در این نوشتار آمده است:
استراتژی و سیاست، علم، فن و هنر تحصیل منافع حیاتی و تحقق اهداف ملی است. اگرچه، منافع و اهداف ملی، مفاهیمی زمان پرورده، زمینه پرورده، مبهم و همراه با تضادهای دوگانه بوده، و بالمآل، به دست دادن تعریفی ثابت و فراگیر از آنان غیرممکن مینماید، اما در هر فرض، این مفاهیم در عرصه سیاست داخلی و خارجی بهمثابه «دست نامرئی» آدام اسمیت (الگو و راهنمای عمل جوامع) نقش ایفا میکنند.
ازاینرو، بهرغم پذیرش تلون و تکثر مفهومی، ضرورتاً میباید تعریفی عملیاتی از این مفاهیم پیشنهاد کرد. در عرصه مباحث و مطالعات استراتژیک، چنانچه معانی واژههایی را که به کار میبریم بهدقت و وضوح ندانیم (اگرچه به اعتبار یک قرارداد زبانشناختی)، قادر نخواهیم بود که رهیافتها و راهبردهای مشخصی را ترسیم و تدوین کنیم. به تعبیر کراسمن:
«بیشتر مباحثات بیهودهای که همه وقتمان را بر سر آن ضایع میکنیم عمدتاً معلول این واقعیت است که هر کداممان نزد خود مبانی مبهمی از الفاظی که به کار میبریم در نظر داریم و فرض را بر این قرار میدهیم که مخالفان ما نیز آن واژهها را به همان معانی به کار میبرند. اگر از اول الفاظ را تعریف کنیم، بحثهایمان به مراتب سودمندتر خواهد بود.»
برای مطالعه و دریافت متن کامل این پژوهشها، روی لینکهای زیر کلیک کنید.