سخنرانی در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی

اهمیت تاسیس دانشگاه تهران / عظمت و صلاوت خاص دانشگاه تهران / دانشگاه تهران، مظهر تلفیق علوم / ابطال پذیری علم / تحول علمی در سایه نقد پذیری / تحول مهم کلا خدا / اسلامی کردن علوم انسانی / عدم امکان حذف علم / حرکت مطلوب علمی کشور / صداقت نقد دانشجویی / حیاط و نشاط دانشگاه منوط به نقد و اختلاف نظر / افت‌های تملق و دورویی / ضرورت سعه صدر داشتن در اداره کشور / اهمیت اصل برائت / بازی با آبروی افراد به اسم وقت نظر / تلاش برای آرامش دانشگاه و فاصله گرفتن از فضای امنیتی / تفاوت دانشگاه با مرکز فعالیت احزاب / حق اظهار نظر استادان و دانشجویان درباره مسائل جامعه / مسئولیت دانشگاه در حل معضلات کشور / وظیفه دانشگاه در تربیت انسان‌های مسئل و مشارکت جو / قاصله از اخلاق، موجب دوری ما از علم / اظهار تاسف از استیضاح دکتر فرجی دانا / فشار‌های بسیار در خصوص تعیین وزیر علوم / بورسیه و ما ادراک ما البورسیه / مقاله، یکی از حلقه‌های زنجیر دستیابی به قدرت و ثروت / ضرورت وصل دانشگاه با تولید و صنعت / ضرورت استفاده از اتوبان، باوجود خطر تصادف / اهمیت تعامل با دنیا در پیشرفت علمی / مخالفت با رفت و آمد استادان به بهانه جاسوسی / حل مسئله ظرفیت خالی دانشگاه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

امسال مراسم آغاز سال تحصیلی با دو واقعه دیگر متقارن و همراه است: اول اعیاد مبارک قربان و غدیر که پیش رو داریم و دوم هشتادمین سال تأسیس دانشگاه تهران.

تاسیس دانشگاه تهران، از تاثیرات انقلاب مشروطیت

در واقع تأسیس دانشگاه تهران علاوه بر اهمیت آن از لحاظ علم، دانش و توسعه جامعه ما، یکی از آثار تحول اجتماعی و سیاسی‌ای بود که در انقلاب مشروطه در کشور رخ داد. انقلاب مشروطه که به معنای حرکت مردم برای حکومت قانون بود، تأسیس عدالتخانه، حکومت قانون در سایه فعالیت مجلس شورای ملی، تأسیس بانک ملی ایران به عنوان نهاد مهم اقتصادی و همچنین در کنار آنها تأسیس دانشگاه تهران را، در همین مکانی که معروف به باغ جلالیه بود، در پی داشت.

سالیان دراز وقتی در ایران گفته می‌شد دانشگاه، معنایش دانشگاه تهران بود. بعدها، دانشگاه‌های دیگر نیز در رشته‌ها و علوم گوناگون تأسیس شدند. نه به عنوان اینکه خودم دانش‌آموخته همین دانشگاه هستم و همیشه ورودم به دانشگاه تهران و عبورم از کنار دانشگاه تهران برای من خاطره‌انگیز است، بلکه دانشگاه تهران حلاوت و عظمت خاص خود را دارد، ضمن اینکه امروز دانشگاه‌های بزرگ دیگری هم در کشور ما هستند که هر کدام در زمینه خود می‌توانند سرآمد علم و دانش باشند.

دانشگاه تهران ترکیبی بود از مراکز علمی بزرگی که به دست بزرگان و فرهیختگان تأسیس شده بود؛ از دارالفنون دوران امیرکبیر گرفته، تا مدرسه صنایع و هنرهای کمال‌الملک تا مدرسه سیاسی دهخدا و استادان و بزرگانی که در رشته‌های جدید یا قدیم تبحر داشتند.

