سخنرانی در مراسم تجلیل از استادان، محققان و هنرمندان برجسته و نخبه کشور

منظور و هدف نخبگی/ استفاده کشورهای پیشرفته از نخبه‌های همه ملیت‌ها/ وضعیت نامناسب کشور برای جذب و استفاده از نخبگان/ منزوی کردن نخبگان به بهانه‌های مختلف/ بی‌هنری در دفع نخبگان/ سعه صدر در جذب نخبگان/ ضرورت اتصال دولت ومجلس در جذب نخبگان/ ضرورت همسویی ریل‌های مختلف کشور/ ثابت بودن بسیاری از اصول توسعه/ متغیر‌های ثابت پیشرفت/ ضرر‌های چندگانگی در جامعه/ نیاز کشور به تحرک و عمل، نه شعار/ اصول توسعه کشورهای پیشرفته/ ضرورت حضور ایران در طرح‌های جهانی/ اهمیت خروج کشور از انزوا/ تحولات عظیم فناوری ارتباطات/ کمک دولت برای خرید محصولات نخبگان/ کمک نخبگان به دولت/ حفاظت از هنر/ اهمیت ایجاد زمینه‌های شکوفایی دانش و هنر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

بسیار خوشحالم که در جمع فرهیخته شما نخبگان علمی و هنری هستم. امروز خداوند به من فرصت و توفیق داد که لحظاتی در محضر شما باشم.

نقش مهم نخبگان در هر جامعه

نخبگی افتخار هر انسانی است؛ البته نخبگی آغاز دارد، ولی حتماً پایانی برایش متصور نیست. نخبه هر روز و هر لحظه می‌تواند نخبه‌تر و تأثیرگذارتر شود؛ اگر تعریفش چنین باشد که عالم و فرهیخته‌ای بتواند در جامعه، کشور و در میان انسان‌ها تأثیرگذار باشد و جمع و جامعه را به سوی تعالی، رفاه و تکامل رهنمون سازد، هر نخبه‌ای می‌تواند در فرصت‌هایی تأثیرگذارتر باشد.

آنچه هدف از نخبه و نخبگی در سطح ملی است، تولید قدرت ملی و ثروت ملی است که قدرت و ثروت ملی دو روی یک سکه هستند.

بی‌تردید برای آنکه به توسعه و توسعه یافتگی برسیم، نیاز به علم، دانش، فن و فناوری، تجربه، اختراع و اکتشاف داریم. همه کشورهایی که در مسیر توسعه هستند یا امروز به توسعه یافتگی رسیده‌اند در سایه آن بوده که از علم، دانش، دانشمندان، عالمان و هنرمندان آنها به خوبی و به درستی استفاده شده است.

نخبه آن استعداد بالا یا برتری است که در فضا و محیط مناسب پرورش می‌یابد و از استعداد برتر، مسیری را طی می‌کند که به نخبگی دست می‌یابد. معمولاً در کشورهای پیشرفته، نخبه‌ها را از هر ملیت، سرزمین، جغرافیا و قومیتی جذب می‌کنند.

نخبه، شناسنامه‌اش نخبگی است، نه اینکه اهل کجاست و از کدام قوم و دیار است. شک نکنیم هر کشوری که جاذبه‌اش برای جذب نخبگان بیشتر باشد، آن کشور در مسیر تعالی و پیشرفت بیشتر است.

می‌خواهم این جمله را با کمال تأسف در محضر شما بزرگان، فرهیختگان و نخبگان عرض کنم که وضعیت امروز کشور ما هنوز به گونه‌ای است که نمی‌توانیم همه نخبگانمان را به درستی جذب و از آنها استفاده کنیم؛ حالا بماند از کشورهای دیگر و از منطقه، شرق و غرب. به بهانه‌های مختلف همدیگر را کنار می‌گذاریم و با انگ‌های مختلف عده‌ای‌ را منزوی می‌کنیم.

انزوای نخبگان به ضرر کشور

بعضی‌ها گویی به میکروسکوپ نیاز ندارند. در فضای دور تلسکوپ هم نیاز ندارند. مثلاً در میان عکس‌ها یک تصویری پیدا می‌کنند که در فلان روز در فلان جمعیت و دیار گویی او هم حضور دارد. عکس یک آقایی که بنا بود مسئولیتی بپذیرد را آوردند و گفتند که او در آن جمع است و این همان فرد است.گفتم این قیافه‌اش به او نمی‌خورد. گفت نه شما برگرد به چند سال پیش قیافه‌اش این طور بوده است. گفتم والله من این مقدار قیافه‌شناس نیستم. این قدر هم که شما دقیق هستید، خدا این دقت را به من نداده است.

