چالش‌های پیش روی زنان کارآفرین در کشورهای در حال توسعه

در این نوشتار در صدد هستیم چالشهایی را که زنان کارافرین در کشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند مورد بررسی قرار دهیم.

دانشگاه پوترای مالزی (UPM)

دکتری سیاست‌گذاری مسکن

تصویر چالش‌های پیش روی زنان کارآفرین در کشورهای در حال توسعه

مقدمه

ارتقاء کارآفرینی زنان به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها کمک می کند(1).میزان افزایش کارآفرینی زنان ، به ویژه در کشورهای در حال توسعه ، تأثیر مثبتی بر رفاه و مصرف کلی خانواده دارد (2). نقش منحصر به فرد زنان در خانواده تأثیر شبکه ای ایجاد می کند و منجر به افزایش فعالیت های کارآفرینی می شود (2).

کارآفرینی امنیت اقتصادی را برای زنان فراهم می کند (3) ، به آنها بستری برای بیان و تحقق خود می بخشد و آنها را توانمند می کند (1). بین تعداد کارآفرینان زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد و میزان کارآفرینی زنان به دلیل ناهمگونی در خصوصیات ساختاری آنها در سراسر کشور متفاوت است (4). در حالی که تعداد زنان کارآفرین در سراسر جهان افزایش یافته است ، تعداد آنها به میزان قابل توجهی کمتر از تعداد مردان است(5).کارآفرینی زنان به ویژه در کشورهای در حال توسعه با چالش روبرو هستند زیرا چنین زنانی فاقد فرصت هستند و منابع محدود دارند و با چالشهای زیادی روبرو می شوند (6).متعادل کردن کار و زندگی خانوادگی ، برخورد با جامعه پدرسالار و تبعیض جنسیتی فقط برخی از چالش های بی نظیر زنان است. تحقیقات در اقتصادهای در حال توسعه ، دیدگاههای عمیقی از چالشهای اجتماعی - فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی با چالش های پیش روی زنان کارآفرین ارائه کرده است.در این نوشتار درصدد هستیم چالشهایی را که زنان کارافرین در کشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند مورد بررسی قرار دهیم.

محدودیت هایی که زنان کارآفرین در کشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند: چشم انداز کارآفرینان

تحقیقات نشان می دهد که زنان کارآفرین در کشورهای در حال توسعه با چالش های متعددی روبرو هستند که در ذیل به آنها اشاره می شود:

تبعیض جنسیتی:کارآفرینی به عنوان یک مفهوم مردانه در نظر گرفته میشود. زنان هنگام راه اندازی کسب و کار با دشواری مواجه هستند و با تبعیض آشکار و پنهانی روبرو هستند - تفاوت گسترده ای در دستمزد بین زن و مرد وجود دارد ، و جامعه ارزش بسیار کمتری به زنان مستقل می دهد(7). زنان کمتر به دنبال کارآفرینی هستند ، زیرا این امر با نقش های جنسیتی سنتی (میتنی بر نظام پدرسالارانه) مانند مادر و همسری مخالف است (8) . جوامع مردسالارانه و بازارهای کارگری تحت سلطه مردان ، مانع جاه طلبی های زنان در فضای کارآفرینی می شوند (7) به عنوان مثال ، زنان لبنانی به دلیل مقاومت اعضای خانواده شان در حوزه راه اندازی کسب و کار با چالش روبرو هستند (1). در عربستان نیز اگرچه کشوری توسعه یافته است ، اما همچنان یک جامعه سنتی ، و مردسالار است (9). زنان سعودی با توجه به موقعیتی که دارند ، خود را در وضعیتی نادرست می بینند باید با واقعیتهای تجاری انجام تجارت درگیر شوند در حالی که هنوز هم به حساسیت های اجتماعی احترام می گذارند (9).

تعارض کار و خانواده: زنان دائماً با تعادل میان انتظارات اجتماعی و جاه طلبی های خودشان در کشمکش هستند. زنان کارآفرین استرس دارند و غالباً بین مدیریت مشاغل و خانواده خود بار سنگینی را حس می کنند (3).