دانشگاه تهران تلفیقی بود بین مراکز علمی و استادان بزرگ علوم کهن و جدید. شاید دانشکده حقوق و علوم سیاسی یکی از مظاهر حضور دانشمندان مختلف بود، حتی بیش از دانشکده الهیات. آنجا استادان بزرگی چون استاد شهابی‌ها، استاد گرجی‌ها، و خدا رحمت کند دکتر کاتوزیان‌ها و استادان و بزرگانی که هم از دانش جدید بهره داشتند و هم از دانش قدیم [حضور داشتند].

دانشگاه تهران مظهر تلفیق علوم و اولین مرکز مهم برای رشد علم و دانش در این سرزمین است. علم یک سنت جاریه است. اساساً روزی علم رشد پیدا کرد که حکمت ایرانی با فلسفه یونانی و فلسفه یونانی با حکمت اسلامی در کنار هم تلفیق شدند. علوم جدید و قدیم، قطرات و جویبارهای کوچکی بودند که در کنار هم رودخانه عظیم علم و دانش را به وجود آوردند.

ابطال پذیری و انتقاد پذیری علم

ما نمی‌توانیم علم را کنار بگذاریم. وقتی می‌گوییم علم، علم بشری است. معنایش این نیست که در آن خطا و اشتباه نیست. و شاید این تعبیر درست باشد که باید ابطال‌پذیر باشد. امروز یک علم و دانش مورد احترام است و فردا نظریه بالاتری می‌آید؛ در علوم بشری این چنین است. امروز ایده و فرضیه‌ای توسط یک دانشمند و گروهی از دانشمندان به اثبات می‌رسد و تبدیل به نظریه‌ای علمی می‌شود و فردا دانشمندان دیگری می‌آیند و نکته جدیدی را به اثبات می‌رسانند.

تحول علمی در سایه نقد‌پذیری علم است، حتی در علوم دینی که کمتر این مسایل اتفاق می‌افتد، در تفاسیر و نظریات فقهی، نظریات اصولی، حکمت فلسفه و کلام بسیاری از استدلال‌ها هستند که دانشمندی همچون بو‌علی سینا آن را به اثبات رسانده است و دیگری آمده او را نفی کرده است. بوعلی سینا آن همه نوشت و مطالعه کرد و کتاب تألیف کرد تا اصالت الماهیه را به اثبات برساند و اندیشمندان و بزرگان دیگری آمدند آن را رد کردند و اصالت الوجود را به اثبات رساندند؛ اشکالی ندارد.

بسیاری به حرکت جوهری معتقد نبودند و می‌گفتند اساساً ثبات جهان با حرکت جوهری مغایرت دارد و صدرالمتألهین آمد و آن را به اثبات رساند؛ اشکالی ندارد. دیگری ممکن است بیاید این نظریه را رد کند. علم نقدپذیر است؛ دانش انتقادپذیر است. دانش بشری این‌چنین است. حتی فهم وحی الهی هم ممکن است تغییر کند؛ امروز به عمقی از فهم کلام خدا برسیم و فردا به فهم عمیق‌تر و دقیق‌تر برسیم.

منظور از اسلامی کردن علوم انسانی

لذت علمی در سایه تحولات علمی است و در اینجا می‌خواهم اشاره کنم اسلامی کردن علوم انسانی به آن مفهوم نیست که دانش بشری را در بخش علوم انسانی به طور کامل کنار بگذاریم. ممکن است در بخشی از علوم انسانی نقد داشته باشیم، مطلبی باشد که با آموزه‌های اسلامی منطبق نباشد، علم را باید نقد کرد، نباید حذفش کرد. یکی از اشکالات ما این است می‌خواهیم بخشی از علوم را حذف کنیم.

علم حذف شدنی نیست، نقد شدنی است. ابطال شدنی ممکن است باشد، اما حذف نمی‌شود و این در تاریخ می‌ماند. چطور عده‌ای به فکر افتادند که بخشی از علوم را حذف کنند؟ حذف معنی ندارد. اما ما می‌توانیم حرف بهتر، سخنی دقیق‌تر و مطلبی علمی‌تر عرضه کنیم. آن نکات قبلی را مورد نقد و حتی ابطال قرار دهیم، اشکالی ندارد.

