یکی از مسائل امروز جامعه ایران، بیکاری دانشجویان دانشگاهها پس از فارغالتحصیلی است. در نگاه اول، ضعف بازار کار در ایجاد اشتغال برای فارغالتحصیلان، پیوند ضعیف صنعت و دانشگاه و ضعف مهارتی دانشجویان از جمله عوامل بروز این بحران است. اما این موضوع ابعاد پیچیدهتری دارد که در این سخنرانی علمی به آن پرداخته میشود.
بحران آب در ایران محصول علل متنوعی است و این تنوع، نتیجه گستردگی و پیچیدگی مجموعه زیرساختها، نهادها، سازمانها، کنشگران و کنشهایی است که حول مقوله آب شکل گرفتهاند. هرکدام از این اجزا دارای کاستیهایی هستند که مجموعاً بحران آب در ایران را شکل میدهند. این مقاله میکوشد به تبیین بحران آب در ایران از منظر جامعهشناسی سیاسی بپردازد.
دولت یازدهم همزمان با شروع کار خود با مسائل و مشکلات گوناگونی همراه بود. ازجمله میتوان به وضعیت رکود تورمی، بیثباتی اقتصادی به ویژه در مباحث ارزی و تجاری، نرخ پایین سرمایهگذاری، عدم حضور فعال بخش غیردولتی، نظام ناکارآمد تعهدات و دیون باقیمانده از دولت و باز توزیع آن، نامناسب شدن فضای کسبوکار، کمبود منابع مالی بینالمللی، کاهش سرمایهگذاری خارجی، سختی دسترسی به فناوری و دانش فنی برتر، بحرانهای زیستمحیطی، آسیب دیدن اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی و کاهش مشارکت مردم و فعالان اقتصادی، مشکلات عدیده در حوزه فرهنگ و هنر، جو نامناسب بین روابط قوه مجریه با سایر قوا و مشکلات تأمین اجتماعی، رفاه و سلامت (تأمین دارو) اشاره کرد که شرایط سرمایهگذاری برای فعالان اقتصادی سخت، و وضعیت آحاد مردم نیز دشوارتر شده بود.
سرمایه انسانی جوان و تحصیل کرده، بدون شک یکی از اصلی ترین دارایی های کشور محسوب شده و توسعه این دارایی ها و به کار گیری بهینه آن در توسعه کشور در سیاست های کلی کشور و همچنین نقش جامع علمی کشور مورد تاکید قرار گرفته است.
جهانی شدن اشاره به روندهای جاری و آتی در عرصههای اقتصادی، آکادمیک و ... دارد که در دنیای امروز قابل مشاهدهاند. در حالیکه بینالمللی شدن عبارتست از سیاستها و اقداماتی که نهادها، نظامهای آکادمیک و حتی افراد دنبال می کنند تا بتوانند در فرآیند جهانی شدن حضور داشته باشند.
این مقاله استدلال میکند که اهمیت راهبردی منابع نفتی در سطح جهانی و داخلی کاهش یافته است و بهاینترتیب نفت دیگر کالایی بهاندازه گذشته مهم نیست. افزایش مقاومت اقتصاد ملی و جهانی نسبت به تغییرات عرضه نفت ایران از نشانههای این تحول است. تحولی دیگر افزایش خطر کاهش غیرمنتظره تقاضای نفت است، خطری که سایه آن همواره در سالهای اخیر بالاسر این صنعت احساس شده است. درواقع نگرانی از امنیت عرضه در دهههای اخیر کمرنگ و نگرانی از امنیت تقاضا برجسته شده است. مفهوم اوج نفت نیز در این راستا بررسی و نظریه تازهای درباره آن پیشنهاد شده است، نظریهای برای یک تغییر پارادایم درباره این مفهوم و عطف توجه از ایده اوج عرضه به ایده اوج تقاضا. در نتیجه این تحولات تا حدود زیادی اهرم نفت بهمثابه ابزار اعمال اراده سیاسی را از دست عرضهکنندگان خارج و به دست مصرفکنندگان سپرده است همچنین امنیت بلندمدت اقتصادی تولیدکنندگان و آینده بازار نفت ایشان را به چالش کشیده است. اما از سویی دیگر کشورهای داری منابع نفت ارزان را در مزیت رقابتی قرار داده است. این مقاله پیشنهادهایی برای این وضعیت تازه دارد.
انرژی یکی از عوامل اصلی توسعة هر کشور محسوب میشود و تعیین و اجرای راهکارهای مناسب در کلیهی حوزههای مربوط به انرژی تسهیل کنندهی توسعهی پایدار در کشور خواهد بود. حوزه حمل و نقل به عنوان مصرف کننده نهایی انرژی از این امر مستثنا نیست. یافتن راهکارهایی برای بهبود سبد حامل های انرژی در بخش حمل و نقل، به عنوان پر مصرف ترین بخش های انرژی کشور امری ضروری است. در این رهگذر استفاده از ابزار و چارچوب های سیاستگذاری نوین، که شرایط توسعه پایدار را مهیا می سازد پسندیده و مفید به نظر میرسد.