اختلافات داخلی و تشدید چالش‌های فراروی آمریکا

از بین رفتن هژمونی آمریکا در جهان یکی از مسائل مورد بحث در محافل علمی‌ و سیاسی است. برخی از شخصیت‌های آمریکایی با هشدار در این باره، اختلافات داخلی و تاثیر آن بر سیاست خارجی را عامل این مسئله می‌دانند.
تصویر اختلافات داخلی و تشدید چالش‌های فراروی آمریکا

ریچارد‌هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در گفتگو با یک برنامه اینترنتی، دیدگاه‌های خود را در خصوص تاثیر سیاست داخلی بر سیاست خارجی آمریکا و به‌ویژه بر سیاست خارجی بایدن در قبال عربستان، ایران، چین و روسیه بیان کرده که مهمترین محورهای این گفتگو بدین شرح است:

چالش‌های ژئوپلیتیک و جهانی آمریکا در سایه اختلافات عمیق در داخل کشور

آمریکا با دو نوع مسئله روبروست. یکی، مسائل ژئوپولیتیک سنتی مانند اقدام روسیه در اوکراین و همچنین اقدامات چین، ایران و کره شمالی و دیگری بحث مسائل جهانی مانند بیماری همه گیر کروناست. علاوه بر این، بحث تغییرات اقلیمی‌ و اشاعه هسته‌ای و مقررات ناکافی در بحث فضای سایبری در جهان هم مطرح هستند.

آمریکا به مدت 75 سال با رهبری متحدان و شرکای خود در سراسر جهان، به «چالش‌های ژئوپولیتیک» پرداخت اما در این مدت به «چالش‌های جهانی» نپرداخت. هرچند که اوضاع، بد شده است اما می‌توان تصور کرد که بدتر هم بشود. مشکلات در داخل کشور ممکن است به مشکلات بزرگتری در خارج از کشور منجر شود. همانطور که کرونا نشان داد که مشکلات در خارج هم ممکن است باعث بروز مشکل در داخل کشور شود.

دراین میان، بن بست و اختلافات عمیق در داخل آمریکا، عامل دلگرم شدن حریفان آن است. این وضعیت باعث شده حریفان آمریکا دست به اقدامات تهاجمی‌بزنند که یکی از این گونه موارد روسیه است. زمانی که ولادیمیر پوتین به ششم ژانویه (شورش در کنگره آمریکا) نگاه می‌کند، احتمالا نتیجه می‌گیرد که آمریکا دیگر فاقد هرگونه انسجام است. همچنین وقتی متحدان ما نوسانات لجام گسیخته در سیاست خارجی آمریکا را می‌بینند دچار تشویش می‌شوند.

در آمریکا تغییر دولت‌ها و دست به دست شدن قدرت میان احزاب دموکرات و جمهوری خواه باعث نواسانات زیادی در سیاست خارجی می‌شود. از سوی دیگر در آمریکا این سردرگمی‌ وجود دارد که اکنون چه چیزی هنجار و چه چیزی ناهنجار است؟ آیا ترامپ ناهنجاری بود و ریاست جمهوری بایدن بازگشت به یک هنجار آشنا است؟ یا اینکه دقیقا عکس این مطلب صحیح است؟ آیا ترامپ هنجار جدید بود و بایدن یک ناهنجاری چهارساله است و دوباره در آینده به دوره ترامپیسم باز خواهیم گشت؟

این سردرگمی‌ باعث می‌شود کسانی که به آمریکا وابستگی دارند در این وابستگی، تجدید نظر کنند. در گذشته فرض بر این بود که اوضاع در ادوار ریاست جمهوری ثبات دارد. ما از دوره ریاست جمهوری هری ترومن تا جورج بوش پدر و تا حدی در دوره اوباما چنین فرضی داشتیم اما اکنون چنین چیزی دیگر وجود ندارد!

تاثیر سیاست داخلی بر ناکارآمدی سیاست خارجی آمریکا

در این شرایط، تداوم یک سیاست خاص مزیت‌هایی دارد و تاثیرگذاری ملاحظات سیاسی داخلی بر سیاست خارجی، خطرناک است مثلا دموکرات‌ها و جمهوریخواهان مواضع شدیدی علیه چین اتخاذ کردند و به سختی می‌توان گفت بین سیاست‌های دولت ترامپ و بایدن در مورد چین چه تفاوت‌هایی وجود دارد. یا پس از تهاجم روسیه به اوکراین، جمهوریخواهان در کنگره آمریکا از اتخاذ تدابیر شدید علیه ولادیمیر پوتین حمایت کردند.

مشکل بزرگ در بحث تاثیر سیاست داخلی بر سیاست خارجی، بروز این مسئله به شکل «ناکارآمدی» است که اقدام در زمینه تغییرات اقلیمی ‌یکی از این مسائل است و اگر آمریکا نتواند اختلافات داخلی را کنار بگذارد در این زمینه نمی‌تواند نقش رهبری را ایفا کند. آمریکا قوانین و استاندارهایی ندارد که بتواند به عنوان یک کشور الگو در زمینه تغییرات اقلیمی‌به دیگران فشار وارد کند.

