اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موضوع زبان و خط رسمی مملکت مربوط میشود. این اصل مقرر میدارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است». قانون اساسی ایران پیش از انقلاب اسلامی که در عصر مشروطه تنظیمشده بود در خصوص زبان ساکت بود. به نظر میرسد رسمیت زبان فارسی برای تدوینکنندگان قانون اساسی مشروطه بهقدری بدیهی بود که نیازی به ذکر و تأکید بر آن ندیده بودند.
البته تعیین زبان رسمی در قوانین اساسی کشورها امری پذیرفته است و اکثر قوانین اساسی جدید زبان یا زبانهای رسمی کشورها را تعیین کردهاند. بهعنوانمثال، قانون اساسی فرانسه در ماده ۲ مقرر میدارد «زبان رسمی این جمهوری، فرانسوی است»؛ و ماده ۳ قانون اساسی ترکیه مقرر میدارد که ترکی زبان رسمی مردم ترکیه است. در خصوص اصل ۱۵ و روند اجرایی شدن آن تا به امروز اظهارات زیادی صورت گرفته است و به همین میزان پژوهشهای دقیق حقوقی و سیاسی کمتری دیده میشود.
به دلیل اهمیت این موضوع و جایگاه این اصل در هویت و همبستگی ملی، این نوشتار به نکات و ملاحظات ملی در رابطه با اصل ۱۵ قانون اساسی میپردازد.
البته تعیین زبان رسمی در قوانین اساسی کشورها امری پذیرفته است و اکثر قوانین اساسی جدید زبان یا زبانهای رسمی کشورها را تعیین کردهاند. بهعنوانمثال، قانون اساسی فرانسه در ماده ۲ مقرر میدارد «زبان رسمی این جمهوری، فرانسوی است»؛ و ماده ۳ قانون اساسی ترکیه مقرر میدارد که ترکی زبان رسمی مردم ترکیه است. در خصوص اصل ۱۵ و روند اجرایی شدن آن تا به امروز اظهارات زیادی صورت گرفته است و به همین میزان پژوهشهای دقیق حقوقی و سیاسی کمتری دیده میشود.
به دلیل اهمیت این موضوع و جایگاه این اصل در هویت و همبستگی ملی، این نوشتار به نکات و ملاحظات ملی در رابطه با اصل ۱۵ قانون اساسی میپردازد.
نقش ادراکات و تصورات متقابل گروههای مختلف از یکدیگر، یکی از عوامل تعیینکننده در تقویت یا تضعیف مبانی هویت جمعی است. در شرایط کنونی، تفکرات قالبی و پیشداوریها در مناسبـات بین افراد، طوایـف، اقوام و گروههای ایرانی نقش بسیار مؤثری ایفا میکند و فهم دقیق ابعاد و زوایای این مسئله میتواند ما را در رفع بسیاری از سوءتفاهمات و تحکیم مبانی هویت ملی و رفع زمینههای بهرهبرداری نیروهای بیگانه بیشازپیش یاری دهد. بهتر است از خود بپرسیم که پس از شنیدن این اسامی بلافاصله چه ذهنیت و تصوری به ذهن ما خطور میکند: آذری، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن، مشهدی، یزدی، اصفهانی، آبادانی، تهرانی، ... اگر بلافاصله تصوری منفی و کلی در رابطه با تمام افرادی که متعلق به این اقوام و شهرها هستند به ذهن برسد، متأسفانه نشاندهندة آن است که ما نیز قربانی کلیشههای برآمده از تصورات قالبی شدهایم.