چقدر می‌شود. یک درصد آن 670 میلیون بشکه می‌شود. چطور این بازیافت 5 درصد باید 7 درصد بشود؟ با این تکنولوژی که ما الان داریم همین 5 درصد است. چینی‌ها هم که کنار دست ما هستند تقریباً همین مقدار است.
ما یک تکنولوژی بالاتر ‌می‌خواهیم. باید چکار کنیم؟ ما که کار ‌می‌کنیم. قبل و بعد از انقلاب، مخصوصاً بعد از انقلاب، این همه تلاش شده است و مخصوصاً صنعت نفت ما صنعت بسیار خوبی است. شرکت‌های ما هم شرکت‌های بسیار خوبی هستند. اما توان علمی ما همین است، نه اینکه این توان علمی بالاتر نمی‌رود؛ چرا، ‌می‌توانیم کار و کوشش کنیم و بالاتر برویم.
امروز من فقط مثال ‌می‌زنم. یک مثال دیگر بزنم، چون در محضر ایثارگران و خانواده‌های معظم شهدا هستیم. در سال‌های آخر جنگ عراق ‌می‌آمد و تهران را بمباران ‌می‌کرد؛ یعنی سه چهار سال آخر جنگ هواپیماهای میگ 25 ‌می‌آمدند و بمب شان را تقریباً از روی کرج رها ‌می‌کردند و دور ‌می‌زدند و بر‌می‌گشتند. این بمب در تهران به زمین ‌می‌نشست. چون هدف خاصی مقصود نبود، ‌می‌خواستند به صورتی شهر تهران را بمباران و مردم را اذیت کنند، به هر حال در منطقه ای از تهران ‌می‌افتاد. این هواپیماهای میگ 25 که تهران را ‌می‌زدند 70 هزار پا ارتفاع داشتند، ‌می‌آمدند و عبور ‌می‌کردند. شب‌های فراوانی از شب تا صبح در فضایی اطراف فرودگاه مهرآباد تهران بودیم و آنجا موشک‌های مختلف را امتحان می‌کردیم، انواع موشک‌ها را شب ‌می‌آوردیم و امتحان ‌می‌کردیم، ‌می‌خواستیم این هواپیما را بزنیم اما نمی‌شد، هرشب هم یک موشک شلیک ‌می‌کردیم اما نمی‌شد. چون موشک‌های ما تا ارتفاع 50 یا 55 هزار پا بالا ‌می‌رفت و این هواپیما در 70 هزار پایی بود و به آن نمی‌رسید. مدت‌ها هم با هواپیما کار کردیم. شب‌های فراوانی به پایگاه یکم شکاری ‌می‌رفتم، هواپیما بلند ‌می‌کردیم با موشک هوا به هوا که این هواپیما به این هواپیمای عراقی موشک شلیک کند، اما باز نمی‌شد، چون موشک‌هایی که شلیک ‌می‌کردیم حتی با هواپیماهای اف 14 حدود 55 تا 60 هزار پا بالا ‌می‌رفت و به هدف نمی‌خورد.
واقعاً مانده بودیم که چه کار کنیم. حالا باید اینجا چکار کنیم؟ دو سال هم شبانه روز تلاش ‌می‌کردیم. اینجاست که پیغمبر ‌می‌فرماید اطلبوا العلم ولو بالصین. علم را باید رفت و یاد گرفت و آورد. باید رفت و تکنولوژی را آورد؛ الحمکه ضاله المؤمن. خلاصه ما رفتیم با کشوری مذاکره و بحث کردیم، دو سیستم موشکی زمین به هوا گرفتیم که ارتفاع آن بالاتر از 70 هزار پا بود. یکی را برای تهران و یکی دیگر را برای اصفهان آوردیم. همان روزهای اولیه ای که این سیستم را راه انداختیم، اولین هواپیمای میگ 25 را در اصفهان زدیم. شما نمی‌دانید که چقدر خوشحال بودیم. برای اینکه شب‌های فراوانی بی خوابی کشیدیم. به محض اینکه این هواپیما را در اصفهان زدیم تمام شد. الحمدالله الان آن سیستم را خودمان در داخل در حال ساختن و تولید هستیم.
