سخنرانی در دیدار با مسئولان ستاد مرکزی راهیان نور

تمسک و توسل رزمندگان به حضرت فاطمه / خاطره‌ای از عملیات والفجر هشت/ نامگذاری تمام مقر‌های منطقه عملیاتی والفجر هشت با کوثر و فاطمه / حال و هوای خاص عملیات با رمز (( یا فاطمه الزهرا ))/ فرهنگ‌، اساس حرکت‌، توسعه‌، استقلال و نهضت انقلاب اسلامی / انقلاب اسلامی انقلاب فرهنگی/ لحاظ ابعاد فرهنگی در توسعه پایدار/ آغاز جنگ و محرومیت رزمندگان از سلاح‌های سبک/ ابزار خرسندی وخوشحالی از واردات آرپی چی هفت/ درخواست سپاه برای خمپاره 60و نبود آن به دلیل حذف آن از سلاح سازمانی ارتش / غلبه فرهنگ‌، نیروی انسانی و انگیزه دینی برانواع تجهیزات در دفاع مقدس / دفاع مقدس نه حمله و جنگ/ امکان صلح پایدار با قدرت بازدارندگی/ فبازگو کردن و زنده نگه داشتن قهرمانان دفاع مقدس / مفهوم بسیج و بسیجی/ تشریح و تبین تاریخ دفاع مقدس/ تعلق راهیان نور به شهیدان‌، دفاع مقدس ،کشور و رهبری / هدف راهیان نور/ شب مجاهدان حق بالاتر از لیله القدر / تمام قلب جهان اسلام و منطقه خاور میانه مالا مال از کینه رژیم صهیونیستی / قدرت بازدارنده در سایه ایمان جوانان و تجهیزات / یادمان‌های شهدا کاری ارزشمند/ لزوم بازگو کردن واقعیت جنگ و پرهیز از اغراق و بزرگ نمایی/ شیوه برخورد با اسرا از سوی ایران و عراق/ عظمت و بزرگی خانواده‌های شهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبة المنتجبین. اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر. السلام علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهرا و رحمة الله و برکاته

شهادت صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) را گرامی می‌داریم که روز غمبار برای جهان اسلام و خاندان رسالت و روز توجه بیشتر ما به اهل بیت عصمت و رسالت و درس آموزی از مسیر و راه بحق آنان است.

دفاع مقدس و تمسک رزمندگان به اهل بیت عصمت و طهارت

رزمندگان ما نسبت به فاطمه اطهر (س) خیلی مدیون هستند. رمزها و شب‌های عملیات و توسل به آن بی بی در جبهه‌های نبرد، در قرارگاه‌ها و سنگرها همواره مشاهده می‌شد.

من این خاطره را یک بار دیگر در یک سخنرانی عرض کردم که در سال 1364 وقتی برای عملیات والفجر هشت آماده می‌شدیم، چند ماهی بود که به عنوان فرماندهی پدافند کل کشور منصوب شده بودم، با دوستان و افسران و فرماندهان نظامی‌که مسئولیت‌هایی راجع به پدافند هوایی داشتند جلسات متعددی داشتیم. چون در عملیات قبل یعنی بدر متأسفانه در کل عملیات فقط توانستیم یک فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کنیم. عملیات خیلی مهم و سختی بود. رزمندگانی که شاهد بودند، می‌دیدند که عملیات خیلی پیچیده و سخت است. عملیات فاو خیلی پیچیده بود، اما باید از رودخانه‌ای با عرض 300-400 متر [عبور کردیم] و دشمن هم نباید متوجه می‌شد. حفاظت آن عملیات بسیار مهم بود.