اختلاف در این زمینه را می‌توان در این مسئله مشاهده کرد که حتی یک جمهوریخواه از میان 50 سناتور جمهوریخواه از بحث تغییرات اقلیمی‌حمایت نکرد. براین اساس، بزرگترین چالش امنیت ملی آمریکا عملا یک چالش داخلی است که باید دید که آیا این کشور می‌تواند بر اختلافات داخلی پیروز شود؟

نقاط ضعف و قوت سیاست خارجی بایدن در قبال جنگ اوکراین

سیاست خارجی بایدن، یک سیاست سنتیِ چند جانبه و مناسب است هرچند که در برخی موارد با چالش‌ها و مشکلاتی روبروست مثلا در عرصه تجارت بین المللی، یک سیاست جدی وجود ندارد و این یک اشتباه مهم است. از سوی دیگر، اگرچه در برخی موارد مانند جنگ اوکراین، عملکرد سیاست خارجی دولت بایدن، منسجم و هوشمندانه بوده اما موضع گیری اشتباه در این بحران این بوده که این مسئله را صرفا به کشمکش بین دموکراسی و استبداد محدود کرده در حالی که بخش زیادی از جهان، دموکراتیک نیست. آمریکا درباره اوکراین باید بر حق کشورها در داشتن آرامش و صلح و مورد تهاجم قرار نگرفتن تاکید می‌کرد زیرا این نوع دسته بندی باعث می‌شد تعداد بیشتری از کشورها آن را بپذیرند.

درواقع، جنگ اوکراین، جنگ هشت ساله است که زمان شروع جنگ فوریه 2022 نبود بلکه این تاریخ شروع مرحله دوم جنگ بود. جنگ در سال 2014 با تهاجم روسیه و تسخیر کریمه و منطقه شرق دونباس شروع شد. بااین تحلیل، باید برای جنگی آماده بود که پایان مشخصی ندارد. ممکن است بر روی کاغذ سناریوهایی برای پایان جنگ وجود داشته باشد اما توافقی که مورد پذیرش متقابل اوکراین و روسیه باشد در دسترس نیست. ضمن اینکه اگر روسیه عملکرد خوبی داشته باشد، جنگ را متوقف نمی‌کند، همانطور که در دو ماه گذشته عملکرد نسبتا خوبی داشته است.

از سوی دیگر پوتین نمی‌خواهد با چهره‌ای شکست خورده با مردم خود روبرو شود. او فکر می‌کند گذشت زمان و جنگ فرسایشی به نفع روسیه است. ولادیمیر پوتین معتقد است این بخت وجود دارد که با قطع صادرات گاز، کشورهای اروپایی، حمایت خود را از اوکراین کاهش دهند و در تحریم‌ها علیه روسیه تجدید نظر کنند. علاوه بر این، بزرگترین نقطه ضعف در سیاست خارجی بایدن در قبال جنگ اوکراین، خلاء‌هایی است که در تحریم‌ها وجود دارد، روس‌ها همچنان می‌توانند صادرات داشته باشند و مقادیر زیادی پول را از محل فروش گاز طبیعی بدست آورند. اقداماتی در جریان است تا اروپایی‌ها بتوانند از وابستگی به گاز روسیه خلاص شوند. رویکرد بایدن رویکرد ائتلاف محور است و در مورد اوکراین کارایی داشته و باعث تقویت ناتو شد. این رویکرد همچنین باعث تقویت برخی ائتلاف‌ها و روابط در منطقه اقیانوس هند - اقیانوس آرام شده است.

ضرورت تعامل با عربستان در سیاست خارجی آمریکا

در بحث سیاست خارجی همیشه باید با افراد ناخوشایند سر و کار داشته باشید. فرانکلین دی روزولت با جوزف استالین دیدار کرد. وینستون چرچیل هم در جمله‌ای معروف گفته بود «اگر برای شکست دادن هیتلر لازم شود که با شیطان معامله کند، همین کار را خواهد کرد». اکنون آمریکا مجبور است با عربستان و رئیس جمهور چین سر و کار داشته باشد و شاید مجبور به کنار آمدن با پوتین یا کیم جونگ اون هم شود. بنابراین، با توجه به چالش‌های آمریکا در قبال ایران و همچنین علاقه آمریکا برای کشاندن عربستان سعودی به سمت عادی سازی بیشتر روابط با اسرائیل و همچنین مسئله انرژی و یمن، برقراری مجدد گفتگو با عربستان سعودی مهم است چون ولیعهد عربستان سعودی ممکن است تا نیم قرن دیگر رهبر عربستان باشد.