چطور همه را کنار می‌زنیم؛ یکی را به دلیل قومیت، یکی به دلیل مذهب، یکی به دلیل اعتقاد سیاسی، یکی به دلیل روش و دیگری به دلیل ویژگی‌های اخلاقی. خداوند روح و قلبی به ما داده که بیشتر جذب کند تا دفع.

اشکال ندارد حالا یک فردی هم اگر خدای ناکرده تخصص لازم را ندارد، اخلاق تخصصی و حرفه‌ای ندارد، به کشورش و دیار و نظامش دلبستگی ندارد یا خدای ناکرده علیه کشور و نظامش قدم برمی‌دارد، او را کنار بگذاریم.

اما نمی‌شود به هر بهانه‌ای اندک و با هر دلیل جزئی نخبه‌ها را کنار بگذاریم؛ مگر دست ماست. نخبه یعنی کسی که این همه وقت و سرمایه برای او صرف شده است تا به این مقام دست یافته است از پدر و مادر او گرفته که آغاز تربیت، علم و پرورش از ناحیه آنها بوده تا قبل از آن خدای لایزالی که آن استعداد و هوش را در اختیار او گذاشته تا دبستان و دبیرستان، استاد و معلم، آزمایشگاه و همه تجربه‌هایی که در این کشور و آن کشور با سرمایه این ملت کسب کرده است و حالا که با زحمت این درخت مثمر ثمر شده است و میوه بر شاخ و برگش نشسته است با یک بهانه از تنه و ریشه در می‌آوریمش. این هنر است؟

در دنیای نخبگان، باید نخبه‌های خودمان و نخبگانی را که به کشور ما ایران و سرزمین ما علاقه دارند و حاضر به سفر و حضورند- حالا حضور موقت، لازم نیست که کسی برای همیشه در ایران بماند؛ برای یک یا دو سال و زمانی برای همفکری و تضارب آرا و کسب تجربیات-جذب کنیم. باید در دنیای نخبگی و جذب نخبگان سعه صدر داشته باشیم. نخبگان باید در جامعه ما حضور پررنگ‌تر داشته باشند.

ضرورت همسویی همه حوزه‌ها برای نیل به پیشرفت و تعالی

کشورهایی پیشرفت کرده‌اند که مجلس، دولت و انجمن‌های تخصصی و نخبگان و بخش خصوصی آنها همه به نحوی به هم اتصال پیدا کردند.

اگر بنا باشد مجلس راهی برای تدوین قانون پیدا کند و دولت راه دیگری را برای اداره و اجرای کشور برگزیند و انجمن هم راه دیگری را برای مسیر منافع صنفی انتخاب کند و نخبه هم مسیر دیگری را دنبال کند، چگونه می‌توانیم از فضا و تجربه نخبگی استفاده‌ و بهره‌برداری کنیم؟ امروز در بخش اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی، فرهنگ، هنر، علم، دانش، فناوری و زمینه‌های مختلف دولت نیازمند است از فکر نخبگان استفاده و بهره‌برداری کند.

بدانیم اگر ریل‌های مختلف را در این کشور انتخاب کردیم که یک ریل برای اقتصاد، ریلی دیگر به جهت دیگر برای سیاست خارجی و فرهنگ، این لوکوموتیوها و قطارها هیچ وقت به هم نخواهند رسید. مگر می‌شود در کشوری فرهنگش از اقتصاد، ‌اقتصادش از سیاست خارجی و سیاست خارجی‌اش از علم و فناوری جدا باشد. در دنیای امروز پیشرفت چگونه حاصل می‌شود. بسیاری از اصول رشد توسعه و پیشرفت، اصولی ثابت است؛ از همان راهی که ژاپن پیشرفت کرده، از همان راه هم آلمان و کره جنوبی و دیگر کشورها پیشرفت کرده‌اند.

پیشرفت اصول ثابتی دارد، یک اصول متغیر هم دارد؛ البته ممکن است داشته باشد، آن هم به‌خاطر فضا، فرهنگ و شرایط. اما آموزش صحیح و درست و علمی و عقلایی، نظم، قانون‌گرایی، فرهنگ کار و تلاش، دلبستگی و وابستگی به قدرت و ثروت کشور، انگیزه‌های لازم ملی، ‌قومی و اجتماعی اهمیت دارد. مگر اینها می‌تواند متفاوت باشد. بله، کسی ممکن است در کنار اینها اعتقاد دینی هم کمکش کند، تازه آن دین هم توصیه می‌کند به همان علم و نظم و فرهنگ و کار و تلاش.