دوستانی که در پدافند با آنها کار می‌کردم محل عملیات را نمی‌دانستند. از اوایل اردیبهشت که عملیات را در قرارگاه خاتم الانبیا تصویب کردیم، تا حدود یک ماه به عملیات تعداد محدودی از فرمانده‌ها خبر داشتند که محل عملیات کجاست و می‌خواهیم چکار کنیم؛ البته یک سری علامت‌ها را دریافت می‌کردند. ما وقتی می‌گفتیم از فلان جا عکس بگیر جای عملیات مشخص می‌شد. البته در عملیات فاو وقتی برای عکس هوایی مشکل داشتیم، تقریباً از سه نقطه جبهه در یک روز عکس گرفتیم برای اینکه معلوم نشود محل عملیات کجاست. به دوستان گفتیم در عملیات آینده که عملیات والفجر هشت است باید تعهد کنید که هر سیستم هاگ را که در منطقه می‌بریم حداقل ده هواپیمای عراقی را بزند. یکی از افسران نیروی هوایی در آن جلسه نکته‌ای را گفت که من خیلی تکان خوردم، گفت فلانی ما این قول را به یک شرط به شما می‌دهیم. گفتم شرط چیست؟ گفت به شرط اینکه اسم تمام مقرهای منطقه به نام کوثر و فاطمه زهرا (س) باشد، در این صورت ما پیروز می‌شویم. لذا ما تصمیم گرفتیم که همه مقرهای پدافندی و استقرار سیستم‌های موشک زمین به هوای ما به نام کوثر باشد و تمام مقرهای ما در این عملیات به نام کوثر بود و در آن عملیات، لطف آن بی بی را به چشم مشاهده کردیم. اولین عملیات در جمهوری اسلامی ایران بود که ظرف سه هفته تا یک ماه 73 فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کردیم که عراقی‌ها هم در رسانه‌های‌شان به 63 فروند اعتراف کردند.

در همان عملیات یازده خلبان را اسیر کردیم. وقتی رمز عملیات یا فاطمه الزهرا بود، عملیات حال و هوای دیگری داشت؛ البته همه ائمه هدی و ائمه معصومین (ع) نور واحد هستند، اما لطف بی بی فاطمه زهرا‌(س) چیز دیگری است و رزمندگان ما در جبهه واقعاً عنایت حضرت فاطمه را لمس و مشاهده کردند.

خداوند به همه ما به ویژه به بانوان کشور ما توفیق دهد که پیرو مسیر و راه فاطمه اطهر (س) باشیم.

رسالت فرهنگی کاروان‌های راهیان نور

جمعی که در اینجا در محضرشان هستیم یک رسالت بسیار بزرگ فرهنگی را بر دوش دارد. شما می‌دانید اساس حرکت، توسعه و استقلال کشور و اساس نهضت و انقلاب اسلامی بعد فرهنگی مسئله بوده است. امام (ره) چگونه توانست جامعه را تکان دهد و چنان رژیمی را سرنگون سازد؟ هیچ کس باور نمی‌کرد یک عالم، عارف و شخصیت فرهیخته از گوشه حوزه علمیه قم بلند شود یک تنه با یاران معدودی که اطرافش بودند و کم کم کل ملت ایران دور این شمع هدایت بنشینند. امام (ره) مگر چه چیزی داشت؟ امام (ره) به غیر از تسخیر قلوب مردم کار دیگری نکرد. یاد، نام و عکس امام (ره) قلب‌ها را تسخیر کرد. ما در پاریس می‌دیدیم عده‌ای از بزرگان که از تهران می‌آمدند، امام (ره) را که از دور می‌دیدند اشک شوق به آنها اجازه نمی‌داد جلو بروند. به عقب می‌آمدند و اشک‌های‌شان را پاک می‌کردند. واقعاً کسانی که از نزدیک به حضور امام (ره) رسیدند می‌دانند که ایشان جاذبه خاص و شخصیت استثنایی‌ای در تاریخ معاصر داشت. امام (ره) در همین مسیر فرهنگی قلب‌ها را جذب کرد.

ما امروز چگونه می‌خواهیم خود و کشور را حفظ کنیم و چگونه می‌خواهیم پیشرفت کنیم؟ اگر پایه فرهنگی نباشد حتماً به جایی نمی‌رسیم. من گاهی در دولت به دوستان می‌گویم که معمولاً «توسعه پایدار» را توسعه‌ای می‌گویند که ابعاد محیط زیست در آن حفظ شود که البته این مسئله مهم است، اما به نظر من توسعه پایدار توسعه‌ای است که ابعاد فرهنگی در آن لحاظ شود. وقتی مردم عاشق کشور شوند و باور کنند که توسعه و پیشرفت برای اشتغال جوان‌ها و استقلال اقتصادی شان ضرورت است، آن وقت حرکت دیگری می‌بینید.

در دفاع مقدس ما چطور پیروز شدیم؟ ما نسبت به دشمنی که هر روز تجهیزات دریافت می‌کرد چیزی نداشتیم. وقتی در هفته دوم جنگ توانستیم کلاشینکف وارد کنیم همه خوشحال بودیم. رزمنده‌های بسیجی ما از تفنگ‌های ژ-3 راضی نبودند و می‌گفتند سنگین است و نمی‌شود آن را حمل کرد، درست هم می‌گفتند و کلاشینکف سبک و راحت بود. اولین محموله آرپی جی 7 را که آوردیم خیلی خوشحال شدیم. اینها سلاح‌های بسیار سبک سطح پایین بود، اما ما چون در گرفتاری بودیم از دیدن اینها خوشحال می‌شدیم.