دستیابی به سیاست واحد با عربستان برای مهار ایران، اهمیت زیادی دارد. آمریکا همچنین می‌خواهد عربستان سعودی را از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای برحذر بدارد که این کار با داشتن روابط قوی با این کشور به گونه‌ای که احساس کند برای مقابله با ایران نیاز به خودکفایی ندارد امکانپذیر می‌شود. بنابراین سرمایه‌گذاری آمریکا در روابط با عربستان امری معقول است، حتی اگر این کار باعث شود که رئیس جمهور با انتقادات زیادی مواجه شود. در ارتباط با عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل هم فقط این سوال مطرح است که چه زمانی روابط عادی‌سازی می‌شود؟ این کار «یک جایزه و پاداش بزرگ عربی» برای اسرائیلی‌ها است. امکان دارد سعودی‌ها در برابر این مسئله امتیازی برای فلسطین دریافت کنند تا بن بست مسئله فلسطین از بین برود.

مساله ایران و برجام

سیاست خارجی دولت بایدن در قبال ایران باید متمرکز بر این مساله باشد که بزرگترین گسل در خاورمیانه، ایران است. حتی اگر برجام اجرایی شود، بخش‌های بزرگی از توافق به زودی منقضی خواهد شد. بنابراین آمریکا باید با توافق با همسایگان ایران مانند عربستان و اسرائیل خطوط قرمز یا محدودیت‌هایی تعیین و اعلام کند که چه چیزهایی قابل تحمل هستند و چه چیزهایی قابل تحمل نیستند.

الزامات سیاست خارجی آمریکا در قبال چین و روسیه

بخش زیادی از کشورهای جهان به خصوص در بحث تحریم‌های روسیه در یک صف قرار نگرفته اند. برخی از کشورهای جهان روابط خاصی با روسیه دارند. برای مثال هند به علت واردات بخش زیادی از سخت افزارهای نظامی‌خود از روسیه، این کار را نکرد. بخش نگران کننده‌تر این است که روسیه و چین در کنار هم قرار گرفتند. این دو کشور می‌خواهند از ماهیت نظام‌های سیاسی شان حفاظت کنند. آنها مخالف دنیایی هستند که تحت رهبری آمریکا باشد. هرچند چین و روسیه از «روابط نامحدود» سخن می‌گویند اما محدودیت‌هایی در روابط وجود دارد و دو کشور اختلافاتی دارند.

ائتلاف‌ها و روابطی که در منطقه اقیانوس هند- اقیانوس آرام از چین نگرانی دارند، در حال تقویت شدن است. در صدر همه این کشورها ژاپن قرار دارد. آمریکا باید به دفاع از تایوان تمایل داشته باشد و در برابر تجاوزگری چین علیه تایوان بازدارندگی ایجاد کند. آمریکا، ژاپن، استرالیا، کره جنوبی و تایوان باید توانمندی‌های نظامی‌خود را تقویت کنند تا رهبری فعلی چین یا رهبران آتی آن متقاعد شوند که تهاجم به تایوان یا استفاده از توسل به زور، کار بیهوده و بی نتیجه‌ای خواهد بود.

علاوه بر این، آمریکا باید این کشورها و کشورهای اروپایی را برای تحریم چین آماده کند. یکی از نگرانی‌ها، وابستگی به اقتصاد چین است. اکنون کشورهای زیادی با دسترسی به بازار چین و واردات از این کشور، خود را از لحاظ اقتصادی به چین وابسته کردند که این مسئله می‌تواند اهرمی‌ در دست پکن باشد. بنابر این در چند سال آینده آمریکا درصدد از بین بردن اهرم اقتصادی چین در برابر اروپا و شرکای آمریکا در منطقه اقیانوس هند - اقیانوس آرام خواهد بود.

نتیجه‌گیری

دو حزب دموکرات و جمهوری خواه آمریکا در برخی از مسائل جهانی اختلاف نظرهایی دارند که این اختلافات بر سیاست خارجی آمریکا تاثیر گذاشته است. نوسان در سیاست خارجی آمریکا علاوه بر ناکارآمد نشان دادن این کشور باعث دلگرم شدن رقبای آمریکا و دلسردی متحدان آن شده است. به همین علت کارشناسان آمریکایی توصیه می‌کنند واشنگتن با کنار گذاشتن اختلافات و برقراری روابط قوی با متحدان خود در مناطق مختلف جهان به‌خصوص غرب و شرق آسیا، سد محکمی‌ در برابر رقبا ایجاد کند. سدی که ابعاد نظامی، امنیت و اقتصادی را در بر بگیرد و آمریکا و متحدانش را در برابر رقبا مصون کند.

*انتشار این مطلب لزوما به معنای تایید محتوا توسط مرکز بررسی‌های استراتژیک نیست و صرفا به‌منظور بهره‌برداری نخبگانی منتشر شده است.

136292
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.