مجموعه حرکت علمی ما حرکت مطلوبی است. دولت وعده‌هایی را که در مورد دانشگاه داده، فراموش نکرده است و به اعتقاد من به بخشی از آنها جامه عمل پوشانده است. البته اینکه امروز جزو برنامه نبود تا تشکل‌های دانشجویی سخنان خودشان را بیان کنند، مایه تأسف من شد. به هر حال آمدن من به دانشگاه بیشتر برای شنیدن است تا حرف زدن.

اهمیت فضای نقد و انتقاد در حیات و نشاط دانشگاه ها

پارسال آن دقایقی که دانشجویان صحبت کردند، بسیار لذت‌بخش و آموزنده بود. نقد دانشجویی زیبایی دیگری دارد. نقد دانشجو بی‌غل و غش است. دانشجو آنچه را در دل دارد و می‌فهمد، تبیین می‌کند و نشاط دانشگاه به همین است. دانشگاه باید فضای لازم را برای گفت و شنود، انتقاد و نقد ایجاد کند. وقتی هم که ما دانشجو بودیم کلاس‌هایی را می‌پسندیدم که استادان صحنه نقد را باز می‌گذاشتند.

آن موقع استاد پیری داشتیم که اگر کسی حرف می‌زد عصبانی می‌شد. همه به ایشان احترام می‌گذاشتند. اما به قول معروف کلاس مرده بود، حیات کلاس و دانشگاه به نقد، صحبت و بیان نظرات متفاوت است.

ما نباید بترسیم که استادان در کلاس‌ها سخنان و نظرات متفاوتی را بیان کنند. سخن متفاوت غیر از سخن مغرضانه است. کسی که مغرض است، این بحث دیگری است. اما کسی هست که می‌خواهد نظر خودش را بیان کند و خواهش می‌کنم که در این مورد سختگیری نکنید.

سختگیری‌های بی‌مورد منجر به عدم تساهل می‌شود و عدم تساهل منجر به رانده شدن افراد لایقی که بیان‌شان صریح است می‌شود. سخت‌گیری منجر به بالاآمدن تملق‌گوها می‌شود.

نگذاریم در دانشگاه فضای تملق باز شود. من یک بار این جمله را گفتم که ما دلمان نمی‌خواهد جمعیت حدود ۸۰ میلیونی ایران تبدیل شود به ۱۶۰ میلیون؛ یعنی همه دو چهره پیدا کنند. ما می‌خواهیم ۸۰ میلیون همان ۸۰ میلیون چهره باشد، نه ۱۶۰ میلیون چهره. در یک جمع با یک لحن حرف می‌زند، در جمع دیگر با لحن دیگری صحبت می‌کند، خانه می‌رود یک طور دیگر حرف می‌زند، در دانشگاه و مراکز اداری با یک لحن دیگر صحبت می‌کند. اساساً سختگیری‌ها باعث این کار شده است.

ضرورت سعه صدر و توجه به اصل جرائت در اداره کشور

حکومت و اداره کشور بدون سعه صدر امکان پذیر نیست. سعه صدر پیدا کنیم، بگذاریم افراد حرفشان را بزنند و به خاطر یک اشکال کوچک آدم‌های بزرگ را کنار نگذاریم. همانی که در اعتقاد ما شیعه است. فقط ۱۴ معصوم، معصوم‌ هستند. همه خطا و اشتباه می‌کنند و ما نباید بی‌جهت افراد را زیر سؤال ببریم.

می‌خواستیم به شخصی مسئولیتی بدهیم، کسی آمد عکسی آورد و گفت این آقا این اشکال را دارد؛ در عکسی که صدها نفر در آن بودند یکی را زوم کرده بود که این اوست. گفتم شما از کجا این‌قدر مطمئنی که این عکس را به او نسبت می‌دهی. گفت؛ نه حاج آقا؛ احتیاطش به این است که او را کنار بگذاریم!

اساس دین این است که همه مردم راستگو و خوب، صالح و بی‌گناه هستند، مگر عکس آن ثابت شود و این جزو اصول مسلم مواضع دینی و فرهنگی ماست؛ یعنی اصل برائت و صحت عمل مسلمان. اینها جزو الفبای علوم اسلامی ماست.