سپاه خمپاره 60 می‌خواست و ارتش می‌گفت این را نداریم. از این موارد در گلوله، سلاح، مسائل رزمی و غیررزمی زیاد بود. در هفته دوم مهرماه من از طرف شورای عالی دفاع و رئیس مجلس با هیئتی متشکل از نمایندگان مجلس از جمله شهید حقانی و افرادی از ارتش و سپاه، قرار شد تمام زاغه‌های مهماتی و مراکز را بررسی کنیم و لیست بگیریم ببینم چه چیزهایی داریم. حدود سه چهار هفته همه کشور را بررسی کردیم، روزی که در یکی از زاغه‌های مهماتی فارس مقدار زیادی خمپاره 60 پیدا کردیم خیلی خوشحال شدیم و من همان لحظه با رئیس مجلس صحبت کردم و گفتم آن چیزی را که دنبالش بودیم پیدا کردیم. دلیل اینکه ارتش می‌گفت نداریم این بود که خمپاره 60 از سلاح سازمانی ارتش حذف شده بود و قرار بود بعدها اینها را از بین ببرند، این همین‌طور مانده بود و خبر نداشتند.

در کل شرایط ما سخت بود. همه جنگنده‌های ما امریکایی بود و آنها به ما قطعه و تجهیزات نمی‌دادند، مهندسین و مستشاران آنها از کشور رفته بودند.

چطور توانستیم با این همه مشکلات پیروز شویم؟ به نظر من در جنگ هشت ساله فرهنگ، نیروی انسانی و انگیزه دینی بر انواع تجهیزات و سلاح پیروز شد. پیروزی ما پیروزی قدرت انسانی، قلب‌های پاک و منور و ایمان و ایثار جوان‌ها بود. خیلی مهم بود این همه نیروی بسیج، سپاه، نیروهای مختلف، مردم و این همه کمپرسی، کامیون، لودر و بولدوزر مردمی‌در جبهه بودند.

اولاً جنگ ما جنگ حقی بود. ما جنگ نکردیم، بلکه دفاع کردیم. دیگران به ما ظلم کردند و عجیب این است که مشروعیت جنگ از دیدگاه قرآن بر مبنای مظلومیت است. اولین آیه جهاد در قرآن آیة 39 سوره حج است. اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا، مبنا این است؛ ما به شما اذن و فرمان برای جهاد دادیم، برای اینکه شما مورد ظلم قرار گرفتید و بعد هم می‌گوید: و ان الله علی نصرهم لقدیر، الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض[1].

اساس فرمان جنگ و جهاد بر مبنای ظلم دیگران است. دیگران ظلم کردند و مسلمان‌ها مظلوم واقع شدند، آن وقت فرمان جهاد صادر شد. در برابر ظلم و تجاوز نمی‌شود نشست. ما دنبال صلح پایدار هستیم، اما صلح چگونه امکان‌پذیر است؟ صلح زمانی امکانپذیر است که شما قدرت بازدارندگی داشته باشید والا دنیای امروز نه دنیای اخلاق و نه دنیای عدالت است. متأسفانه این‌گونه است. در دنیای امروز جهان بر مبنای قدرت پی ریزی شده است. هیچ ملتی هم وجود ندارد که دشمن نداشته باشد. ما همیشه رقیب و دشمن داریم.

چه موقع می‌توانیم صلح را پایدار کنیم؟ وقتی که توانمند و قدرتمند باشیم و قدرت ما بازدارنده باشد. قدرت بازدارنده چیست؟ بخشی سلاح و امکانات است و این قدرت سخت سر جای خودش محفوظ است، اما از قدرت سخت مهم‌تر قدرت نرم است. شما اگر انواع تجهیزات و سلاح داشته باشید ولی روحیه نداشته باشید، فایده ندارد. ما در جنگ همه نوع را داشتیم. روز پیروزی، روز عدم الفتح و خیلی مسائل را داشتیم. در خیبر بچه‌هایی در قرنه محاصره شده بودند و فراز و نشیب‌های دیگری نیز وجود داشت. روزی که روحیه داشتیم و مخصوصاً اخلاص در حد اعلی بود، پیروزی هم بود و هر جا که روحیه شکست می‌خورد یا اخلاص دچار تردید می‌شد هرچند سلاح، مهمات و امکانات وجود داشت ولی تأثیرگذار نبود.

