پیشبرد دیپلماسی اقتصادی در دوران پساتحریم، منوط به فعالیت هرچه بیشتر و شکوفائی بخش خصوصی است. اما در دنیای امروز، توفیق در عرصهی هماوردی رقابتها و تعاملات مربوط به دیپلماسی اقتصادی، جز با بسترسازی مناسب حقوقی، و نیز تدوین سیاست رسانهای نوین و متناسب با شرایط پیچیده حاکم بر ارتباطات رسانهای جهانی و سوق دادن افکار عمومی بر اساس آن، میسر نیست.
نقدی بر مقالة «راهبردی برای بهبود تصویر ملی ایران»
مسیری برای سانسور ملی در ایران
در دهم تیرماه 1394 مقالهای با عنوان «راهبردی برای بهبود تصویر ملی ایران» به قلم دکتر حسامالدین آشنا در شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی منتشر شد. ایدهی محوری این مقاله پیشنهاد تشکیل «ستاد ارتباطات راهبردی ایران» در زیرمجموعهی شورای عالی امنیت ملی با هدف بهبود تصویر ملی ایران بود. در متن حاضر نکاتی در نقد این پیشنهاد نوشته شده است.
توانیابان (معلولان) از شمار گروههای اجتماعی هستند که نیاز مستمر به حمایت، برنامهریزی و سیاستگذاری همه جانبه حاکمیتی دارند. بسترسازی برای تولید کارآفرینی و توانمندسازی آنان و شناخت روشها وشیوههای نوین ، رویه اثربخشی است که قدرت خلاقیت و جوهر ابتکار را در افراد معلول (درهمه کلاسهای معلولیت ) کشف کرده و شکوفا میسازد. از پدیدههای تازهرس کنونی، استفاده از امکانات و مختصات فضای مجازی (فعالیتهای وبپایه) برای کارآفرینی، توانمندسازی و کاهش فاصله اجتماعی معلولان با سایرین است. امروزه با توجه به فراگیرشدن استفاده از اینترنت و فضای مجازی، زمینههای نویی برای خلق فرصتهای کاری و توانمندسازی معلولان پدیدار شده است . این مقاله برآن است که با استفاده از نظریه نوسازی به بازنمایی کارکردهای امکانات فضای مجازی در کارآفرینی و توانمندسازی توانیابان در مسیر توسعه اجتماعی بپردازد.
در عصر حاضر تحولات ملی، منطقهای و جهانی جایگاه ایران را در معادلات بینالمللی کاملا متحول کرده است. شرایط به گونهای است که ایران در صحنه واقعی سیاست جهانی به بازیگر و بازیگردانی قدرتمند تبدیل شده، اما در صحنه تصویرسازی جهانی و مدیریت تصویر بینالمللی وضع به گونهای دیگر است. آنان که در جنگ سیاسی و نظامی شکست خوردهاند در صحنه تبلیغاتی به هجوم پرداختهاند. این هجوم را میتوان این گونه ترسیم کرد که تاکنون نگاه و توجه اغلب رسانهها، مراکز سیاسی، اطلاعاتی، پژوهشی و حتی آموزشی دنیا به جنبههای منفی ایران بوده است.
از دوران مشروطیت تاکنون، عمده نخبگان، اغلب بهزیستی را نه برای همگان و عادلانه و جدی، بلکه در قالبهای بهزیستی گروهی، طبقاتی، قشری و گزینشی جستجو کردهاند و وقت آن است که در این اوضاع بحرانی رفاه، نخبگان سیاسی و همه فعالانی که در هیات حاکمه جایگاهی دارند؛ از نمایندگان مجلس گرفته تا قوای قضاییه و مجریه و فعالان اعم از اصولگرا و اصلاحطلب، بهزیستی را اصلیترین دغدغه خود قرار دهند.
اکنون نیازمند نوعی وفاق در زمینه اولویت دادن به مسئله رفاه عمومی مردم هستیم و اگر فعالان سیاسی و نخبگان به این امر آنگونه که باید توجه نکنند، دیر یا زود انگشت حسرت و پشیمانی به دندان خواهند گزید.
اکنون نیازمند نوعی وفاق در زمینه اولویت دادن به مسئله رفاه عمومی مردم هستیم و اگر فعالان سیاسی و نخبگان به این امر آنگونه که باید توجه نکنند، دیر یا زود انگشت حسرت و پشیمانی به دندان خواهند گزید.