متأسفانه در جاهایی تصمیم‌‌های بسیار مهمی می‌گیرند که فلان آقا برای ریاست فلان دانشگاه خیلی به مصلحت نیست. چه شده؟ آن آقا راجع به او این را گفته است. تازه آن آقا که گفته است، چقدر به او اعتماد است؛ به چه دلیل گفته.

به این راحتی آبروی مردم را معامله می‌کنیم و اسمش را می‌گذاریم دقت نظر! این دقت نظر نیست، این تخریب مسلمان و از بین بردن آبروی مردم است. اگر مدرک و سند قابل اعتمادی هست اشکال ندارد. کسی می‌خواهد مسئولیتی به عهده بگیرد، حواس‌مان جمع باشد. در طول این یک سال تلاش ما بر این بوده دانشگاه ما از فضای امنیتی فاصله بگیرد.

تلاش ما بر این بوده که اگر فردی با دلایل ضعیف کنار گذاشته شده به سر کار و کلاس خود برگردد. تلاش ما بر این بوده که در دانشگاه‌های ما فضای آرامش باشد، ضمن اینکه همه گروه‌ها نظرات سیاسی و نقد خودشان را داشته باشند. در عین حال همه بدانند که اینجا دانشگاه است و باشگاه سیاسی یا مرکز فعالیت احزاب نیست؛ ضمن اینکه هر کسی می‌تواند در مسایل سیاسی و اجتماعی حضور پیدا کند. حضور دانشگاه و دانشجو در مسائل اجتماعی و سیاسی به این معنا نیست که راجع به سیاست خارجی و سیاست داخلی صرفاً اظهار نظر شود که آنها حق دانشجویان و استادان است؛ محیط زیست، شرایط آب و هوایی، خشکسالی، کم آبی و بی‌آبی، صادرات و واردات، تعادل میان استان‌ها، مرکز و پیرامون، راجع مسائل اقتصادی - که خوشبختانه عده‌ای از استادان اظهار نظر می‌کنند - چه می‌شود؟ نباید اظهار نظر کنیم!

گاهی بسیاری از مسائل اجتماعی و سیاسی در دنیای امروز با مشکلات و مسائل منطقه و جهان یکسان است و گاهی بسیار شباهت دارد. در مسائل اقتصادی مسائل ما با دنیا خیلی فاصله ندارد، ما هم راجع به تورم و بیکاری و رکود و رونق صحبت می‌کنیم، آنها هم صحبت می‌کنند.

تمام این علوم که به عنوان High Tech شناخته می‌شود؛ IT، ICT، بیوتکنولوژی، نانو، علوم فضایی و هسته‌ای، علومی است که نحوه کار و تلاش ما و شیوه ما با دنیا خیلی تفاوت ندارد. ما دنبال فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای هستیم برای اینکه سوخت نیروگاه هسته‌ای را تولید کنیم، دیگران هم مشابه ما کار می‌کنند. همه می‌رویم از معدن سنگ استخراج‌ می‌کنیم،‌ کیک زرد درست می‌کنیم، بعد آن راتبدیل به uf4، uf6 می‌کنیم، نیم درصد و پنج درصد و قرص سوخت درست می‌کنیم، میله سوخت و مجتمع سوخت درست می‌کنیم و همه مثل هم هستیم. در بیوتکنولوژی و سلول‌های بنیادی و شبیه سازی و کشاورزی هم همین است.