باید از اصول ثابت برای دست یافتن به توسعه استفاده کنیم. ما برای اینکه پیشرفته بشویم باید در اولویت‌ها هم‌نظر باشیم. اگر جامعه ما چند شقه باشد، یک شقه بگوید اولویت آن است و دیگری بگوید آن است، به هدف نمی‌رسیم. نمی‌خواهم بگویم در همه اولویت‌ها اتفاق نظر داشته باشیم، لااقل همه با هم در توسعه کشور اتفاق نظر داشته باشیم. در سرعت رشد، همه با هم اتفاق کنیم که امسال باید رشد ما پنج درصد باشد. همه اتفاق نظر کنیم که باید رکود شکسته و رونق آغاز شود. لااقل پنج هدف پیدا کنیم و همه متحد شویم و آن وقت به لوازمش پایبند باشیم.

اصول و پایه توسعه و تحول در جهان امروز

نمی‌شود آدم یک شعار و سخن بگوید، یک تیتر اعلام کند و به لوازمش پایبند نباشد. کشور نه با شعاردرمانی درست می‌شود و نه با گفتار درمانی . هر چه می‌خواهیم سخنرانی کنیم و بحث کنیم. کشور به برنامه و عمل و تحرک و وحدت نیاز دارد و در این وحدت و اتحاد لااقل باید در چند مسئله به عنوان اولویت حتمی همه بر آن اتفاق کنیم و لوازمش را بپذیریم.

تمام کشورهایی که امروز در حال رشد و توسعه هستند یا به مرز توسعه و در یک اتحادیه منطقه‌ای دور هم جمع شده‌اند- نه اینکه فقط بگویند نام فلان اتحادیه این ۵ الی ۲۰ کشور است- راه‌آهن و جاده‌هایشان را به هم متصل کردند و افکارشان را به هم نزدیک کردند، پروژه‌های علمی‌شان را به صورت مشترک تعریف کردند. الان در دنیا ده‌ها پروژه مهم علمی جهانی وجود دارد و پشت سرش صنعت جهانی است. مثال می‌زنم؛ تا۲۰ سال آینده قرار است ۳۵ هزار هواپیمای مسافربری با بودجه ۴/۴ تریلیون ساخته شود؛. ما کجای این طرح هستیم؟ همه این کشورها در پروژه‌های بزرگ جهانی سهم دارند؛ یکی بال و بدنه، یکی برای لاستیک و هر کشوری قسمتی را گرفته است. صنعت دنیای امروز این است که همه یک جا ساخته نمی‌شود. یک جا جمع و سرهم‌بندی می‌شود. هر تکه‌اش یکجا ساخته می‌شود. ما کجای آن هستیم.

در آینده ما باید یا در پروژه‌های عظیم و بزرگ جهانی حضور و نقش داشته‌باشیم یا معنایش این است که به دیگران فرصت داده‌ایم ‌تا آنها نقش داشته باشند و ما کنار رفته‌ایم و منزوی شده‌ایم- مقصودم انزوای سیاسی نیست- ما باید در پروژه‌های صنعتی و نیز در پروژه‌های عظیم هنری جهان حضور و نقش داشته باشیم.

خروج از انزوا یعنی حضور نخبگان ما در پروژه‌های جهانی و فناوری جهانی؛ همان طور که گفته شد، دنیای آینده کاملا ً‌با دنیای امروز ما متفاوت است.

سازمان‌های دولتی، بخش خصوصی و نخبگان باید کنار هم باشند. صد سال پیش اگر به کسی می‌گفتیم اینترنت اصلاً باورش می‌شد؟ قبل از اینکه تلفن بیاید، کسی باورش می‌شد؟

سال ۱۸۳۰ که تلگراف شروع شد و آقای مرس اختراع کرد و الفبایش هم مرس شد، از آن زمان که ارتباطات منطقه‌ای و جهانی شروع شد تا امروز که اینترنت وجود دارد، کسی یک تحول عظیم این‌چنینی را باور می‌کرد. حتماً ۳۰ الی ۵۰ سال بعد دنیای دیگری است. نخبه آن کسی است که نه تنها امروز را می‌بیند، که فردا را هم پیش بینی می‌کند. نه فقط برنامه برای امروز می‌ریزد که برنامه‌ فردا را هم مد نظر قرار می‌دهد.