می‌خواهم بگویم که ما باید از دنیا استفاده کنیم. این استفاده از فرصت است. فردی در قم بود، البته الان حوزه علمیه قم خیلی پیشرفته است، زمانی لازم بود که ایشان به نجف برود، ‌می‌گفت آنجا خارج است، کشور دیگری به نام عراق است و من نمی‌روم. ما خودمان باید عالم بشویم. در آنجا شخصیتی مثل آخوند خراسانی و شخصیتی مثل شیخ انصاری بود. اینها هم ایرانی بودند، ولی در عراق بودند. ما به عراق نرویم و علم یاد نگیریم، به خاطر اینکه آنجا ایران نیست، ما نمی‌رویم و از ایران خارج نمی‌شویم!
ما باید به خودمان متکی باشیم. به اراده خودمان متکی باشیم. باید بدانیم که هر وقت با یک کشور خارجی رابطه داریم باید بر مبنای تعامل سازنده و قدرت ما باشد، اما در عین حال باید علم و دانش آنها را بگیریم و بهره‌برداری کنیم.
در همین موضوع سانتریفیوژ از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یاد ‌می‌کنم که حق بزرگی بر گردن صنعت هسته‌ای دارد. همین فناوری هسته‌ای که ‌می‌گوییم حق مسلم ماست که حق مسلم ما هم هست و حتماً هم حق مسلم ماست، ایشان از سال‌های 65-66 به این فکر بود. ما با هم زیاد به جبهه ‌می‌رفتیم، فرصت‌هایی هم داشتیم، در جنوب و غرب قدم ‌می‌زدیم و فکر ‌می‌کردیم روی مسائل دیگر غیر از جنگ. ایشان بحث سانتریفیوژ را در سال 66 مطرح کرد. با هم صحبت کردیم که برای غنی سازی باید چکار کنیم. البته غنی سازی مدل‌های مختلف دارد. یکی از راه‌های آن همین سانتریفیوژ است. خیلی فکر کردیم که چه کنیم، باید از کجا بگیریم، چکار کنیم؟ ‌می‌شد به دنبال این برویم که خودمان یک سانتریفیوژ طراحی کنیم، بله، ‌می‌شد اما 10-20 سال طول ‌می‌کشید. هر چیزی شدنی است، نه اینکه نشود، اما به زمان وابسته است، به مقدار هزینه وابسته است، زمان بهره‌برداری مهم است. نه اینکه نشود. همه چیز شدنی است، منتها مهم این است که با چه کیفیتی و سریع‌‌تر و زودتر برسیم.
خلاصه ما با کشوری صحبت کردیم و توانستیم در سال 67 یک سانتریفیوژ را به ایران بیاوریم. اولین سانتریفیوژ در سال 67 وارد کشور شد. ما برای اولین بار بود که این دستگاه را ‌می‌دیدیم و کار کردن با آن را شروع کردیم. بعد هم که ساخت قطعات و سانتریفیوژ را شروع کردیم و به هر حال خودمان توانستیم سانتریفیوژ را بسازیم. اگر سال 67 نمی‌رفتیم و این سانتریفیوژ را بیاوریم چه می‌شد؟ می‌شد که سانتریفیوژ ساخت، منتها 20 سال بعد؛ این خیلی مهم است.
الان نفت ما را همسایه ‌می‌برد، ما هم ‌می‌خواهیم که بازیافت بالا برود و ‌می‌گوییم خودمان ‌می‌خواهیم تحقیق کنیم. نمی‌شود تحقیق کرد که این بازیافت از 5 درصد به 7 درصد برسد؟ چرا، تا 20 سال دیگر تحقیق ‌می‌کنیم و آن کشور هم هرچه نفت هست ‌می‌برد و تمام می‌شود و علی ‌می‌ماند و حوضش و چیز دیگر باقی نمی‌ماند. باید برویم و این تکنولوژی را بیاوریم، البته در کنار آن یاد بگیریم.
من با مدیر عامل شرکت ایرباس در فرانسه صحبت ‌می‌کردم برای اینکه ایرباس بخریم. به او گفتم یک شرط ما این است که برخی از قطعات ایرباس در داخل ایران ساخته بشود، نه فقط برای ایران بلکه برای کل ایرباس. اول خیلی تعجب کرد و گفت مگر شما توانمندی ساخت قطعات هواپیما را دارید؟ من برای او توانمندی‌های کشور را توضیح دادم، گفت اگر بشود ما حرفی نداریم. بعد هم به او گفتم نمونه‌ای که شما با فلان کشور برای هواپیما داشته‌اید، به همان سبک ایرباس ‌می‌خواهیم. الان هم در قرارداد ما هست که برخی از قطعات هواپیمای ایرباس در ایران ساخته بشود. حالا این فناوری و این فرصت برای همه زمان‌هاست؛ الفرصت تمر مر الحساب؛ هر زمانی ممکن است فرصت باشد، ما باید از این فرصت استفاده کنیم.