مسئولیت دانشگاه در حل معضلات کشور و تربیت انسان های مسئول

بگذارید یک نکته بگویم. اگر ما در کشور خودمان از لحاظ محیط زیست مشکلی داریم، فقط دولت مسئول نیست، دانشگاه‌های ما هم مسئول هستند، آنها هم باید به میدان بیایند و مشکل را حل بکنند. اگر ما مشکل اقتصادی داریم، فقط دولت مسئول نیست، دانشگاه‌های ما هم مسئول هستند و باید بیایند مشکل را حل و فصل کنند و نظر، پیشنهاد و راه‌حل بدهند؛ استادان هم مسئول هستند. اگر در کشوری زندگی می‌کنیم که با کمبود آب مواجه هستیم، کشاورزی ما مکانیزه نیست و آبیاری ما علمی نیست، فقط دولت مسئول یا دانشگاه‌های ما مسئول هستند؟ اگر در امور پزشکی، ساخت دارو و داروسازی امروز مشکلی داشته باشیم، فقط دولت مسئول است؟ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول است؟ دانشگاه‌ها هم مسئول هستند و دانشگاه فقط این نیست که عده‌ای اینجا واحدهایی را بگذرانند و ورقه‌ای را بگیرند تحت عنوان مدرک. دانشگاه برای این است که انسان‌های مسئول و مشارکت‌جو بسازیم و آنها را برای فعالیت‌ها آماده سازیم.

تنها جایی که ما از علم فاصله می‌گیریم، علمی است که با اخلاق فاصله داشته باشد. دنبال سلاح کشتار جمعی نمی‌رویم چون با اخلاق و موازین ما سازگار نیست. ما دنبال سلاح‌ شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای نمی‌رویم، به دلیل اینکه آن را مغایر با اخلاق و موازین دینی می‌بینیم. البته در زمینه علمی فعالیت‌های ما هم باید در چارچوب اخلاق علمی باشد. این دولت چقدر هزینه می‌دهد برای اینکه این اخلاق علمی را دنبال کند.

البته استیضاح حق مجلس شورای اسلامی است و این حق قانونی آنهاست، اما ما هم نمی‌توانیم تأسف خود را ابراز نکنیم از اینکه یک وزیر عالمِ دانشمندِ انقلابی را از دست دادیم. وقتی آن همه استادان دانشگاه برای من نامه می‌نویسند که آقای دکتر فرجی دانا شایستگی دارد مدیریت این وازرتخانه را بر عهده بگیرد، من با فشار این و آن حاضر شوم که به او بگویم استعفا دهد؟ این با اخلاق و با چارچوبی که این دولت از روز اول به مردم قول داده، انطباق پیدا می‌کند؟

ضرورت بررسی مسئله بورسیه ها با توجه به اهمیت اخلاق علمی

پارسال زمان شروع مراسم تحصیلی وزیر نداشتیم، وزارتخانه ما سرپرست داشت، امسال دانشگاه هم سرپرست دارد. هر دو در طول یک سال چهار وزیر و سرپرست را تجربه کرده‌اند. از آقای میلی منفرد خواستیم مسئولیت را بر عهده بگیرد. از آقای دکتر توفیقی خواهش کردیم سرپرستی را به عهده بگیرد که قبول کردند، اما از یمین و یسار فشار آمد که او را معرفی نکنیم. ما هم سر فرود آوردیم که دانشگاه و کشور آرام باشد. آقای دکتر فرجی دانا را آوردیم. شروع به کار کرد. «بورسیه و ما ادراک ما البورسیه».

ما همه باید به اخلاق علمی توجه کنیم و نمی‌توانیم در مسئله‌ای که صداقت و راستگویی و دقت و قانون مورد توجه قرار نگرفته آن را رها کنیم. من از روز اولی که دکتر نجفی آمدند و مسئولیت سرپرستی را به عهده گرفتند، فکر می‌کنم اولین کلام من به ایشان این بود که باید مسئله بورسیه را در این دولت دنبال کند.

ضرورت اتصال دانشگاه با مراکز تحقیقاتی و تولید صنعت و کشاورزی

دانشگاه‌ها و مسئولین و دانشجویان عزیز ما در زمینه علم و دانش و تولید علم و فناوری قدم‌های مهمی برداشته‌اند، البته نظرم این است که با تک حلقه زنجیر درست نمی‌شود. با مقاله علمی ا به ثروت و قدرت نمی‌رسیم. هدف ثروت و قدرت است و این حلقه باید با حلقه دیگر وصل شود و آن حلقه با دیگری وصل شود. از ایده شروع می‌شود، این ایده تبدیل به تحقیق اولیه شده و تحقیقات بعدی پشت سرش می‌آید و در نهایت تبدیل به فناوری اولیه و نمونه‌سازی می‌شود و از آن نمونه می‌توانیم بازار را تحریک نماییم و ببینیم بازار می‌پسندد یا نه. سپس باید در مرحله صنعتی شدن بتوانیم بازار را برای فروش جذب کنیم و در نهایت برند شود؛ مراحل مختلفی دارد.