اهمیت تعامل بیشتر دولت و نخبگان

البته آنچه راجع به نخبگی و نخبگان باید گفت، خود آنها باید بگویند. بنیاد نخبگان باید زمینه را فراهم کند تا اگر مشکلی در زمینه تحقیق و توسعه و فروش محصولات هست مطرح کنند. به هر حال کسی که در فناوری نمونه اول را تولید می‌کند معلوم است با کشوری که ده سال در این زمینه تلاش کرده یکی نخواهد بود.

حالا ما می‌گوییم که بهتر از نمونه خارجی درآوردیم. ممکن است یک نمونه هم بهتر در بیاید، اما به هر حال تلاش و کار می‌خواهد و طبیعی است که باید اصلاح کنیم. یکی از جاهایی که دولت باید در آن وارد عمل شود کمک برای خرید محصولات است. نخبه‌ای که می‌آید تلاش می‌کند دنبال فناوری و اختراع و نوآوری و خلاقیت و ابداع است، آنچه او تولید می‌کند ممکن است خیلی خوب در بیاید و امکان دارد مقداری ایراد داشته باشد. باید کمکش کنیم و بگذاریم او تکمیل کند و هر چه بتوانیم به نخبگان و اندیشمندان خودمان تکیه کنیم. باید سازمان‌های دولتی را با بخش خصوصی، نهادهادی مردمی و نخبگان متصل کنیم و اینها را کنار هم قرار دهیم.

اگر بناست برای نخبگان کاری کنیم، خود آنها بگویند چه کنیم. اگر بناست دولت قدمی بردارد، خیلی سخت است به نخبگان بگوید شما چه کار بکنید. البته دولت می‌تواند اطلاعات لازم را بدهد. یکی از مشکلات این است که نخبگان ما گاهی نمی‌دانند ما چه نیاز داریم یا در کشاورزی، صنعت، سیاست داخلی و خارجی چه می‌گذرد. برخی از اطلاعات هست که باید در اختیار نخبگان قرار بگیرد. برخی از نیازها هست که باید به اطلاع نخبگان رساند. برخی درخواست‌ها را هم باید به نخبگان ارائه داد.

آنها هم بیایند کمک کنند. در بخش اقتصاد مشکل داریم و باید نخبگان به ما کمک کنند. همان‌طور که اگر در بهداشت و درمان مشکل داشتیم، نخبگان آن رشته، متخصصان آن رشته باید بیایند و به ما کمک کنند، ما باید دست به دست هم بدهیم و از دنیای نخبگی بهتر استفاده کنیم. همچنین در بخش هنر، از هنرمندان پیشکسوتمان استفاده کنیم.

حفاظت از هنر به معنی مومیایی کردن فرهنگ نیست. بعضی‌ها تا دست می‌زنیم می‌گویند دست خورد. مگر بناست فرهنگ را مومیایی کنیم؛ فرهنگ مان را باید بازآفرینی کنیم.

الحمدلله همه دنبال خط اجتهاد هستیم، به قول معروف حوزوی اخباری نیستیم، اصولی هستیم. باید از فرهنگی که خداوند، ائمه و بزرگان و عالمان و اندیشمندان در طول تاریخ به ما داده‌اند، استفاده کنیم. خداوند زمینه تکامل را پیش روی ما گذاشته است. بشر آنقدر در علم و دانش و سیاست و مدیریت استعداد دارد، باید استعدادها شکوفا شود.

همه قرآن همین است. لعلکم تفلحون همه کارها این است که شما به فلاح برسید، فلاح همان شکوفایی است. فلاح یعنی همه بذرها ریشه بدواند، رشد کند و میوه و گل بدهد و این شکوفایی در سایه آن است که همه ما در صحنه کمک به این کشور، امروز پا به صحنه بگذاریم و نترسیم. نگویند چرا اینجا را دست زدیم. ما باید در بسیاری از زمینه‌ها حتی فرهنگمان را پرورش دهیم و بالنده و حتی بازآفرینی و باز تفسیر کنیم تا اینکه شاهد شکوفایی علم و دانش و هنر در این کشور باشیم.

امیدوارم دولت در خدمت شما نخبگان، اندیشمندان، صاحبنظران باشد برای اینکه بتوانیم در نهایت به قدرت ملی و ثروت ملی کمک کنیم، ان‌شاء‌الله.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

91582
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.