می‌خواهم چه نتیجه‌ای بگیرم؟ ‌می‌خواهم نتیجه بگیرم که مردم عزیز، فرهیختگان، علما، خانواده‌های عزیز شهیدان، جانبازان عزیز و آزادگانی که ممکن است در جمع ما باشید، این استانی که بیش از 4 هزار شهید، بیش از 11هزار جانباز و حدود هزار آزاده و مجموعاً بیش از 16 هزار ایثارگر دارد، این استان با عظمت با این همه دانشگاه و مراکز تحقیق، بیاییم کاری کنیم که باقیات الصالحات ما بشود و برای همیشه بماند؛ برای آب است، برای صنعت است، برای راه است، برای راه آهن است، برای هر چیزی که نیاز این جامعه است، برای محیط زیست است. یک فرد، یک دانشگاه،‌ یک مرکز تحقیقات یا یک استان ‌می‌تواند برای کشور کاری انجام بدهد که صدها سال و گاهی قرن‌ها مردم کشور و منطقه ما و حتی جهان از آن استفاده کنند. اگر این شد به اعتقاد من "اجرهم بغیر حساب" است.
این صبری که خداوند ‌می‌گوید فقط صبر به نائبه نیست، فقط صبر در مصیبت و صبر در مشکلات نیست، تحقیق هم صبر ‌می‌خواهد، به دست آوردن علم هم صبر ‌می‌خواهد، درست کردن جامعه هم صبر ‌می‌خواهد، اصلاح فرهنگ جامعه هم صبر، استقامت و ایستادگی و تلاش مضاعف ‌می‌خواهد. آن وقت اگر کار این طور شد، خداوند به ما اجر بی پایان و بی حساب می‌دهد و این درسی است که ما باید از کربلا و عاشورا و اربعین امام حسین (ع) بگیریم و بیاموزیم.
این استان در کنار مشکلات فراوان، استعدادهای بسیار و فرهیختگان زیادی دارد. من اینجا به آقای استاندار ‌می‌گویم آقای مهندس طهایی که تجربه زیادی هم در مدیریت دارد، با فرهیختگان استان جلسه بگذارید، ماهی یک بار جمع بشوند و نظر و راه حل بدهند. یک سری مشکلات در استان حل می‌شود، برای یک سری مشکلات باید از بخش خصوصی استفاده شود. یک سری مشکلات را هم دولت کمک می‌کند، اشکالی ندارد.‌ بنابراین ما در این استان باید از فرهیختگان استان و افراد صاحب تجربه استفاده و بهره‌برداری کنیم و استان را بیش از آنچه امروز هست آباد کنیم.
البته در جلسه وزرا آقای استاندار هم آمده بود و بحث‌های خیلی متنوعی راجع به استان شد. معمولاً چیزی که حتمی نشود و در بحث‌ها صد در صد نشود قول نمی‌دهم ولی بحث‌های مختلفی برای این استان شد که برخی از آنها را ادامه ‌می‌دهیم، تلاش ما فقط آن مقداری نیست که در این سفر قول داده‌ایم، باز هم باید تلاش‌هایمان را ادامه بدهیم.
در آنجا نیازمندی‌های فراوانی برای استان مطرح شد. ایشان مطرح کردند که زندان‌ها از کرج خارج بشوند. ما هم ان‌شاءالله این موضوع را دنبال ‌می‌کنیم. مسئله فضای سبز این شهرستان مطرح شد، همین باغ معروف سیب مطرح شد که من همان جا به آقای استاندار و وزرا گفتم با بنیاد مستضعفان جلسه بگذارید و این مسئله را حل کنید. جلسه هم گذاشتند و الحمدالله حل شده است و امیدواریم یک فضای مناسب برای تفریح و نشاط مردم ایجاد شود؛ آن هم در کرج که همیشه هوا و فضایش در منطقه نمونه است، الان هم باید به همان راه و مسیر برود و یک استان و شهرستان نمونه بشود. ان‌شاءالله دست به دست هم بدهیم و این مسیر را ادامه بدهیم، خداوند هم ما را یاری و کمک خواهد کرد و ان‌شاءالله شاهد ایرانی آبادتر و البرزی سرافرازتر خواهیم بود.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

92153
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.