(ایتانی و همکاران ، 2011). زنان نیز به عنوان مراقبان اصلی فرزندان خود برای تحقق مسئولیتهای "زنانه" خود تحت فشار هستند. در حالی که هنوز در زندگی آرمانهای مردسالارانه یک "همسر خوب" خانه دار است(10).

به عنوان مثال ، زنان در امارات می توانند کار کنند ، اما اگر مشاغل آنها مانع نقش های سنتی آنها شود ، نیروی کار را ترک می کنند. بعید است زنان حتی پس از انجام مسئولیتهای سنتی خود دوباره به نیروی کار بپیوندند (3).

محدودیتهای مالی: ادبیات نشان می دهد که دسترسی به امور مالی یکی از عمده ترین محدودیت هایی است که زنان کارآفرین در کشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند (1). این تا حدی به این دلیل است که کارآفرینان در رده بالا ریسک قرار می گیرند (11). عدم تقارن اطلاعاتی ، عدم سابقه اعتبار و وثیقه ناکافی دسترسی به وامها را برای همه کارآفرینان و به ویژه زنان کارآفرین دشوار می کند(6) .بازارهای عمومی نوپا فرصت کارآفرینی را محدود می کند . فقدان گزینه های دیگری مانند سرمایه گذاری ، سهام خصوصی و اعتبار خرد وضعیت مالی را بدتر می کند. وام دهندگان پول فرصت طلب با استفاده از شارژ نرخ بهره بالا و کلاهبرداری از آنها ، از کارآفرینان سوءاستفاده می کنند (12). کارآفرینان زن غالباً به دلیل داشتن سابقه ضعیف اعتباری ناشی از سابقه کار متناقض و پس انداز ناکافی ، در افزایش سرمایه با مشکل بیشتری مواجه می شوند (10). کارآفرینان زن غالباً به دلیل داشتن سابقه ضعیف اعتباری ناشی از سابقه کار ضعیف و پس انداز ناکافی ، در افزایش سرمایه با مشکل بیشتری مواجه می شوند (10). برنامه های دولتی که وظیفه دارند منابع مالی را به مشاغل یپیوندند ، بنگاههای متعلق به مردان را ترجیح می دهند و فرصت کمی برای زنان باقی می گذارند(13). زنان در کشورهای در حال توسعه غالباً به کارآفرینی به عنوان راهی برای خروج از بیکاری و فقر متوسل می شوند و کارآفرینان "ضروری" هستند(2). هزینه های راه اندازی آن در کشورهای در حال توسعه زیاد است - منعکس کننده دشواری در انجام کار به دلیل عدم حمایت مؤسسات محکم و یک محیط نظارتی اغلب پیچیده و ناپایدار (14). زنان به دارایی و درآمد محدود خود متکی هستند که این امر توانایی رشد و تنوع فعالیتهای اقتصادی را محدود می کند

موانع رفتاری:زنان اعتماد به نفس کمتر و تصور منفی از خود دارند.

موانع فرهنگی و اجتماعی:دید منفی نسبت به زنان در کار ، این باور که زنان باید وظایف دیگری به عهده داشته باشند، محدودیتهایی برحسب نوع شغل انتخابی،کمبود حمایت خانوادگی،کمبود تغییرپذیری و غیره بوجود می آورد(1).