ایجاد و استقرار فرهنگ ، روحیه دفاعی و جهادی در جامعه

چگونه باید فرهنگ، روحیه دفاعی و جهادی را در جامعه به وجود بیاوریم؟ یک راه آن بازگو کردن و زنده نگه داشتن قهرمانان دفاع مقدس است؛ کسانی که هشت سال در دفاع مقدس ایستادگی کردند، جنگیدند و پیروزی‌های غرورآفرین برای ما به وجود آوردند. پزشکان و جراحان زیادی در خط مقدم حضور داشتند. در عملیات بدر بیمارستان خط مقدم تا نقطه خط مقدم جنگ ده کیلومتر فاصله داشت و حتی خمپاره به آنجا می‌رسید ولی جراحان در همان بیمارستان صحرایی - که یک بار هم در همان عملیات بمباران شد - جراحی انجام می‌دادند و جان بچه‌ها را نجات می‌دادند.

این بسیج که می‌گوییم معنای عامی‌دارد. همه کسانی که بسیجی بودند حضور داشتند. خلبان غیرنظامی که حاضر می‌شد برای جابجایی رزمندگان ما در صحنه جنگ بیاید هم بسیجی بود. آن کامیون داری که با ماشین مستقیم در خط مقدم و جنگ یا برای حمایت از رزمندگان وارد صحنه می‌شود.

اگر روحیه و قدرت نرم برای ما مهم است یکی از راه‌های آن این است که کتاب دفاع مقدس را پیش روی نسل جوان ورق بزنیم و واقعیت‌های جنگ را برای آنها بازگو کنیم. نمی‌خواهیم تبلیغ کنیم یا شعار بدهیم، بلکه می‌خواهیم تاریخ جنگ را شرح دهیم.

راهیان نور به هیچ حزب و جناحی تعلق ندارد بلکه به شهیدان، دفاع مقدس، کشور و رهبری تعلق دارد. اینکه امام (ره) آن همه تأکید می‌کرد که ارتش، سپاه و بسیج نباید در هیچ حزب یا جناحی باشند و در وصیتنامه اش هم بر آن تأکید کرد برای چه بود؟ برای این است که نیروی مسلح ما و کسانی که در این راستا کار می‌کنند باید بتوانند کل ملت را از مسلمان، شیعه، سنی، ارمنی و زرتشتی در روز خطر به صحنه بیاورند. در جبهه همین طور بود؛ البته جناح‌بندی‌ها را کم یا زیاد داشتیم؛ خط یک، خط دو و خط سه برای آن زمان بود، ولی در جبهه آن قدر کم رنگ بود که اصلاً در بین رزمندگان و سپاه، بسیج، ارتش و نیروهای مسلح دیده نمی‌شد.

امروز هم راهیان نور متعلق به هیچ جناح و حزبی نیست و متعلق به کل کشور و استقلال این مملکت است و هدف این است که ملت و به ویژه نسل جوان ما آن چنان فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشد که آماده باشد جان و اموالش را فدا کند؛ همه جهاد همین است.

البته جبهه و جایی که پای رزمندگان ما آنجا بوده برای ما مقدس و ارزشمند است. پیامبر خدا فرمود: من اغبرت قدماه فی سبیل الله حرمه الله علی النار، بر کفش و پوتینی که خاک جبهه بنشیند آن فرد از آتش در امان است. خوشا به حال آنهایی که هشت سال در دفاع مقدس غبار جبهه، نه یک بار بلکه هزاران بار بر سیمای آنها نشست و در سنگرها فداکاری کردند. آن قدر شب قدر مهم است که خیرٌ من الف شهر، هزار ماه، یک کفه ترازو، یک شب یک کفه ترازو. حال از شب قدر مهم‌تر داریم؟ فرمود: الا انبئکم بلیله افضل من لیله القدر؟ حارٍس الحرس فی ارض خوف لعله ن لا یرجع الی اهله، فرمود: می‌دانید از شب قدر بالاتر کدام است؟ آن شبی که رزمنده‌ای در سنگر است و نمی‌داند که تا صبح زنده می‌ماند یا خیر. این همه رزمنده‌های ما در سنگرها از شرف، عزت و کشور ما دفاع کردند و این خیلی ارزشمند است.