اینکه یک مقاله بنویسیم - که نمی‌خواهم این کار را کوچک کنم - این کار ارزشمند است، می‌خواهم بگویم حلقه‌های بعدی را هم باید دنبال کنیم. دانشگاه باید با مراکز تحقیقاتی ما و هر دو آنها با تولید و خدمات و به‌ویژه با صنعت و کشاورزی وصل شوند. اگر این اتصال برقرار شود آن وقت ما دانشگاه داریم. گفتم شش درصد جمعیت ما دانشجوست، ممکن است بالای ۴ میلیون دانشجو داشته باشیم، اینها فردا فارغ التحصیل می‌شوند و اگر کار و شغل لازم در جامعه برای آنها نباشد که تأسف بسیار زیاد دارد.

نقش تعامل با دنیا در پیشرفت علمی کشور

نکته آخر، در صورتی ما پیشرفت علمی می‌کنیم که با دنیا متصل باشیم. این تعامل با جهان فقط در بخش سیاست خارجی نیست. سیاست این دولت تعامل با جهان است. در اقتصاد هم ما باید با جهان تعامل داشته باشیم. در علم و فناوری هم ما باید با جهان تعامل داشته باشیم. ما الان در فکر ساخت شهرک IT با همکاری یک کشور بزرگ در ایران هستیم. باید مشارکت کنیم. ببینید این فکر که چون در اتوبان سرعت خودروها زیاد است و ما به فرزندمان سفارش کنیم از اتوبان استفاده نکن که ممکن است تصادف شود، اشتباه است. باید از اتوبان استفاده کرد و حواس‌ آدم هم باید جمع باشد که تصادف نکند.

می‌شود از اتوبان استفاده نکرد و بگوییم آنجا کوره راهی است که هیچ ماشینی از آنجا نمی‌رود! تو از آن کوره راه برو، نه از روبه‌رو ماشین می‌آید و نه ماشینی از شما سبقت می‌گیرد و نه تصادف می‌کنی. بله، این ممکن است درست باشد. اما کی می‌رسی؟ چند سال دیگر؟

دنیای امروز دنیای رقابت است، اگر عقب بیافتیم، عقب افتاده‌ایم، در عین حال که استقلال و قدرت ملی کشور نیز به خطر می‌افتد. می‌گویند اگر با خارج تماس داشته باشیم، استادهای ما بروند و استادهای آنها بیایند، نکند یکی در میان آنها جاسوس در بیاید. از این بهانه‌جویی‌ها دست بردارید. لااقل رییس‌ جمهوری در موضوع امنیت ملی متخصص است. ما باید احتیاط خودمان را بکنیم، مراقبت هم بکنیم، بگذاریم استادان خارجی بیایند و استادان ما خارج بروند و با هم ارتباط داشته باشند. ایرانیان بسیار فرهیخته‌ای در خارج داریم. استادان دانشگاه در کشورهای دیگر بیایند اینجا. ما یک ترم دانشجو را بفرستیم یک کشور خارجی، لااقل یک دانشگاه درست کنیم که زبانش انگلیسی باشد تا بتوانیم دانشجوی خارجی جذب کنیم.

الان دانشگاه‌های ما در بعضی از رشته‌ها صندلی خالی دارند. یا باید اینها را کوچک و ادغام کنیم یا دانشجوی خارجی دعوت کنیم یا دانشجوی ما خارج برود.

نمی‌خواهم بگویم از آن جاهایی شروع کنیم که بعضی‌ها می‌ترسند. نه، از همین کشورهای همسایه شروع کنیم. دانشجو بفرستیم و دانشجو دعوت کنیم بیایند.

ما باید بتوانیم از فضای علم و دانشگاه حداکثر استفاده را ببریم. تدبیر را با تلاش خودتان نهادینه کنید و امید را با شور و دانش و علم‌تان بیشتر و بیشتر بسازید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

91871
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.