در اقتصادی که در آن ورود بانکها به عرصهی بنگاهداری و ساختوساز عادی شده، دور از انتظار نیست که حتی دستگاههای دولتی هم به این ورطه کشیده شوند. این روند تأسفبار حتی به سازمانی بشردوستانه همچون هلالاحمر هم رسیده و این سازمان با تشکیل شرکتی به نام «شرکت ساختمانی هلال ایرانیان» در زیرمجموعهی «شرکت سرمایهگذاری هلال ایران» به عرصهی ساختوساز وارد شده است. مسلماً حضور یک سازمان دولتی آنهم سازمانی که وظیفه و مأموریتش امداد به حادثهدیدگان و انجام فعالیتهای انساندوستانه است، در عرصه پاساژسازی پیامدهای مخرب متعددی بهخصوص در عرصه اجتماعی و سازمانی خواهد داشت.
آلفرد هیچکاک معتقد است، «اگر پرده سفید نقاشی و نیز رنگها و قلمموهای لازم برای این حرفه، میلیونها دلار تمام میشد آن وقت میدیدید که آزادی هنری به کجا میکشید» (اسحاقپور، 1389: 90). به خاطر همین است که میان شعر، موسیقی، نقاشی و ادبیات متعالی با توده مردم و اصحاب قدرت فاصله افتاده است اما به دلیل ضرورت تامین و بازگشت سرمایه، فیلمسازان نمیتوانند برای همیشه قید مشتریانشان را بزنند و نسبت به سیاستهای فرهنگی دولتها بیتفاوت باشند. اکثر فیلمسازان بیشتر دورهکاری خود را به فیلمسازی در گونههای موفق از نظر تجاری و بدون ریسک از نظر حساسیتهای دولتی میپردازند. در واقع، همین دلایل سوزان هیوارد (1388: 202) را به این نتیجه رساندهاست که «صنعت فیلم به جای دادن امکان رشد به ایدههای نو همچنان به حمایت از ایدههای موفق پیشین ادامه خواهد داد. فیلمسازانی که به دنبال ایدههای نوآورانه هستند، به زودی خواهند دید که از سوی استودیوها کنار نهاده شدهاند، رویدادی که اورسن ولز، فرانسیس فورد کوپولا و مارتین اسکورسیزی چندین بار در طی دوران فیلمسازی خود تجربه کردهاند». فیلمسازی در کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و فیلمساز موفق ناگزیر از توجه به ذائقه مخاطب و سلیقه دولت میباشد. در این شرایط، مروری بر فیلمهای پرفروش در سالهای اخیر نشان میدهد، موفقیت در گیشه معمولاً برای آثاری رقم خورده که از دید متخصصان و منتقدان فاقد ارزشهای هنری بوده است. بدین ترتیب، با توجه به ضرورت نگاه به ذائقه تماشاگر و حساسیت دولت، بیم آن میرود که آنچه در نهایت در سینمای ایرانی تفوق یابد، نوعی سینمای سرگرمکننده و فاقد ارزشهای هنری باشد. نوشتار حاضر در پی بررسی دلایل نزول ذائقه تماشاگر سینمای ایران، ارزش هنری تولیدات سینمایی و همچنین نقش سیاستهای هنری دولت در این امر میباشد.
پیشنهاد تأسیس فرهنگستان زبان آذری یکی از وعدههای انتخاباتی حسن روحانی در سال 1392 بود که نخستین بار در دیدار با مردم ارومیه مطرح شد. وی در سخنرانی خود در جمع مردم این شهر وعده ایجاد چنین تأسیسی را در کابینه آینده خود مطرح کرد که بعدها جزئیات آن از سوی استاندار آذربایجان شرقی موردبحث و بررسی قرار گرفت.برخی از فعالان قومی، نویسندگان و روزنامههای محلی نیز از این موضع حمایت و آن را گامی مثبت ارزیابی کرده و سعی کردند درروند تأسیس آن مشارکت داشته باشند. از سوی دیگر برخی مدیران ، بر این باورند که چنین نهادی میتواند پاسخی مثبت به پارهای مطالبات محلی (زبانی، فرهنگی و...) باشد و در ضمن سیاستهای قومی و زبانی دولت را شفافتر خواهد کرد.