موانع تحصیلی و شغلی: زنان سطوح تحصیلی پایین تری دارند و اغلب دسترسی محدود به فرصتهای شغلی دارند.برای مثال بر اساس گزارش برابری جنسیتی کمیسیون اتحادیه اروپا، در حالیکه میزان استخدام زنان در اتحادیه اروپا ۵۷ درصد است، این رقم در ترکیه ۲۶ درصد می باشد. میزان زنان دارای تحصیلات عالی نیز در اتحادیه اروپا ۵۸.۹ درصد و در ترکیه ۴۸ درصد است. سازمان جهانی کار گزارشی را با عنوان "تفاوت جنسیتی در جهان ۲۰۱۴" منتشر کرد. براساس این گزارش زنان در جهان کار و در رده مدیران رده بالا به حد کافی حضور ندارند. بر اساس داده های بدست آمده از ۱۰۸ کشور، در تعداد زنان مدیر در سطوح رده بالای شرکتها در ۸۰ کشور جهانی طی ۲۰ سال اخیر افزایش مشاهده می شود. اما نتایج این تحقیق نشان می دهد که هنوز زنان و مردان از فرصت مساوی در دستیابی به امکانات شغلی رده بالا برخوردار نیستند. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده از این تحقیق، از میان کشورهایی که مورد بررسی قرار گرفته اند، در ۱۹ کشور هیچ زنی رئیس هیات مدیره نمی باشد. نروژ با ۱۳.۳ درصد و ترکیه با ۱۱.۱ درصد در راس کشورهایی قرار دارند که بیشترین تعداد زنان رئیس هیات مدیره شرکتها را بخود اختصاص داده اند. در این میان جامائیکا با ۵۹.۳ درصد بیشترین تعداد زنان مدیر و یمن با ۲.۱ درصد کمترین این تعداد را بخود اختصاص داده اند. ایالات متحده آمریکا در رده ۱۵، روسیه در رده ۲۵، انگلستان در رده ۴۱ و ترکیه در رده ۹۴ این لیست قرار داشتند(15).

عوامل موثر بر توسعه کارافرینی زنان

-ارزشها و باورها در جامعه:

زنان می توانند باتوجه به مکانیسم هایی چون گفتگو و مذاکره، اثبات موفقیت، استفاده از دانش و مهارت خود، برخوردهای مسالمت آمیز، رعایت قوانین و افزایش ارتباطات سازمانی وشبکه ای، نسبت به کارآفرینی اقدام کنند.

-آموزش

زنان کارآفرین می توانند از طریق دوره های آموزش کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت به افزایش توانایی کارآفرینی خود در جامعه کمک کنند. آموزش هایی در زمینه های خلاقیت، مدیریت منابع مالی، بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، استفاده از فناوری ارتباطات اطلاعات و ارتباطات و غیره.

-برقراری ارتباط بین خانواده و کار

مهمترین مشکلی که برای زنان کارآفرین وجود دارد ایجاد تضاد و دوگانگی بین ایفای نقش در خانواده و محیط کار می باشد. تربیت فرزندان و انجام امور خانواده از یک طرف و انعطاف پذیری ساعات کار از طرف دیگر، می تواند به عنوان نقش های مهم زنان کارآفرین باشد که باید با برنامه ریزی، بین آنها ارتباط برقرار کرد تا مانعی برای کارآفرینی زنان نباشد(1).

نتیجه‌گیری

گسترش کارآفرینی زنان، می تواند گامی به سوی ایجاد عدالت اجتماعی، مبارزه با فقر، و توسعة اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی باشد. دولت ها باید بتوانند ضمن بسترسازی مناسب و ایجاد محیط مناسب برای رشد و شکوفایی ِ استعدادهای انسانی از استعدادهای زنان بهره جسته و آن را اثربخش کنند. موفقیت زنان کارآفرین در جوامع نه ‌تنها سبب سودهای اقتصادی می‌شود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می‌نمایند. زنان به دلایل متعدد از جمله بیکاری و کمبود دستمزد می توانند وارد کارآفرینی ‌شوند. چون کارآفرینی راهی برای توسعه اشتغال و همچنین تحقق اهداف توسعه پایدار است.اما باورها،ارزشها و سنتهای حاکم بر قابلیتهای جنسیتی زنان از موانع اصلی کارآفرنی زنان است. از راهکارهای موثر در توسعه کارافرینی زنان توسعه مهارتهای فنی،گذراندن دورههای آموزشی،و خلاقیت است.