شما می‌بینید همین امروز که سال‌ها از دفاع مقدس گذشته، باز هم آدم متجاوز و خبیثی در کنگرة امریکا ماهیتش را در صحبت خودش افشا می‌کند. می‌گوید اگر امریکا هم با ما نباشد تنها روبروی ایران می‌ایستیم. پیرزن هم به او می‌خندد. این واقعاً مضحک است، آن هم از اسرائیلی که رژیم نامشروع است و حتی عمق جغرافیایی هم ندارد چه برسد به عمق استراتژیک. تمام قلب جهان اسلام و منطقه مالامال از کینة این رژیم است و دلیلش هم جنایات اینها و انسانی است که در رأس جنایت‌کارهاست. آن هم می‌خواهد ایران اسلامی با این عظمت و مردم غیور و رهبری شجاع را تهدید کند. پس ما همیشه به قدرت و توان نیاز داریم و نیاز داریم به آنجایی که ترهبون به عدوالله و عدوکم؛ دشمن خدا دشمن شما هم هست. باید از قدرت بترسند و قدرت باید باز دارنده باشد. این قدرت اول در سایه ایمان جوان‌های ماست و بعد هم تجهیزات.

شما این کار فرهنگی بزرگ را بر دوش دارید. نسل جوان و مردم عزیز ما به آنجا می‌آیند و این یادمان‌هایی که درست شد کار ارزشمندی بود؛ البته من کم توفیق داشتم و سه نوبت در سه سال مختلف توانستم بروم و این یادمان‌ها را ببینم که آخرین آن فروردین 1392 بود، واقعاً انسان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کسانی که در جنگ بودند تمام آن روزها برای‌شان مجسم می‌شود و کسانی که حضور نداشتند می‌بینند که رزمندگان ما چه سختی‌هایی کشیده‌اند. کسانی که به فاو می‌روند می‌بینند چگونه رزمندگان و غواص‌های ما خط را شکستند.

این کار بزرگ بر دوش شماست. از همه کسانی که در این مسیر تلاش می‌کنند و زمینه سازی می‌کنند، تشکر می‌کنم. باید تلاش شود که جوان‌ها، سالم بروند و برگردند. همه اقدامات را انجام دهیم تا در واقعیت جنگ مبالغه نباشد. هشت سال پیش در یکی از این یادمان‌ها نماز می‌خواندم و شخصی هم از جنگ روایت می‌کرد که گاهی در سخنان این فرد اغراق و مبالغه بود. ما باید واقعیت تاریخ جنگ را بازگو کنیم، دفاع مقدس ما افتخارات بسیاری دارد . شما ببینید که آنها با اسرای ما چگونه رفتار کردند و ما چگونه با اسرای آنها برخورد کردیم؛ اینها در تاریخ ماندگار است.

در زمان جنگ من چندین نوبت به جاهای مختلف برای دیدن اسرای عراقی رفتم. همه امکانات در اختیار آنها بود. در جبهه وقتی اسیر می‌شدند با چه مهربانی رزمندگان ما با آنها برخورد می‌کرد. تاریخ جنگ ما سراسر افتخار است؛ این افتخارات را برای نسل جوان و کسانی که نبوده‌اند، اما تاریخ جنگ را شنیده‌اند تبیین کنید. با جاذبه‌هایی که ایجاد می‌کنید جوان‌های ما را جذب کنید. هر چه جوان‌ها بیشتر جذب شوند و تحت تأثیر افتخارات ملت، جوان‌ها و ایثارگران خودشان قرار بگیرند و جزو افتخارات است.

واقعاً این خانواده‌های شهدا چقدر بزرگوار و عزیز هستند. هر وقت انسان در کنار خانواده‌های شهدا قرار می‌گیرد از آنها روحیه و برکت می‌گیرد؛ این نشان می‌دهد که جنگ ما جنگی ارزشی و حق بود. ما مظلومانه جنگیدیم و شما هم با این کارتان واقعیت دفاع مقدس ارزشمند را برای ملت و جوان‌های ما تبیین می‌کنید؛ دولت هم وظیفه دارد کمک و حمایت کند.

خداوند بر توفیقات شما بیفزاید و به شما اجر و مزد بالاتری بدهد؛ به دلیل اینکه شما آثار رزمندگان و ایثارگران را هم حفظ می‌کنید و هم به نسل‌های آینده انتقال می‌دهید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

[1] . سورة حج آیه‌های 39 و 40.

91760
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.