منابع

1- Jamali, D. (2009), “Constraints and opportunities facing women entrepreneurs in developing countries: a relational perspective”, Gender in Management: An International Journal, Vol. 24 No. 4, pp. 232-251.

2- Minniti, M. and Naudé, W. (2010), “What do we know about the patterns and determinants of female entrepreneurship across countries?”, The European Journal of Development Research, Vol. 22 No. 3, pp. 277-293.


3- Itani, H., Sidani, Y.M. and Baalbaki, I. (2011), “United Arab Emirates female entrepreneurs: motivationsand frustrations”, Equality, Diversity and Inclusion: An International Journal, Vol. 30 No. 5, pp. 409-424.

4- Baughn, C.C., Chua, B.L. and Neupert, K.E. (2006), “The normative context for women’s participation in entrepreneurship: a multicountry study”, Entrepreneurship Theory and Practice, Vol. 30 No. 5, pp. 687-708.


5- Verheul, I., Stel, A.V. and Thurik, R. (2006), “Explaining female and male entrepreneurship at the country level. Entrepreneurship and ”, Regional Development, Vol. 18 No. 2, pp. 151-183.

6- Panda, S. and Dash, S.K. (2015), “Friends and strangers: leveraging the power of networks for new venture success”, Development and Learning in Organizations: An International Journal, Vol. 29 No. 2, pp. 6-9.


7- Karatas-Ozkan, M., Inal, G. and Ozbilgin, M. (2010), “Turkey”, In: Fielden, S. and Davidson, M. (Eds) International Handbook of Successful Women Entrepreneurs, Edward Elgar Press, Cheltenham and New York, NY, pp. 175-188.
8- Welter, F. and Smallbone, D. (2003), “Entrepreneurship and enterprise strategies in transition economies: an institutional perspective”, In: Kirby, D. and Watson, A. (Eds), Small Firms and Economic Development in Developed and Transition Economies: A Reader, Ashgate, Aldershot, pp. 95-114.

9- Yousuf Danish, A. and Lawton Smith, H. (2012), “Female entrepreneurship in Saudi Arabia: opportunities and challenges”, International Journal of Gender and Entrepreneurship, Vol. 4 No. 3, pp. 216-235.

10- Andersson, I., Raihan, A., Rivera, M., Sulaiman, I. and Tandon, N. (2007), in Welter, F. (Ed.), Handbook on Women-Owned SMEs: Challenges and Opportunities in Policies and Programmes, International Organisation for Knowledge Economy and Enterprise Development (IKED) and Global Knowledge Partners (GKP), available at: www.iked.org/pdf/Handbook%20on% 20Women-owned%20SMEs.pdf

11- Thampy, A. (2010), “Financing of SME firms in India: interview with Ranjana Kumar, former CMD, Indian bank; vigilance commissioner, Central vigilance commission”, IIMB Management Review, Vol. 22 No. 3, pp. 93-101.

12- Sandhu, N., Hussain, J. and Matlay, H. (2012), “Barriers to finance experienced by female owner/ managers of marginal farms in India”, Journal of Small Business and Enterprise Development, Vol. 19 No. 4, pp. 640-655.

13- Halkias, D., Nwajiuba, C., Harkiolakis, N. and Caracatsanis, S.M. (2011), “Challenges facing women entrepreneurs in Nigeria”, Management Research Review, Vol. 34 No. 2, pp. 221-235.

14- Naudé, W., Gries, T., Wood, E. and Meintjies, A. (2008), “Regional determinants of entrepreneurial startups in a developing country”, Entrepreneurship and Regional Development, Vol. 20 No. 2, pp. 111-124.

15-قراملکی،حسین،(2019)،وضعیت زنان در جهان و نقش آنها در اقتصاد جهانی،برگرفته از:

https://www.trt.net.tr/persian/thlyl-w-gzrsh/2015/03/11/wd-yt-znn-dr-jhn-w-nqsh-anh-dr-qtsd-jhny-259016

115002
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.